«صحبت از احمد بیگدلی است که کنار 10 سالگیاش در اندکی سایه» ایستاد و روایت کرد و آنقدر روایت کرد تا برگزیده کتاب سال ادبیات داستانی شد.
نویسندهای که 4 دهه نوشتن و تنفس در هوای تازه ادبیات را تجربه کرده و کتاب آوای نهنگاش نامزد دریافت دومین دوره جایزه جلال آل احمد بود.
احمد بیگدلی میهمان روزنامه جام جم بود ، اما نه به صورت حضوری بلکه این میهمانی به لطف اختراع «گراهام بل » انجام شد و ما تنها صدای پر حجم و مهربانش را از آن سوی «نصف جهان» میشنیدیم.
اما روایت بیگدلی از آل احمد و روزگار سپری شده مردم سالخورده، در نوع خودش کمنظیر است ؛ بیگدلی میگوید: من از آن دسته نویسندگانی هستم که فرصت دیداری با شاعران، نویسندگان و فیلمسازان مورد علاقهام را نداشتهام. دولتآبادی، بیضایی، گلشیری، شاملو و حتی آیتالله بهجت که تشنه دیدارشان بودم، هرگز فرصتی نشد که ببینم.
آلاحمد را با «خسی در میقات» و داستانهایش میشناسم. نویسندهای بشدت رئالیست و صادق ؛ آنچه از او و نوشته هایش در من رسوب کرده و باقی است؛ روراستی با خواننده است و تبعیت از همان خصلت نویسندگانی که میشود نویسندگان دوره هدایت لقب داد: سادهنویس، جامعهگرا و منتقد.
بیگدلی در ادامه سخنانش به سختگیری جلال در نقد و خوانش اثر اشاره میکند و میگوید: جلال یک ناقد سختگیر جامعه و سیاست است. باج هم به کسی نمیدهد.
به قول ضرب المثل معروف اگر کج نشسته برای این است که راست بگوید و شیرین بگوید.
با این حساب ، اگر نه تمام اما بخش مهمی از نوشتههای جلال، به خاطره مشترک «من» و «نوشتن» برمی گردد نه آن که او را دیده باشم یا در کنارش ساعتها گفتگو کرده باشم.
اما پایان سخن بیگدلی هم به نوعی با جلال و نگاه صادق او مرتبط است و میگوید: فکر میکنم «روراستی» بله روراستی در این زمان ، دیر باورترین داستان نانوشتهای است که قلم بسیاری کسان آماده غلط گرفتن آن است.
گفتگوی مشروح ما با این داستاننویس توانمند کشورمان را میتوانید در روزهای آینده بخوانید.
سینا علیمحمدی