مروری بر ناتوانی‌های یادگیری دانش‌آموزان

لطفا مرا درک کنید

ناتوانی یادگیری دارای مفهوم گسترده‌ای است. این عبارت شامل مواردی از جمله مشکلات زبان، ریاضی، نوشتن، مشکلات دیداری و ادراکی و مشکلات توجه یا رفتاری می‌شود. بیشتر دانش‌آموزان مبتلا به ناتوانی یادگیری، دارایبهره هوشی‌ متوسط هستند ولی پیشرفت تحصیلی این کودکان بسیار کمتر از پیشرفت مورد انتظار بر اساس هوش و سن آنان است. برخی از دانش‌آموزان با ناتوانی یادگیری از نظر هوش در دامنه تیزهوشی قرار دارند. اینها دانش‌آموزان «تیزهوش با ناتوانی یادگیری» نام گرفته‌اند. علت ناتوانی یادگیری در بیشتر موارد مشخص نیست. علت این ناتوانی در یک دانش‌آموز ممکن است کاملا محیطی، در کودک دیگر درونی و در برخی کودکان حاصل تعامل هر دو باشد. شواهدی وجود دارند که شاید با توجه به آنها بتوان علت برخی از ناتوانی‌های یادگیری را به عوامل ژنتیک نسبت داد.
کد خبر: ۲۸۵۹۸۲

در حال حاضر در اغلب مطالعات سهم عوامل محیطی نادیده گرفته شده‌اند، در حالی که عوامل محیطی در مشکلات یادگیری نقش بسزایی دارند. چگونگی تعامل میان دانش‌آموز و محیط، محیط یادگیری مناسب، روابط خانوادگی بی‌ثبات، سوءاستفاده از کودکان و کاربرد روش‌ها و مواد آموزشی نامناسب در بروز تداوم ناتوانی‌های یادگیری نقش عمده‌ای دارند.

امروزه مشخص شده است عوامل محیطی، دانش‌آموزان را در مقابل وقایع درونی آسیب‌پذیرتر می‌کند. به عبارت دیگر ممکن است کودکی از نظر عوامل درونی آمادگی و استعداد ابتلا به ناتوانی‌های یادگیری را داشته باشد، ولی در صورتی که در محیط غنی رشد کند هیچ گاه علائم آن ظاهر نشود. بررسی‌ها بیانگر آن است که دانش‌آموزان با ناتوانی یادگیری تفاوت‌های بسیار با یکدیگر دارند و نمی‌توان برای آنها ویژگی‌های یکسانی را مطرح کرد. با وجود این ویژگی‌های مشترکی نیز دارند. برای مثال حداقل در یک حیطه، مشکل یادگیری دارند. هوش‌بهر اغلب آنها در دامنه متوسط تا بالای متوسط قرار دارد و عملکرد تحصیلی آنها پایین‌تر از حد مورد انتظار است. ناتوانی یادگیری ممکن است در تمام دوران زندگی از خردسالی تا بزرگسالی بروز کند ولی در اغلب موارد در سنین مدرسه خود را نشان می‌دهد، زیرا با فعالیت‌های مدرسه‌ای رابطه نزدیکی دارد. گاهی ممکن است فرد به بزرگسالی برسد و شاغل شود ولی ناتوانی او در یادگیری مشخص نشود زیرا در طی دوران مدرسه سعی کرده است تا از تکالیفی که در آن مشکل دارد، اجتناب ورزد. برای مثال فردی که در ریاضی ناتوانی دارد، ممکن است از رفتن به رشته ریاضی پرهیز کند و در دوران بزرگسالی نیز به دنبال مشاغلی برود که مستلزم به کارگیری مهارت‌های ریاضی نیستند.

می‌توان گفت بسیاری از افراد با ناتوانی یادگیری حتی در کشورهای پیشرفته تا مدت‌ها ناشناخته باقی می‌مانند یا مشکل آنها به غلط تشخیص داده می‌شود. در مواردی این دانش‌آموزان، عقب‌مانده ذهنی تلقی می‌شوند و در کلاس‌های ویژه جایدهی می‌شوند. در هر صورت هنوز علم نتوانسته به همه پرسش‌ها و تناقض‌هایی که در حیطه ناتوانی‌های یادگیری مطرح است، پاسخ دهد.

اختلال در زبان شفاهی

بسیاری از دانش‌آموزان با ناتوانی یادگیری در صحبت کردن یا زبان شفاهی مشکل دارند که این امر می‌تواند بر عملکردهای تحصیلی و اجتماعی آنها تاثیر بگذارد. آنان معمولا در شناسایی و کاربرد مناسب صداها و کلمه‌ها، درک معنای لغات، کاربرد مناسب و درک، ساختار جمله‌ها و همچنین استفاده از دستور زبان و قراردادهای آن مشکل دارند.

