ازمیان‌نوشته‌ها

تخم‌مرغ دزدی که شتر دزدید

پدربزرگ من، در شهر کوچک‌مان حلبی‌ساز بود و به قول معروف کوره سوادی هم داشت. اما گنجینه‌ای از نکته‌ها و گفته‌ها، صدها شعر و ضرب‌المثل و حکایت از بر بود که وقتی ذوق حرفزدن داشت، انصافا شنونده را مجذوب می‌کرد. آدم با خدایی بود و ان‌شاءالله رحمت خداوند هم شامل او می‌شود. یکی از نکته‌هایی که پدربزرگ همیشه می گفت و البته به جا و به موقع هم میگفت، این ضرب‌المثل بود: «تخم‌مرغ دزد، آخر شتر دزد می‌شود.» آن موقع این ضرب‌المثل برای من خیلی باورپذیر نبود که سارق یک تخم‌مرغ به آن کوچکی، چطور شتر دزد می‌شود. آن هم شتر به آن بزرگی؛ چه جوری می‌تواند قایمش کند؟ خصوصا که در منطقه ما در استان زنجان شتر نبود. بگذریم.
کد خبر: ۲۹۰۵۱۷

سال‌ها گذشت، ما بزرگ شدیم. صاحب کار، زن و زندگی شدیم تا این‌که بالاخره آن ضرب‌المثل برای من مصداق پیدا کرد و آن هم مربوط می‌شود به دوست و همکلاسی‌ام که نوجوان ماجراجو و بلندپروازی بود و در همان سنین دست به هر کاری می‌زد. مثلا دم عطاری که می‌رفتیم، به خوراکی‌ها ناخنک می‌زد. زمان گذشت و آن دوست به تهران آمد و من از او بی‌خبر بودم تا این‌که چند وقت پیش، اتفاقی در روزنامه عکس و خبری در مورد او دیدم که با کلاهبرداری، چند صد میلیون تومان ‌مال مردم را خورده و اکنون دستگیر شده است. همان موقع یاد پدربزرگم افتادم که گفت بالاخره تخم‌مرغ دزد شتردزد می شود. اگر دوست ما آن موقع بدون رضایت بقال‌ها به خوراکی‌های آنها ناخنک نمی زد، شاید به چنین روزی نمی افتاد. واقعا متاسف شدم و مطمئن هستم مال حرام از گلوی هیچ کس پایین نمی‌رود. امروز نشد، فردا و پس‌فردا در گلوگیر می‌کند و خلافکار را به دام می‌اندازد.

ابراهیم رستگار ‌ زنجان

پشیمانی را گران نخرید

با عرض سلام، خیلی زود می‌روم سر اصل مطلب؛ چند ضرب‌المثل در مورد کار خلاف از اینجا و آنجا جمع کرده‌ام و برایتان ارسال می‌کنم، امیدوارم با چاپ آن، هم مرا خوشحال کنید و هم ان‌شاءالله خوانندگان از آن بهره ببرند.

گناهکار، هرگز زیبا نیست.

ژاپنی

گناهان، امراض روح‌اند.

استرالیایی

گل سرخ پرورش دهید تا زمین شما به گلستان مبدل شود و خار مکارید که در پایتان فرو می‌رود.

فارسی

گمراه را جز گمراهان دوست ندارند.

فارسی

کسی که در گناه بسر می‌برد، زنده به گور است.

بلغاری

کینه به دیگران آزار می‌رساند ولی خود را هم زخمی می‌کند.

دانمارکی

کسی که اندرز ارزان را رد می‌کند، طولی نمی‌کشد که پشیمانی را به قیمت گران خریداری می‌کند.

فرانسوی
اکبر خالویی- کرمانشاه

راننده بامرام

چند وقت پیش در ترمینال شرق سوار یک تاکسی خطی شدم به مقصد خانه‌ام در میدان امام‌حسینع . 2 تا ساک دستی و یک کیسه که چند‌بسته‌کلوچه شمال در آن بود، همراهم بود. موقع پیاده شدن، به علت ساعت شلوغی ترافیک و تاریکی و نیز جایی که ماشین ایستاده بود، یادم رفت که کیسه را از صندوق عقب ماشین بردارم. وقتی به خانه رسیدم، تازه یاد کیسه افتادم.

عیال گفت: «قسمت نبوده، نوش جان راننده تاکسی.»

من گفتم: «بله نوش جانش»، ولی فکر نمی‌کنم او متوجه ماندن کیسه در صندوق عقب شده باشد، اصلا معلوم نیست که سراغ صندوق عقب ماشینش برود.»

پسرم گفت: «چرا آنها کارشان همین است. روزی دو سه بار در صندوق عقب را باز می‌کنند.»

چون موضوع مهمی نبود به آن اهمیتی ندادم تا این‌که چهار پنج روز بعد، در همان مسیر کنار خیابان منتظر تاکسی بودم که دیدم از دور یک تاکسی برایم چراغ می‌زند. جلوتر که آمد ایستاد و گفت: «آقا شما کجایید، سوغاتی‌تان در صندوق عقب جا مانده است.»

خودم را به آن راه زدم، گفتم: «کدام سوغاتی؟»

جواب داد: «کیسه کلوچه شمال.» و تندی پیاده شد و در صندوق عقب را باز کرد و کیسه را داد‌ دستم.

گفت: «ببخشید، من مسافر دارم. باید بروم.» و بعد تندی گاز داد و رفت. من مانده بودم حیران که آدم باوجدان هنوز هم زیاد است و هنوز هم بعضی‌ها امانتدار هستند.

آرزو کردم کاش می‌ایستاد و دست‌کم یک بسته‌اش را به خودش می‌دادم. آدم وقتی از این اتفاقات می‌بیند و می‌شنود، خوشحال می‌شود و آرامش روحی پیدا می‌کند.

سیروس، پ- تهران

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها