روانشناس هفت تیرکش مایه دردسر مسلمانان آمریکا شد

وحشت در تگزاس

نزال حسن، روانپزشک ارتش آمریکا وقتی به روی سربازان در پایگاه نظامی فورت‌هود آتش گشود و 13 سرباز آمریکایی را به کام مرگ کشاند شاید حتی فکرش را هم نمی‌کرد این اقدام به تشدید فشارها ‌روی مسلمانانی که در یگان‌های ارتش خدمت می‌کنند، منجر شود. ارتش آمریکا شنبه این هفته اعلام کرد نظارت خود بر کارمندان مسلمانش را افزایش داده و گرایشات مذهبی و وضعیت روحی آنان را مدنظر قرار می‌دهد.
کد خبر: ۲۹۳۷۴۹

زمانی که کیمبرلی مونلی، افسر پلیس زن 34 ساله ارتش آمریکا ساعت یک بعد از ظهر روز سه‌شنبه وارد مقر آمادگی نیروهای نظامی فورت‌هود تگزاس شد خود را در برابر سرگرد نزا ل حسن که در حال شلیک به نیروهای پلیس بود، یافت و شروع به شلیک به سوی او کرد.

این تیراندازی در نهایت با زخمی شدن او و حسن و کشته شدن 13 سرباز پایان یافت.

حسن مطابقگزارش مقامات ارتش ایالات‌متحده روانپزشکی شاغل در ارتش بوده که در روز حادثه ده‌ها سرباز را کشته یا مجروح کرده است. او همچنین به روی افراد غیرمسلحی که تلاش می‌کردند به مجروحین کمک کنند نیز آتش گشوده است.

درهمین زمان بود که مونلی سر رسید. حسن چشمانش را می‌بندد و به او شلیک می‌کند. شاهدان ماجرا می‌گویند این افسر کوچک‌اندام که تیرهای فرد مسلح به کمر و ران او اصابت کرده بود برای دفاع از خود بر روی زمین دراز می‌کشد و به تیراندازی به حسن ادامه می‌دهد که سرانجام یکی از تیرهای او به سینه حسن اصابت کرده و او را به زمین می‌اندازد.چاک مدلی، رئیس مرکز فوریت‌های پزشکی فورت‌هود می‌گوید: مونلی توانست به تنهایی ماجرا را پایان ببخشد. او می‌افزاید: افراد پلیس به حسن که خونین و بیهوش روی زمین دراز کشیده بود به آرامی نزدیک شده و او را دستگیر کردند. عملیات قهرمانانه‌ مونلی توانست به یک درگیری خونین برای نیروهای فورت‌هود که سال‌ها در عراق و افغانستان صاحب تجربه و مهارت شده بودند، پایان بدهد.

نیروهای پلیس می‌گویند حسن 13 نفر را کشته و بیش از 30 نفر را زخمی کرده است. اعضای خانواده حسن می‌گویند او از این که قرار بود در آینده نه چندان دور به افغانستان اعزام شود بسیار ناراحت و عصبی بود.

گن جورج کیسی، رئیس ستاد ارتش که نیروهای آمریکا را در سخت‌ترین روزهای جنگ در عراق هدایت کرده بود، می‌گوید: این حادثه یک ماجرای ناگوار نهفقط برای فورت‌هود بلکه برای کل ارتش است.

در حدود ساعت 1 بعد از ظهر روز سه‌شنبه در حدود 300 سرباز در مرکز آمادگی نیروهای ارتش، جایی که نیروها برای اعزام به مناطق جنگی آماده می‌شوند برای واکسیناسیون به صف ایستاده بودند. آنها در حالی که منتظر انجام آزمایش بینایی‌سنجی بودند خود را با پرکردن فرم‌هایی که به آنها داده شده بود، سرگرم می‌کردند.

در میان محوطه دسته‌ای دیگر از سربازان در حالی که لباس مخصوص فارغ‌التحصیلی به تن داشتند خود را برای مراسم اخذ درجه آماده می‌کردند. هیچ یک از سربازان مسلح نبودند.

در پایگاه‌های نظامی ایالات‌متحده مرسوم است که تمام اسلحه‌ها و مهمات در زاغه‌ها قرار داده می‌شود و فقط برای تمرین‌های آموزشی آنها را بیرون می‌آورند.

مقامات ارتش می‌گویند «ظاهرا حسن دو اسلحه به همراه بیش از 6 خشاب برای اجرای نقشه خود ‌همراه داشته است.»