این گروه از دانش‌آموزان زبان نوشتاری را نیز بخوبی درک نمی‌کنند. گاه مشکلات زبان گفتاری می‌تواند تا حدی شدت یابد که گفتار کودک بی‌معنی شود. معمولا آنان در یافتن کلمه مناسب با دشواری مواجه می‌شوند، توالی کلامی مانند شماره‌های تلفن و آدرس‌ها را بسختی به یاد می‌آورند، گاه به نظر می‌رسد کلمات را درست نمی‌شنوند و واژگان محدودی دارند. معمولا موارد شدید مشکلات زبان شفاهی و بیانی بندرت پنهان می‌ماند. برخی از این کودکان بیش از حد ساکت هستند یا این که گفتار آنان کند می‌باشد.

آنان قادر نیستند با توجه به ویژگی‌های محیطی، لحن و نوع گفتار خود را تغییر دهند. همچنین آنان نمی‌توانند بر روابط خود با دیگران نظارت موثری داشته باشند و به همین سبب انعطاف‌پذیری کافی ندارند.

اختلال در خواندن

اختلال در خواندن یکی از رایج‌ترین مشکلات دانش‌آموزان دارای ناتوانی یادگیری است. حدود 90 درصد دانش‌آموزان ناتوان، در خواندن مشکل دارند. اغلب آنها در بدو ورود به مدرسه، ابتدا در یادگیری صدای حروف، مشکلاتی را نشان می‌دهند. سپس مشکلات آنها به باز‌شناسی حروف نوشتاری و کلمه‌های ساده نیز کشیده می‌شود و در نهایت در پایان پایه تحصیلی اول، ناتوانی یادگیری به طور معناداری رخ می‌نمایاند.

خانواده‌ای که به مبادله احساسات مثبت با کودک ناتوان خود می‌پردازد و نیازهای او را با بردباری پاسخ می‌دهد، می‌تواند تاثیر مثبت بر فرزند خود داشته باشد

این دانش‌آموزان با اختلال در خواندن معمولا در یادگیری حروف با مشکل مواجه هستند. رابطه بین حرف و صدا را بخوبی درک نمی‌کنند، عملکرد ضعیفی در تکالیف آواشناختی دارند و خواندن شفاهی آنان روان نیست یا با تامل همراه است. مشکلات خواندن این دسته از دانش‌آموزان، مهارت‌هایی مانند هجی کردن، دستخط، یادداشت‌برداری و نوشتن انشاء را نیز دربرمی‌گیرد. واژه نارساخوانی نیز اغلب به نارسایی فرد در خواندن اشاره دارد و بسیاری از مردم با آن آشنا هستند.

اختلال در نوشتن

یکی از مشکلات رایج در اختلال نوشتن، مربوط به دستخط است. اصولا نباید دانش‌آموزی با دستخط نسبتا ناخوانا را نامنظم یا بی‌دقت دانست. در بیان نوشتاری، مشکلات دستخط یک نارسایی به شمار می‌آید و می‌توان آن را بخشی از نارسایی یادگیری غیرکلامی دانست. دست‌خط خیلی بد، می‌تواند از نارسایی‌های دیداری حرکتی، مشکلات ادراک دیداری، مشکلات هماهنگی ظریف و درشت یا نارسایی در توانایی‌های فضایی نشات بگیرد. معمولا نوشته‌های این گروه از دانش‌آموزان ساختار ضعیفی دارد و از نظر انتقال معنا ضعیف است. این دانش‌آموزان با ناتوانی در نوشتن ممکن است مدت زمان زیادی را به نوشتن متنی کوتاه اختصاص دهند. آگاهی اندک آنها نسبت به ساختار متن، فرآیند نوشتن و فرآیندهای شناختی مربوط به آن بر مهارت نوشتن آنها تاثیر زیادی دارد.

اختلال در ریاضی

این احتمال وجود دارد که مشکلات ریاضی از انواع نارسایی‌ها نشات گیرد. برخی شواهد پژوهشی بیانگر تاثیر مهارت‌های شناختی در اکتساب مهارت‌ها ریاضی است. همچنین پژوهش‌های انجام شده نشان داده‌اند آسیب‌های عصب‌شناختی خاص در شکل‌گیری مشکلات ریاضی نقش دارند. دانش‌آموزان دچار اختلال در ریاضی معمولا مفاهیم اساسی ریاضی را دشوار می‌یابند، در نوشتن اعداد در یک ستون زیر هم با مشکل مواجه می‌شوند، در حل محاسبات چند مرحله‌ای گیج می‌شوند و بسیاری از پاسخ‌های ریاضی آنها نادرست است.

نارسایی‌های واقعی ریاضی شامل مشکلاتی در مفاهیم و مهارت‌های ریاضی از جمله محاسبه، حل مساله، هندسه، محاسبات ذهنی، برآورد، احتمالات، آمار، کسر اعشاری و اندازه‌گیری است.

نقش خانواده

خانواده در موفقیت‌های آموزشی دانش‌آموزان نقش مهمی دارد. خانواده‌ای که به مبادله احساسات مثبت با کودک ناتوان خود می‌پردازد و نیازهای او را با بردباری پاسخ می‌دهد، می‌تواند تاثیر مثبت بر فرزند خود داشته باشد. در واقع وجود روابط عاطفی قوی میان افراد خانواده، فرآیند رشد و یادگیری را تسهیل می‌کند. در دهه‌های اخیر در مورد نقش خانواده در ناتوانی‌های یادگیری پژوهش‌های بسیاری انجام شده است. بسیاری از والدین دانش‌آموزان با ناتوانی یادگیری به مشارکت در آموزش فرزندان خود و کمک به آنها در انجام تکالیف علاقه‌مندند. بررسی‌ها نیز نشان داده‌اند کمک به دانش‌آموزان در انجام تکالیف و به‌کارگیری روش‌هایی به منظور بهبود یادگیری مطالبی که در مدرسه آموزش داده شده‌اند بسیار مفید است. برای مثال والدین این دانش‌آموزان می‌توانند با خواندن کتاب داستان، دامنه واژگان فرزند خود را افزایش دهند و خواندن آنها را بهبود بخشند. علاوه بر این والدین می‌توانند مهارت‌های اجتماعی و شناختی فرزندان خود را بهبود بخشند و در صورتی که تمام فعالیت‌های والدین با هدایت و راهنمایی معلم صورت گیرد، بر پیشرفت تحصیلی این دسته از دانش‌آموزان تاثیر مثبتی دارد.

واقعیت این است که وجود یک کودک با ناتوانی یادگیری موجب افزایش استرس والدین می‌شود. این مساله بر روابط والدین با سایر کودکان و حتی خود آنها با یکدیگر نیز تاثیر منفی می‌گذارد. معمولا مادران کودکان با ناتوانی یادگیری به هنگام کمک به فرزندان خود در انجام تکالیف سلطه‌جوترند. از سوی دیگر، مادران کودکان بدون ناتوانی یادگیری در برانگیختن انگیزه‌های فرزندان خود موفق‌ترند و زمینه را برای چالش کودک با تکالیف و یادگیری فراهم می‌آورند.

مقایسه کودکان با و بدون ناتوانی یادگیری نشان داده است که کودکان با ناتوانی یادگیری، انگیزه‌های درونی و قوه ابتکار کمتری دارند و وابستگی آنها به مادر نیز بیشتر است.

از سوی دیگر اغلب والدین در مواجهه با کودک با ناتوانی یادگیری از سایر فرزندان خود غافل می‌شوند و توجه خود را فقط به کودک ناتوان خود معطوف می‌دارند که این مساله خود بر عزت نفس سایر فرزندان تاثیر می‌گذارد و عزت نفس آنها را کاهش می‌دهد. همچنین سایر فرزندان دچار کمبود می‌شوند و حتی ممکن است به خواهر یا برادر دارای ناتوانی خود حسادت ورزند.

به طور کلی وجود یک فرد با ناتوانی، شرایط ویژه‌ای را بر خانه حاکم می‌کند. اگر خواهر یا برادر فرد دارای ناتوانی، ویژگی‌های او را بشناسند و با او همدلی داشته باشند، می‌تواند در زندگی او نقش مثبتی ایفا کند ولی در صورتی که خواهر یا برادر فرد دارای ناتوانی، رفتار نامناسب با وی داشته باشند و او را تحقیر و سرزنش کنند، به عزت نفس او آسیب وارد می‌شود و البته این ارتباط به رفتار والدین با فرزندان نیز بستگی دارد.

برای پیشگیری از این موضوع لازم است والدین به گونه‌ای برنامه‌ریزی کنند که با تمام فرزندان خود ارتباط داشته باشند. ارتباط موثر و مناسب با خواهرها و برادرها در یادگیری مهارت اجتماعی دانش‌آموزان با ناتوانی یادگیری نقش بسیار مهمی دارد.

معصومه اسدی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها