حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
اما شاعر شدن هم آفتی است که معمولا در سنین نوجوانی یقه خیلیهایمان را میگیرد و تنها عده کمی از ما از آن سر به سلامت بیرون میبریم و واقعا شاعر میشویم. بقیهمان احتمالا چند سال بعد دفتر شعرهایمان را در گوشه و کنار گنجه کتابهای مدرسه یا توی دور ریختنیهای خانهتکانی عید فراموش میکنیم.
شاعرها معمولا حساسند و درد برایشان مفهوم عجیبی دارد. دردها و دغدغههایشان با ما آدمهای خشن و غیرشاعر فرق میکند و ظرافت بیشتری دارد. آنها زود عاشق میشوند و زود شکست عشقی میخورند. آرامترند و سرشان بیشتر توی لاک خودشان است.
با این حال خیلی از ناشران حاضر نیستند روی کتابهای شعر سرمایهگذاری کنند و شاعران مجبور میشوند با هزینههای شخصی کتابشان را چاپ کنند و کنار خیابان به فروش برسانند. با این که کار پردرآمدی نیست، اما شاعران جوان فقط میخواهند شعرهایشان خوانده و فهمیده شود. این اصلیترین خواسته آنهاست.
به هر حال شاعران در ایران همیشه از ارج و قرب زیادی برخوردار بودند. چه زمانی که در دربار شاهان شعر میگفتند و همیان زر و باغ میوه هدیه میگرفتند، چه زمانی که در اعتراض به ستم همان شاهان در زندانها غزلسرایی میکردند و دادشان را به گوش خلایق میرساندند و چه زمانی که در فراق معشوقشان نالههای سوزناک سر میدادند.
حتی شاعرهای امروزی که ماشین و صنعت و چراغ راهنما در شعرهایشان میکارند هم محبوبیتی دارند که اگر نه به خاطر شعرهایشان است، به خاطر همان روحیه لطیف شاعری است که گاهی برای زندگی شلوغ و پر رفت و آمدمان لازمش داریم.
شعر از یک نگاه دیگر
شاعری در ایران از صدها سال پیش رونق داشته و حتی زمانی به عنوان یک شغل به رسمیت شناخته میشده است. شعر کلاسیک ایران با نام یک سری از شاعران گره خورده مثل حافظ، سعدی، مولانا، رودکی، فردوسی و خیلیهای دیگر که کتاب اشعارشان سالانه در شکلها و اندازههای متنوع، توسط انتشاراتیهای مختلف چاپ میشود و هنوز هم خریداران خودشان را دارد.
تولد شعر نو را به نیما یوشیج نسبت میدهند. البته هستند کسانی در میان اهالی ادبیات که حاضر نیستند بگذارند عنوان پدر شعر نویی نیما با خیال آسوده روی اسمش باشد. با این حال نیما اسمی نیست که تاریخچه شعر ایران بتواند از کنارش بگذارد.
ترجمه شعر، نوع جدیدی از شعر گفتن را به شاعران ایرانی یاد داد. از زمانی که کتابهای شعر شاعران خارجی ترجمه شد، به زبان فارسی به بازار کتاب آمد و شاعران و علاقهمندان این کتابها را خواندند، هم توقع مخاطبان از شعرهای ایرانی بالا رفت و هم توجه شاعران به شکل جدیدی از شعر جلب شد.
هر چند شاعرانی بودند که این تجربه جدید را با ادبیات شعری خودشان هماهنگ کردند، اما شاعران خیلی زیادی هم هستند که سبک شعریشان سرگرمکننده است، نمونه شعرهای از این دست میتواند این باشد: «ادراکم از خماری نگاهت، ماهوارهها را به مدار زمین نزدیک میکند.» بعضی از شعرهایی که در انجمنهای شعر جوان خوانده میشوند و شما چیزی از آنها سر درنمیآورید از این دستهاند.
کاربردهای شعر
شعرها به همان اندازه که در کتابها جا خوش کردهاند، در زندگی روزمره مردم هم وارد شدهاند. گاهی به شکل مثل و گاهی به شکل نقلقولهای حکیمانه. مثل این که پسر جان« !نابرده رنج گنج میسر نمیشود.» معمولا برای این که اوج ذوق و محبتمان را نشان بدهیم به پیامهای تبریک و تسلیتمان یکی از آن شعرهای مناسبتی را سنجاق میکنیم. مثل کارتهای تبریک عید یا تسلیت درگذشت یک مادربزرگ مهربان که با شعری شبیه یه این میتواند آرامش بخش شود: «مادر، آن دلنشین که یادم داد / پا به پایش بیایم و بروم.»
برای به دست آوردن دل معشوق بیوفا یا معشوقهای که ازمان فرار میکند هم میتوانیم از شعر استفاده کنیم. البته علاوه بر این که شعرهای تیپیکال این موقعها را در نظر دارید، پیشنهاد دیگر من این است که کمی هم از قوه شاعرانگی خودتان استفاده کنید. هر چقدر هم از نظر تکنیکی ایراد داشته باشد حرف دل خودتان است.
یکی دیگر از کاربردهای خیلی معمول شعر، «حفظ کردن آن و پز دادن» با آن است. هر چقدر شعرهای بیشتری حفظ باشید میتوانید وانمود کنید که بیشتر اهل ادبیات هستید. البته این توصیه برای کسانی است که اعتماد به نفسشان را از چیزهای کاذب به دست میآورند، وگرنه شعر حفظ کردن و استفاده از آن در مکالمات میتواند محیط شادی را در اطرافتان ایجاد کند. مثلا داشتهاید از این دوستانی که چپ و راست با شعرهای آنچنانی جمع را به فیض میرساند؟
مشاعره یکی مهمترین کاربردهای شعر و بیشتر یک بازی خوابگاهی است. وقتی همه سرگرمیهای دنیا تمام شده، همه تنقلات خورده شدهاند و هنوز تلاشتان برای خوابیدن به جایی نرسیده مشاعره آخرین راه است.
به هر حال برای مشاعره، باید سراغ کلاسیکها بروید که خب حفظ کردنشان هم آسانتر است. البته تازگیها مشاعرهها به شکلهای مدرنتری هم انجام میشود. مثلا میتوانید شعر نوی یکی از شاعران معاصر را بخوانید. فقط یکی از نقاط ابهام مشاعرههای نوین این است که قاعدهای وجود ندارد تا معلوم کند دقیقا کجا باید یک شعر را قطع کرد و نوبت را به دیگری داد.
از کاربردهای دیگر شعر، پتانسیل بالای آن برای هنر خوشنویسی است، مخصوصا درباره شعرهای کلاسیک، دوبیتیها و رباعیهایی که پر از معانی عمیقاند و اگر یک خوشنویسی شدهاش را هر صبح بر دیوار اتاقمان ببینیم حتما در درازمدت پیامش بر ذهن و روانمان اثر میکند. مثلا این که «آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است/ با دوستان مروت با دشمنان مدارا.»
فاطمه شاهچراغی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....