1. بینالمللی بودن: برگزاری «اولین» و تاکید بر «بینالمللی» بودن، از چیزهایی است که ما در بسیاری از رخدادهای جمعی خود بر آن اصرار میورزیم. اینجا نیز نیاز است تا منظور برگزارکنندگان را از بینالمللی بودن جشنواره جویا شویم. آیا وجود دستکم یک غرفه از یک کشور خارجی و داشتن وبسایتی با 2زبان کافی است؟ البته در طول سالهای گذشته موردهای اینچنین کم نبودهاند.
2. کپیرایت: هر بار که گزارشی همراه با عدد و رقم میشنوم، با خود به مجموعهای از عددها فکر میکنم. اگر بهعنوان فرد بیطرف بخواهیم از همین ماجرا گزارشی آماری تهیه کنیم، چه عددهایی را جستجو میکنیم؟ اگر عددها را در قالب نموداری مرتبط سر و شکل دهیم، چه تحلیلی میتوان بر آن داشت؟ اگر قرار بر این باشد که با رعایت قانون کپیرایت چنین جشنوارهای را برگزار کنیم، چقدر هزینه دارد و چه تعداد غرفه و محصول امکان حضور ندارند؟ اگر قرار است صادرات حرفهای و پویایی محصولات دیجیتالی داشته باشیم، با الزامات کپیرایت چه در توشه خود داریم؟
3. برگ برنده: وقتی برای بازدید به محل جشنواره رفتم، دنبال چیزهای خاص میگشتم. آنچه انتظار یافتن آنها را در سطح بازارهای کوچه و خیابان ندارم. حالا چشمانم را میبندم و سعی میکنم با دور کند، مشاهداتم را مرور کنم. دنبال چیزهای خاصی میگردم که مرا ناچار به مکث و برشمردن آن چیزهای خاص میکنند. فکر میکنید چند مورد را میتوانم برایتان تعریف کنم؟
4. آموزش: توجه پررنگ برگزارکنندگان به آموزش جای خرسندی دارد. برگزاری کارگاههایی متعدد از ساعتهای آغازین تا پایانی هر روز جشنواره با تنوع موضوعهای تخصصی و عمومی کار سادهای نیست. کمیت و کیفیت این آموزشها جای کارشناسی دارد، اما در مجالی خارج از حوصله این یادداشت. تنها باید یادآور شد که ما در ایران مفهوم کارگاه را دچار تحول کردهایم. خوشبختانه در ادبیات اهالی دنیای مجازی، Tutorial معنایی یگانه دارد. برای دستاندرکاران حرفهای آموزش نیز کارگاه (Workshop) چنین است. حالا این که ما عادت کردهایم نشستهای آموزشی را بهعنوان کارگاه بشناسیم، نیاز به ریشهیابی دارد. یکی از شرطهای برگزاری کارگاه، تعامل دو سویه مدرس و فراگیر و مجال دادن به ایشان برای تمرین و ارایه یافتههاست. به همین دلیل حرفهایهای آموزش، یک کارگاه آموزشی مؤثر را برای جمعی بیش از 10 تا 15 فراگیر توصیه نمیکنند. وقتی از این تمایزها چشمپوشی کنیم، وارد طیف سخنرانی و رویکردهای یکطرفه آموزش شدهایم که به آنها کارگاه نمیگوییم.
با همه این احوال، باید هر دو نیمه پر و خالی لیوان را درست نگاه کرد. باید تخصیص بودجه برای اطلاعرسانی مفصل جشنواره از طریق رسانههای متنوع را به فال نیک گرفت.
شایسته است از تلاش فیزیکی و فکری همه دستاندرکاران این جشنواره قدردانی کرد. این که انتظار کار بیعیب و نقص داشته باشیم، خوب است و این که اشکالهای کار پیشین خود را تکرار کنیم، بد. چارهای نداریم جز این که به جشنواره بعدی امیدوار باشیم و تلاش کنیم که نقش مستقیم و غیرمستقیم خود در برگزاری بهتر آن را به خوبی ایفا کنیم. خوب است که نگاهی هم به جشنوارههای رسانهای دیجیتالی گوشه و کنار دنیا بیندازیم و حرکتمان را با صلاحدیدهای کارشناسی و تخصصی خودمان، سمت و سویی اثربخش دهیم. جز این رویکرد، خاندانی میشویم که تنها گزارش عدد و رقمها ما را از مسیر دور میکند. ظریفی میگفت: «سخت نگیرید، دیجیتال همان «دیجیت آل» است. برای درک درست باید دو زبانه ترجمهاش کنید. اینطور راحت میشوید.»
محمود کریمی