حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
انعقاد قرارداد مرزی 1975 الجزایر، دولت عراق را مکلف به انجام تعهداتی نانوشته نسبت به ایران کرد. ملاقات سران 2 کشور، همزمان با اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک و سفر هیات ایرانی به بغداد، شرایط را برای محدود کردن امام به وجود آورد.به دنبال آن، محدودیتهایی برای امام و بیت ایشان ایجاد شد. ماموران امنیتی اقدام به محاصره بیت ایشان کردند. عراقیها میخواستند امام در موضع سکوت قرار بگیرد و در این زمینه تلاش زیادی کردند. حتی سعدون شاکر، رئیس سازمان امنیت عراق، حجتالاسلام دعایی نماینده امام را احضار کرد و الزامات عراق نسبت به ایران را به او یادآور شد و درخواست کرد که امام یک ماه سکوت کند و اعلامیه منتشر نکند.
طبیعی است که امام با این درخواست موافقت نکرد و از آنجا که جو حاکم در عراق، ادامه فعالیت امام(ره) را محدود میکرد، تصمیم به مهاجرت گرفت.
امام(ره) ابتدا قصد داشت به سوریه برود. اما به علت تیرگی روابط عراق و سوریه، عزیمت به این کشور از طریق خاک عراق امکانپذیر نبود. به همین خاطر، برای ورود به سوریه مسیر کویت انتخاب شد. شب قبل از حرکت، دکتر ابراهیم یزدی که برای انجام برخی هماهنگیها از سوی اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان خارج از کشور، به نجف رفته بود، اتفاقی با سیداحمد خمینی دیدار کرد و از جریان مهاجرت آگاه شد. وظیفه تهیه ویزای کویت، به سیداحمد مهری واگذار شد. از آنجا که بین کشورهای عربی نام فامیل مرسوم نیست، برای صدور ویزای امام و همراهان به نام شخص و نام پدر کفایت شد. همین مساله سبب شد که ماموران کویتی در بدو امر از هویت امام آگاه نشوند.
در 13 مهر، امام(ره) به همراه سیداحمد خمینی، ابراهیم یزدی، برادران مهری، ابراهیم فردوسیپور و املایی وارد خاک کویت شدند. ساعت 11 شب به امام اطلاع دادند که دولت کویت، اجازه ورود به این کشور را نمیدهد و بنابراین ایشان مجبور به مراجعت به عراق شدند.امام همراه سیداحمد خمینی و فردوسیپور و املایی به بصره رفتند و شب را در هتلی گذراندند و یکی از برادران مهری به کویت برگشت.
ماموران دولت عراق، ابراهیم یزدی را بنا به دلایلی دستگیر کردند و یک روز در صفان نگه داشتند و صبح روز بعد او را آزاد کردند. هنگام اقامت امام در بصره، ایشان بنا به مشورت فرزندشان، پیشنهاد سفر به پاریس را پذیرفت.
بعدازظهر روز 14 مهر، امام(ره) همراه با هواپیما به بغداد رفتند و در هتل درالسلام اقامت کردند و همان شب برای زیارت به کاظمین رفتند.
بعدازظهر روز 15 مهر، امام و یارانش عازم فرانسه شدند. در فرودگاه پاریس، دکتر حبیبی، غضنفرپور، احمد سلامتیان و آیتاللهی از امام استقبال کردند. بعد از گذشت چند روز امام منزل 3 اتاقهای در نوفل لوشاتو در حومه پاریس اجاره کردند و به آنجا منتقل شدند.
رژیم پهلوی، با ورود امام به پاریس و اقامت ایشان در این شهر موافق بود، چون احساس میکرد در این کشور غیرمسلمان، امام به عنوان یک مرجع مذهبی دیگر نفوذ و اعتبار قبلی را نخواهد داشت و بنابراین کمکم از خاطرهها به فراموشی سپرده میشود. قدرتهای خارجی هم در این مورد با دولتمردان ایرانی همداستان بودند و اعتقاد داشتند ورود امام به پاریس یک اشتباه سیاسی بود و ایشان رهبری سیاسی و مذهبی خویش را از دست خواهد داد.
این مطلب در بیان والری ژیسکاردستن، رئیسجمهور پیشین فرانسه مشهود است. او در کتاب خاطراتش عنوان کرد که بعد از اقامت امام در پاریس، در تماسی با شریفامامی، نخستوزیر، اعلام کرد هیچ مخالفتی با ماندن امام در پاریس ندارد و جالب اینکه هر وقت دولت فرانسه قصد اخراج امام را داشت، دولت ایران مانع این امر میشد.
اما حوادث بعدی نشان داد که انتخاب فرانسه کاملا آگاهانه و با توجه به شم سیاسی قوی امام انجام شد و بعد از اقامت ایشان در این کشور، از همه امکانات برای پیشبرد انقلاب و اهداف نهضت به بهترین شکل استفاده شد. در واقع، هجرت امام به پاریس از مراحل سرنوشتساز انقلاب اسلامی محسوب میشود.
خاطرات اسماعیل فردوسیپور، مجله مشکوه، شماره 23، 1368، ص117 تا 220
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....