برای این مساله، مثالهای نقض زیادی هم وجود دارد که همین مدیریت ضعیف در برخی باشگاههای فوتبال، میتواند منظور نظر باشد. 10 هفته از لیگ برتر میگذرد و تاکنون 5 تیم حرفهای ما که قاعدتا باید ساختاری بابرنامه و سیستماتیک داشته باشند، به واسطه مدیریت ضعیف حاکم بر آنها با تغییر کادر فنی روبهرو شدهاند.
شاهین اهواز اولین آنها بود که با اتکا به منطق موفقیت تیم در راهیابی به لیگ برتر، سکان هدایتش را تغییر نداد تا کشتیاش زودتر از بقیه تیمها به گل بنشیند. مدیران استقلال اهواز هم بدون توجه به تناقضات موجود در خلق و خوی ناآرام خداداد عزیزی و هواداران کمحوصله اهوازی، تصمیمبه حفظ این مربی گرفتند تا خداداد مجبور به استعفای زودهنگام شود. پاس همدان هم از جمله تیمهایی بود که از همان روزهای آغازین لیگ، با منتقدانش بر سر انتخاب یک سرمربی کمتجربه جنگید و در نهایت هم همان کاری را کرد که باید از ابتدا میکرد. در مورد فولاد هم ضعف مدیریتی، آنجا نمود کرد که مجید جلالی در پایان فصل گذشته قربانی دست برخی دلالان شد. آنهایی که مرتب زمزمه کردند برای موفقیت در فصل بعد، لوکا ارجحتر از جلالی است تا با این ترفند به پول زیادی برسند. فولاد حالا در قعر جدول است و 2 هفته پیش جلالی جایگزین لوکا شده است!
در این میان پرسپولیس هم اگر پایینتر از حد انتظارات ظاهر شده، فقط به خاطر همان مدیریت ضعیفی است که از سال گذشته گریبانگیر تیم بود. ابومسلم هم که اصلا مدیریتی ندارد که بخواهیم در مورد آن صحبت کنیم.
به واقع اگر در فوتبال ما، مربیان اولین قربانیان ناکامیها هستند، ریشه اصلیاش را باید در همین ضعف مدیریت جستجو کرد. پارامتری که بهخوبی میتواند نمایانگر فاصله زیاد فوتبال ما با فوتبال روز دنیا باشد.
شاید بد نباشد اگر بدانید تا امروز که 8 هفته از لیگ برتر انگلستان میگذرد، حتی یک سرمربی هم برکنار نشده است، درست مانند اسپانیا، آلمان و خیلی جاهای دیگر دنیا.
رضا پورعالی