برخی از سربازان می‌گویند فرد مسلح پیش از شلیک گلوله‌ها فریاد ‌زده «الله‌اکبر، الله‌اکبر» ولی برخی دیگر درباره اظهارنظر این گروه ابراز تردید می‌کنند.

شاهدان ماجرا می‌گویند، «شلیک گلوله‌ها بسیار ماهرانه، ادامه‌دار و با هدف‌گیری عالی بود. بسیاری از مجروحان از دو یا سه ناحیه در سینه و شکم و گردن مورد اصابت گلوله قرار گرفته‌اند.

مارکویست اسمیت، درجه‌داری 23 ساله می‌گوید در حال پر کردن فرم در یکی از اتاق‌های مرکز بوده که ناگهان صدای شلیک گلوله را شنیده و سپس فریادها و ناله‌های بسیاری بدنبال آن به‌گوش رسیده بود.در بیرون مرکز ستوان جفری پیرسل که اسمیت را به مرکز آورده بود در خودروی خود منتظر او بود. زمانی که سربازان مجروح شروع به گریختن از مرکز کردند ستوان پیرسل نزدیک در ورودی مرکز شد و بسرعت از خودرو بیرون پرید و شروع به کمک کردن به تعدادی از زخمی‌ها کرد و آنها را به داخل خودروی خود برد.

در همین حین تعدادی از سربازان به سرعت به سمت فرد مسلح شروع به دویدن کردند تا بدین وسیله مانع از شلیک او شوند. اسمیت گمان می‌کرد که در داخل مرکز در امان است بنابراین از اتاقک خود خارج شد. او می‌گوید: من از اتاق بیرون آمدم. آنچه را که می‌دیدم ، باور نمیکردم . دیدم در حدود 20 تا 30 نفر روی زمین افتاده بودند، تمام صندلی‌ها پراکنده و همه میزها واژگون شده بود‌ و خون همه جا را فرا گرفته بود. اسمیت بدنبال بازماندگان می‌گشت. همه امدادگران که هنوز در لباس مخصوص مراسم بودند مشغول مداوا و کمک کردن به مجروحان بودند. اسمیت از ساختمان مرکزی خارج شد و در آن زمان متوجه شد که مرد مسلح همچنان در وسط محوطه ایستاده است و فقط چند متر با او فاصله دارد. اسمیت می‌گوید: او به من نگاه می‌کرد سپس به سمت من برگشت و شروع به شلیک کرد. من به سرعت عکس العمل نشان داده و فورا به سوی ساختمان مقر دویدم. به وضوح می‌توانستم صدای گلوله‌هایی را که از کنار سرم می‌گذشتند، بشنوم.

خیلی ها اعتقاد دارند اقدام نزال حسن چهره کشوری را که سیاستمداران آن سعی دارند آن را امن نشان دهند بسیار مخدوش می‌کند.

اسمیت بدون اینکه جراحتی برداشته باشد از ساختمان بیرون آمد و فقط زمانی که از در خارج می‌شد یک تیر به پاشنه پوتین راستش اصابت کرد. او و ستوان پیرسل توانستند چند سرباز زخمی را بوسیله خودروی ستوان به بیمارستان منتقل کنند.

مونلی که خودروی خود را برای تعمیر به مرکز آورده بود اولین نیروی مسلحی بود که وارد مرکز شد. برای چندین دقیقه او و حسن تنها کسانی بودند که در مرکز مسلح بودند. جزییات دقیق آنچه اتفاق افتاده هنوز مشخص نیست اما شاهدان می‌گویند که حسن و مونلی تقریبا در یک لحظه بسوی یکدیگر شلیک کردند. حسن چند ثانیه بعد که خشاب اسلحه‌اش با شلیک به سوی مونلی خالی شده بود لحظاتی مکث کرد تا دوباره اسلحه خود را پر و مسلح کند.

سربازی که پشت یک خودرو پنهان شده بود، فریاد ‌زد «او در حال پر کردن اسلحه‌اش است.» در حالی که حسن با دستپاچگی خشاب اسلحه خود را پر می‌کرد افسر دیگری که دقایقی بعد از مونلی وارد مرکز شده بود به سوی او شلیک کرد و او را به زمین انداخت .

حسن و مونلی در حالی که غرق در خون بودند بر روی زمین افتاده بودند. اسلحه و مهمات حسن در اطراف او پراکنده بود‌.

در این لحظه یکی از سربازان بسرعت خود را به مونلی رساند و با کمربند خود پای مونلی را بست تا جلوی خونریزی ‌وی تا رسیدن ‌ به بیمارستان بگیرد.

امدادگران بسرعت خود را به حسن رسانده، لباس‌هایش را از تنش خارج و شروع به مداوای او و تزریق خون کردند تا شاید زنده بماند. حسن به همراه 3 سرباز بد حال دیگر با هلی‌کوپتر به بیمارستانی در نزدیکی تمپل در تگزاس منتقل شدند.

خودروها تمام سربازان زخمی را به یک مرکز درمانی در فاصله یک مایلی مرکز منتقل کردند. تعدادی از سربازان تی‌شرت‌های سبز رنگ‌شان را پاره کرده و از انها به عنوان باند برای بندآوردن خونریزی مجروحان استفاده می‌کردند‌.

سروان هاوارد اپلبای در آن روز برای مداوای بیماری روحی خود به بیمارستان رفته بود که ناگهان ماجرا را فهمیده و بسرعت شروع به کمک کردن به زخمی‌ها کرده بود. اپلبای می‌گوید «آن ماجرا برای من همانند بازگشتن‌ به عراق بود.»

سربازان زخمی روی برانکاردها دراز کشیده بودند و دعا می‌کردند. برخی دیگر‌‌دنبال تلفن همراه بودند تا به همسرانشان خبر دهند که زنده هستند. اکثریت سربازان زخم‌هایی روی شانه‌هایشان داشتند که نشان می‌داد آنها پیش از این در مناطق جنگی بوده‌اند.

سرهنگ استفن بک ویت ، پزشک بیمارستان دارنال می‌گوید او از دیدن این تعداد از نیروها که دارای چندین اصابت گلوله بودند دچار شوک شده بود. برای او بسیار سخت بود که باور کند این واقعه ناگوار و دردناک کار یک نفر است .

بسیاری از دکترها و نیروهای امدادی بیمارستان دارنال همانند سربازان در عراق خدمت کرده بودند و برای کمک به سربازان زخمی و غیرنظامیان که در عملیات انتحاری مجروح شده بودند تجربه کافی داشتند. نیروهایی هم به مرکز اعزام شده بودند تا بدنبال افراد مسلح دیگر بگردند و همچنین از صحنه حادثه مراقبت کنند. تا صبح روز جمعه مقر به حالت عادی بازگشت و روال کاری معمول‌ خود را در پیش گرفت.

کیسی و جان مک‌هوگ که از واشنگتن به فورت‌هود آمده بودند در جلوی پرچم بزرگ آمریکا که به‌طور نیمه افراشته در اهتزاز بود، ایستادند و متعهد شدند تیپ 36 مهندسی ارتش که اکثر مجروحان و کشته‌شدگان این ماجرا عضو آن تیپ بودند دیرتر از برنامه زمان‌بندی شده به ماموریت‌ برون مرزی اعزام شود. کیسی میگوید: ما این ماجرا را جدی خواهیم گرفت و ریشه‌ها و علل بروز آن را بررسی خواهیم کرد. او می‌افزاید: از سران ارتش در خواست خواهیم کرد که از این پس میزان حفاظت نیروهای خود را بسنجند.

بعد از سخنان کیسی و مک‌هوگ، الیوت والدز ، خبرنگار نظامی و شاهد ماجرا شروع به بازگفتن آنچه دیده بود، کرد. او در روز حادثه به مرکز رفته بود تا از مراسم فارغ‌التحصیلی و همچنین یکی از دوستانش که جزو فارغ‌التحصیلان بوده عکس و خبر تهیه کند که ناگهان حسن وارد شد و آن ماجرا رخ داد.

والدز می‌گوید بلافاصله دوربین را کنار گذاشته و به کمک مجروحان رفته بود.

او اعتقاد دارد چنین اتفاقی چهره یک کشور را که سیاستمداران آن سعی دارند آن را امن نشان دهند بسیار مخدوش می‌کند. او اعتقاد دارد این اتفاق واقعیت جدیدی را به ارتش و سیاستمداران آمریکا نشان داد که نتیجه جنگ‌ها و اعزام پیاپی نیروها به مناطق جنگی خارج از خاک آمریکا است که دولتمردان باید آن را بسیار جدی بگیرند.

مترجم : بهرام مرادیان
منبع: MSN

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها