من و شیدا کنار هم روی صندلی نشسته بودیم، عکاسها تند تند از ما عکس میگرفتند و مردم تبریک میگفتند.
پدرهامون به همه لبخند میزدند و تو این فکر بودند که چطور با یک ازدواج دیگه سایر بچههاشون را پولدار کنن.
من و شیدا آهسته به عاقد گفتیم:
حاجآقا برای طلاق کی خدمت برسیم؟
نیما اکرامیفر
نادر فریادشیران در گفت و گوی اختصاصی با جام جم آنلاین؛