به گزارش خبرنگار ما، پرونده این جنایت زمانی فاش شد که خانواده مردی 65 ساله به نام مراد به پلیس خبر دادند او در خانهاش به قتل رسیده است. از آنجا که زخمهای متعددی روی بدن این مرد مشهود بود، پلیس دریافت این مرد با ضربات جسمی سخت و توسط فردی آشنا به قتل رسیده است. به دستور بازپرس، تحقیقات گستردهای در این زمینه آغاز شد. بررسیها نشان داد که روز حادثه، یک آشنا در خانه مقتول بوده، چون اولا وسایل پذیرایی در خانه پهن بود و دوم اینکه موتورسیکلت مقتول به سرقت رفته بود و هیچ قفلی هم برای خارج کردن موتور از در شکسته نشده بود.
بررسیهای بیشتر نشان داد که مراد از مدتها قبل با پسر برادر همسرش اختلاف داشته است و آنها باهم درگیری داشتهاند. پسر جوان برای پاسخ دادن به چند سوال به اداره آگاهی احضار و سرانجام توسط پلیس به دلیل ضد و نقیضگوییهایش دستگیر شد.
پسر جوان بعد از دستگیری به قتل اعتراف کرد و گفت: «مدتی قبل با شوهرعمهام به خاطر برخی اختلافات مالی دچار مشکل شدم. شرایط سختی داشتم، نمیتوانستم پولی را که دست شوهرعمهام بود جبران کنم و نمیتوانستم آن پول را هم از او پس بگیرم. بنابراین نقشه قتل و انتقامگیری از او را کشیدم.»
او ادامه داد: «روز حادثه به خانهاش رفتم. نمیدانست من با چه انگیزهای به خانه او رفتهام، مقداری قرص خوابآور با خودم برده بودم.
قرصها را داخل یک لیوان دوغ ریختم و بعد آن را به شوهرعمهام دادم. وقتی لیوان دوغ را نوشید، کمکم به خواب فرورفت. قرصها خوابآور بود و چون من در دوز بالا به او قرص داده بودم، در خواب عمیقی فرورفت. میدانستم دیگر قدرت حرکت ندارد. بعد از چند دقیقه با یک گاز پیکنیکی چندین ضربه به سرش زدم. آنقدر زدم تا اینکه مطمئن شدم جان داده است. غرق در خون شده بود. تصمیم گرفتم از خانه خارج شوم. ترسیده بودم و به خاطر کاری که کرده بودم بشدت اضطراب داشتم. موتورسیکلت مقتول را دزدیدم تا همه فکر کنند این قتل به خاطر سرقت بوده است، اما بعد از چند روز دستگیر شدم.»
پسر جوان بعد از تکمیل تحقیقات، برای محاکمه به دادگاه کیفری استان فارس معرفی و بعد از محاکمه در شعبه 5 این دادگاه به قصاص محکوم شد. این حکم از سوی دیوان عالی کشور مورد تایید قرار گرفت و پسر جوان در آستانه اجرای حکم قرار گرفته است.