در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به نظر میرسد چند وقتی است برداشت از سریالهای خارجی به عنوان یکی از راههای حل این مشکل بیشتر مورد توجه قرار گرفته است. در این مدت زمزمههایی برای ساخت سریالی با شکل و شمایل «کلید اسرار» مطرح شد و حتی فرجالله سلحشور از آغاز طرحی با این شکل و شمایل گفت؛ اما ناگهان در شبکه تهران سریالی اپیزودیک با نام «شاید برای شما هم اتفاق بیفتد» کلید خورد که نویسندگان و کارگردانهای متعدد و متفاوتی دارد. تا این موضوع خیلی همهگیر و پرطرفدار نشده در گفتگو با یک کارگردان، یک تهیهکننده و یک نویسنده تلویزیون از مناظر متفاوتی با این موضوع روبهرو شدیم و آنها نکاتی را مطرح کردند که دانستنش خالی از لطف نیست.
علیرضا افخمی عقیده دارد هم دوبله و پخش سریالهای موفق خارجی خوب است و هم مشابهسازی و تولید سریال بر اساس آنها. البته باید تناسب شرایط و موقعیت را هم برای این کار در نظر گرفت: «در حالت کلی مشابهسازی خیلی از خرید بهتر است. فکر میکنم اگر سریالهای پرمخاطب آن ور آب ایرانیزه بشود، مخاطب خیلی بیشتری خواهد داشت تا این که مستقیم همان را دوبله کنیم و بفرستیم روی آنتن. آنها در آن کار به تناسب فرهنگشان دردها و مشکلات خودشان را بیان میکنند و مفاهیم اخلاقیشان هم با چیزی که در کشور ما حاکم است خیلی فرق میکند. با همه این ملاحظات خیلی بهتر است ما هم با استفاده از الگوی داستانی فیلمها و سریالهای موفق و ایرانیزه کردن آنها با توجه به فرهنگ خودمان، مسائل و مشکلات خودمان را مطرح کنیم.» او در ادامه به مشکلاتی هم که ممکن است سر راه مشابهسازی وجود داشته باشد، میپردازد و میگوید: «این کار پول و نیروی انسانی زیادی میخواهد که خیلی وقتها نمیشود آن را تامین کرد. پس وقتی آدم و پولش را نداریم، چارهای نیست جز این که همان سریالها را برای پخش دوبله کنیم.»
تا جایی که میشود خوب الگوبرداری کنیم
داوود هاشمی که این روزها درگیر تهیه دومین سری سریال اکشن «عملیات 125» است، از منظر همین سریالهای اکشن با این پرسش روبه رو میشود که البته بد هم نیست. او عقیده دارد اگر کپی سریالهای خارجی متناسب با فرهنگ ایرانی انجام بشود بد نیست: «اما ما در اینجا محدودیتهایی داریم که حسابی دست و بال ما را میبندد و نمیگذارد سریالی در حد و اندازه هشدار برای کبرا 11 را تولید کنیم. گاهی وقتها فقط در یک قسمت از این سریال 4 تا بنز نابود میشود و میرود روی هوا. آیا ما میتوانیم این کار را بکنیم؟»!
هاشمی که ماه رمضان امسال سریال «پنجمین خورشید» را در مقام تهیهکننده روی آنتن شبکه تهران داشت، توضیح میدهد: «در کشور ما چنین بودجه و امکاناتی برای یک سریال اکشن در نظر گرفته نمیشود. نکته دیگر هم این که مدیران ما آنقدر ماندگار نیستند که بتوانند برای پروداکشن وسیعتری متناسب با این طرحها برنامهریزی کنند.»
وی اضافه میکند: «کاری که ما در عملیات 125 میکنیم یک جور تمرین برای کارهای اکشن به حساب میآید؛ چون همان جور که گفتم نه بودجه و امکاناتمان برای تولید کاری در آن سطوح مناسب است و نه زمان کافی در اختیارمان قرار میگیرد. به گمانم خیلی خوب است اگر بتوانیم از صحنههای اکشنی که بدآموزی ندارد و بیننده هم از آنها لذت میبرد، الگوبرداری کنیم. گرچه در مورد بعضی صحنهها توان ما شاید به حدود 20 تا 30 درصد برسد.»
قصه جک و کیت به روایت اکبر و هانیه
عباس نعمتی، فیلمنامهنویس جوانی است که او را به عنوان نویسنده سریالهای «اولین شب آرامش»، «شب میگذرد» و «تاصبح» میشناسیم. وقتی موضوع این گزارش را برای او میگویم، پرسشم را خیلی کلی ارزیابی میکند و میگوید قبل از پاسخ دادن به آن باید وضعیت و مختصات سریالهای نمایشی را بررسی کرد: «تا ندانیم از نظر فیلمنامه در چه وضعیتی هستیم، هر راهحلی که برای اصلاح آن بدهیم، قبل از این که یک نظر کارشناسی باشد، سلیقهای است و خیلی نمیشود رویش حساب باز کرد.»
او ادامه میدهد: «در وضعیت موجود بیشتر متون نمایشی و فیلمنامههای ما از نظر خلاقیت، داستان و فکر و اندیشه به هم شبیهاند و خلاقیت به کار رفته در آنها در یک سطح و اندازه است. برای همین استفاده از فیلمها، سریالها، داستانها، رمانها و حتی اشعار بزرگ، چه داخلی چه ایرانی میتواند برای عریض کردن قصهها و تنوعدادن به شخصیتها کمک بزرگی باشد. به قول گدار این مهم نیست که قصه را از کجا وام بگیریم، مهم این است که آن را به کجا میبریم.»
نعمتی این را در شرایطی میگوید که بیشتر کارگردانهای ما از ترس زیر سوال رفتن خلاقیتشان، حتی خود را از فیلمنامههای دیگران که ممکن است از فیلمنامه خودشان خیلی بهتر و خلاقانهتر باشد، محروم میکنند و از آن طرف بسیاری از فیلمنامهنویسان هم از این که بهاقتباس نعل به نعل یا سرقت یا هر چیز دیگری در این زمینه متهم نشوند و حد و اندازه خلاقیتشان زیر سوال نرود، سراغ منابع خیلی خوبی که دور و برشان وجود دارد، نمیروند. نعمتی در این باره نظر دیگری دارد: «ما باید بین دو رویکرد کپیکردن و دراماتورژی تفاوت قائل شویم. در ایران تصوری از اورژینالنویسی وجود دارد که در عالم واقع هر ده بیست سال با یک نمونه از آن مواجه میشویم. همین حالا هم بهترین آثار سینمایی ما اقتباس یا دراماتورژی است. مثالش فیلمهایی است مثل ناخدا خورشید، آژانس شیشهای، درخت گلابی، شوکران و مارمولک. بیشتر آثار هیچکاک و جان فورد هم دراماتورژی است. متاسفانه سنت دراماتورژی در هنرهای نمایشی ما سابقه طولانی ندارد. در آمریکا و اروپا بحث خیلی داغی است. یک گشت و گذار ساده در اینترنت و کثرت مطالبی که همین سالها درباره دراماتورژی نوشته شده، نشان میدهد این ماجرا برای آنها چقدر جدی است.»
از نگاه این فیلمنامهنویس، کپی کردن با دراماتورژی تفاوتهای زیادی دارد. برای همین از او میخواهم کمی دقیقتر و ملموستر تفاوت آنها را توضیح بدهد. یعنی یک کار با چه اندازه تغییر دیگر کپی حساب نمیشود و میشود دراماتورژی؟
«در دراماتورژی شما بذر یک داستان از یک سرزمین دیگر را در زمین فرهنگی خود کشت میدهید. در تئاتر آلمان در بعضی اجراهای هملت، ریچارد سومی وجود دارد که دیگر واقعا رنگ و بوی آلمانی دارد. ریچارد سومی که اصلا پادشاه انگلستان است و آن را مال خودشان کردهاند، چه برسد به قصه و داستانش. در کپی کردن این بذر در محیط فرهنگی شما رشد نکرده است. مثلا همین لاست که شما مثال میزنید، یک کار اصلی با معنایی است که مد نظر ماست؟ از حیبن یقضان (یقظان) خود ما گرفته تا رابینسون کروزوئه همه همین موقعیت را دارند و انسانهای دورافتاده در یک جزیره را تصویر میکنند. ولی آیا ما «لاست» را دزدی به حساب میآوریم یا یک کار خلاقه؟ همین را تعمیم بدهید به روایت موازی این سریال. آیا قبلا این مدل روایت در تاریخ سینما اتفاق نیفتاده یا آنها چیزی را که قبلا انجام شده به نحو احسن اجرا کردهاند؟ بگذارید یک مثال دیگر بزنم: همین الان 2 سریال «آفیس» وجود دارد که یکیش آمریکایی است و آن یکی انگلیسی.»
نعمتی حرفش را با این جمله طنزآمیز تمام میکند: «پس تولید یک سریال وطنی از لاست با روش دراماتورژی این جوری نیست که اسم جک را به اکبر و اسم کیت را به هانیه تغییر بدهیم.»
یک جمعبندی مختصر
حتی اگر نخواهیم اسمش را هجوم بگذاریم، میتوانیم بگوییم در دنیا برای سلیقهها و مخاطبان مختلف با توجه به فرهنگ و موقعیت جغرافیایی و دغدغههای موجود، محصولات مختلفی در سینما و تلویزیون تولید میشود که نمیشود بیننده وطنی را هم با یک امر و نهی ساده از دیدنشان منصرف کرد. پس بهترین راه این است که در درجه اول از تجربههای هر کدام از این کارها بهره ببریم. در مرحله بعد هم میتوان با کارشناسی و ارزیابی هر کار به طور مستقل، در قبال آن تصمیم درستی بگیریم. این اولین چیزی است که از جمعبندی نظرات کارشناسی تا اینجا که ابتدای مواجهه با این کاریم، به دست میآید.
جابر تواضعی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: