نگاهی به فیلم «دو خواهر»

روایت ناقص از غیرت

فیلم «دو خواهر» از عید فطر اکران عمومی شد تا اولین ساخته محمد بانکی در برابر دید مخاطبان قرار گیرد. اما ظاهرا محمد بانکی بیش از آن‌که به پردازش دراماتیک و روایت منطقی داستان خود در «دو خواهر» بپردازد به چیدمان بازیگران خود توجه داشته تا با ترکیبی جذاب و گیشه‌پسند، کلکسیونی از بازیگران پر زرق و برق را دور خود جمع کند و فیلمی پرفروش بسازد. قطعا ترکیب گلزار و نیکی کریمی می‌تواند برای جلب نظر تماشاگران بسیار موثر باشد بویژه اگر یکی از آنها ممنوع‌الکار هم باشد و در دو نقش با گریمی متفاوت بازی کند.
کد خبر: ۲۸۵۰۳۱

تفاوت نقش گلزار در این فیلم البته بیش از آن‌که در نوع بازی و تفاوت رفتاری باشد در نوع گریم و تفاوت ظاهری است که البته چندان هم غیرقابل تشخیص نیست. کافی است شما این فیلم را با چهارانگشتی سهیلی‌زاده مقایسه کنید تا جنس بازی بهرام رادان را در دو نقش با بازی گلزار در نقش دو برادر تشخیص دهید. شاید این فیلم یک نتیجه خوبی که داشت همین بود که توانایی محمدرضا گلزار را در بازیگری محک بزند. او هیچ نوع خلاقیتی در بازی خود برای ایجاد تفاوت بین امیر و افشین از خود بروز نمی‌دهد جز این‌که امیر موهایش را از پشت می‌بندند و افشین موهایش را باز کرده و عینک می‌گذارد. عجیب است که مهتاب که استاد دانشگاه است و منطقا باید فرد باهوشی هم باشد این مساله را درک نمی‌کند. حتی الناز شاکردوست که نقش خواهر دیگر را هم بازی می‌کند آنقدر باهوش و عاقل به نظر می‌رسد که یکی بودن امیر و افشین را تشخیص ندهد! آنها حتی برای یکبار هم که شده به این موضوع شک نمی‌کنند و برایشان این سوال پیش نمی‌آید که چرا هر وقت قرار است افشین و امیر در یک مکان حضور یابند یکی از آنها به بهانه‌ای نمی‌آید یا مثلا چرا مهتاب به حرف‌های گارسون رستوران برای یک لحظه هم که شده شک نمی‌کند و چراهای دیگر که هر کدام می‌تواند در برابر موقعیت‌هایی قرار گیرد که این دو خواهر را نسبت به صداقت امیر یا افشین به شک وادارد! بزرگ‌ترین ضعف فیلم هم در همین شخصیت‌پردازی است در حالی که ساختار داستان بر دوش نوع شخصیت کاراکترها بنا شده است. جلال دل‌انگیز که حامد کمیلی نقش آن را ایفاء می‌کند در پرده‌ای از ابهام قراردارد و معلوم نیست که اصلا او چه کاره است و مثلا رئیس یک باند مافیایی است که حشم و خدم دارد و دو نفر بادی‌گارد همیشه او را همراهی می‌کنند و چرا در همه جاهایی که امیر و مینا قرار دارند ناگهان سرو کله او پیدا می‌شود! فیلم حتی درباره شخصیت‌های اصلی قصه خود مثل مینا هم اطلاعات کافی به مخاطبان نمی‌دهد. این‌که مثلا پدر او و مهتاب کیست یا کارخانه‌ای که رئیس او میناست چه کارخانه‌ای است و چرا مینا در آنجا حضور ندارد و مهتاب که استاد دانشگاه است چرا عاشق فردی مثل افشین می‌شود اما صرفا با تعریف‌های دروغین امیر از او و.... کارگردان مینا و مهتاب را خیلی ساده‌انگارانه و سطحی به تصویر می‌کشد که این همه سادگی هیچ تناسبی با موقعیت خانوادگی و اجتماعی آن دو و رفتار ظاهریشان ندارد. البته این همه خود جای سوال دارد که همیشه در فیلم‌های تجاری ما همه چیز باید در طبقات بالا و با تجملات لوکس اتفاق بیفتد؟

در دو خواهر لحن فیلم دارای لکنت است و انگار تکلیف خود را با قصه معلوم نکرده است. گاهی به ملودرام می‌زند گاهی به کمدی فانتزی پرتاب می‌شود و بعضی مواقع نیز تابع طنز کلامی است. در واقع یک نوع عدم انسجام و نوسان ساختاری در روایت قصه وجود دارد که یکدستی داستان را از لحاظ شیوه روایت از بین می‌برد و مثل تکه‌هایی پازلی میماند که فقط در کنار هم قرار گرفته‌اند بدون این‌که با هم تناسب و هماهنگی داشته باشند و یک تصویر واحد را نشان دهند. مثلا کارهای عجیب و غریبی که جلال برای جلب نظر مینا انجام می‌دهد در یک فضای فانتزی و غیرمنطقی قرار دارد که به ساختار رئالیستی اثر لطمه می‌زند و باورپذیری موقعیت‌های جدی قصه را نیز مشکل می‌سازد. ضمن این‌که تعارض‌های آشکاری در شخصیت‌پردازی جلال به چشم می‌خورد. او از طرفی فردی متعصب و غیرتی معرفی می‌شود که مثل مردان سنتی با آزادی فردی همسرش مخالف است اما غرور مردانه‌ای که با این خصوصیات جلال سنخیت دارد در او دیده نمی‌شود. او نمادی از ترکیب ناقص مرد سنتی و مدرن است که حتی تکلیفش با خودش هم معلوم نیست. درونمایه اصلی فیلم نیز به مشکل او ارتباط دارد. اساسا فیلم قصد دارد تعصبات بیجا و اخلاق سنتی به نام غیرت را با زبان طنز مورد نقد قرار دهد و معنی درست او را به این واسطه به محضر مخاطبان برساند. برای این کار هم از تمهیدات روان‌شناسی استفاده می‌کند که متاسفانه در سال‌های اخیر به شکل بسیار دم‌دستی و عوامانه‌ای مورد استفاده قرار می‌گیرد و در نهایت صورتی غیرعلمی از روان‌شناسی ارائه می‌دهد که نه استفاده منطقی و دراماتیکی از آن می‌شود و نه اصلا با مبانی و مسائل این رشته علمی سازگاری دارد. به جای این‌که از روان‌شناسی در شخصیت‌پردازی و خلق موقعیت‌های احساسی عاطفی استفاده شود به برخی کلمات قصار گونه روان‌شناختی ارجاع می‌شود که نه می‌تواند پشتوانه علمی برای درام باشد و نه دست‌کم به شکل‌گیری شخصیتی قدرتمند و اثر گذار در فیلم کمک می‌کند. ضمن این‌که گاهی از تکنیک‌های درمانی آن تصویر غلطی ارائه می‌شود که اولا به شکل بیانیه برای بسیاری از چالش‌های جدی روانی اجتماعی جامعه ما نسخه‌ای واحد صادر می‌کند و دوما تصویری شتاب‌زده و سطحی از متخصصان این رشته به تصویر می‌کشد که ممکن است باورهای عمومی مردم را نسبت به عملکرد آنان زیر سوال ببرد. بسیاری از تکنیک‌های روان درمانی نسخه‌های فردی هستند که متناسب با ویژگی‌های مراجعه‌کننده توصیه می‌شود و نمی‌توان آن را همچون مانیفست درمانی برای افکار عمومی به تصویر کشاند. شخصیت جلال بیش از آن‌که به تحلیل‌های روان‌شناختی محتاج باشد به موقعیتی دراماتیک نیاز دارد تا بتواند برای مخاطب قابل درک و تجربه باشد. جمله او درباره این‌که بچه‌های ما خیلی زیبا و دیدنی می‌شوند موتیف وار آنقدر تکرار می‌شود که به جای تصویر مردی متعصب و غیرتی، چهره‌ای کمیک و شیرین عقل از او ترسیم می‌کند. از طرف دیگر فیلم پدر امیر را دارای بیماری آلزایمر معرفی می‌کند تا از این تمهید در باور کردن دروغ امیر درباره برادر دوقلویش افشین استفاده کند اما هیچ نشانه بارزی از فراموشی و علائم آلزایمر در وی نمی‌بینیم.

پایان‌بندی دو خواهر نیز مثل فضای کلی داستان و ساختار قصه خیلی سانتی‌مانتالی و دم‌دستی صورت‌بندی می‌شود و خیلی هندی‌وار آذین می‌شود. پایان این فیلم برای مخاطب خنده‌دار است وقتی می‌بیند که همه شخصیت‌های قصه برای افشین و مهتاب دست می‌زنند و جلال و مینا نیز با دو بچه آنجا حضور دارند. حالا این‌که در چه فاصله زمانی آنها دارای دو فرزند شدند و اصلا از زمان جدایی مهتاب و افشین تا رجوع دوباره آنها چه مدت زمانی طی شده است، مشخص نیست. همه اینها در ذهنم باقی می‌ماند به علاوه این علامت سوال بزرگ که اگر نام فیلم دو خواهر است پس چرا به روابط و مناسبات عاطفی و خانوادگی آنها کمتر پرداخته شده است؟!

سیدرضا صائمی


چهره‌های نزدیک

هملت بی‌پول

بهرام رادان فیلم‌های «بی پولی» و «تردید» را بر پرده سینماها دارد. دو فیلمی که از نظر کارگردانی و داستان هیچ سنخیتی باهم ندارند. در فیلم بی‌پولی رادان نقش جوانی به نام ایرج را بازی می‌کند که طراح لباس است و وضع خوبی هم دارد، اما یک اتفاق و لجبازی ایرج باعث می‌شود او در دام بی‌پولی بیفتد که حدود یک سال طول می‌کشد و زندگی او را به مرور با مشکلات جدی روبه‌رو می‌کند. رادان در این فیلم نقش اصلی را بازی می‌کند، اما به جرات می‌توان گفت او در این نقش اصلا خوب ظاهر نمی‌شود و به گونه‌ای نقش را حیف می‌کند. رادان انگار مانند شخصیت ایرج در فیلم بی‌پولی در اجرای این نقش لج کرده که راه خود را برود و نقش‌های قبلی خود را بخصوص نقشی را که در فیلم سنتوری داشت به‌یاد بیننده بیاورد. رادان نتوانسته در نقش ایرج جای بگیرد و تلاش هم نکرده که جامه مناسبی برای این نقش تدارک ببیند. انگار اصلا رادان نتوانسته با نقش ایرج ارتباط برقرار کند و چون آن را نپذیرفته و زندگی شبیه به او را هم تجربه نکرده است، نتوانسته ایرج را باورپذیر اجرا کند. به همین دلیل است که بیننده با داستان بی‌پولی ارتباط برقرار می‌کند، اما با ایرج نه. رادان در فیلم تردید هم نقش اصلی را بازی می‌کند. او در این فیلم که اقتباسی از نمایشنامه هملت نوشته شکسپیر است نقش هملت ایرانی را بازی می‌کند. نقشی که تاکنون توسط بازیگران بزرگ دنیا اجرا شده است و اشکالی ندارد اگر رادان در مقابل آنها کم بیاورد.

از تراژدی تا کمدی


حامد کمیلی فیلم‌های «تردید» و «دو خواهر» را در حال اکران در سینماها دارد. هر چه تردید، داستانی جدی دارد که با اصول تراژدی قصه خود را پیش می‌برد، دوخواهر داستانی عامه‌پسند دارد که داستان دختر و پسری را روایت می‌کند تا مخاطب خود را بخنداند، اما کمیلی در هر دوی این فیلم‌ها خوب ظاهر شده است و نشان می‌دهد که برای اجرای آنها سنگ تمام گذاشته و تلاش کرده تا اکنونیان و آیندگان بازی در این دو نقش را از آثار خوب او بدانند. این همه مایه گذاشتن شاید به این دلیل است که کمیلی بازیگری را با تلویزیون آغاز کرده و اکنون که به سینما آمده تلاش می‌کند نشان دهد که بازیگری است که کارگردانان سینما می‌توانند روی او حساب باز کنند. در ابتدا قرار بود محمدرضا فروتن نقشی را که کمیلی در تردید بازی می‌کند به عهده گیرد حتی چند سکانسی هم بازی کرد، اما بعد با انصراف فروتن جای او را کمیلی در تردید گرفت. کمیلی فیلم پسر آدم، دختر حوا ساخته رامبد جوان را در مرحله فنی و آماده‌سازی دارد.

بازیگر نقش دلنوازان


فریبا کوثری با سریال «دلنوازان» به شبکه 3 سیما آمده است تا یک بار دیگر مخاطبان تلویزیون را مهمان بازی گرم و دلنشین خود کند. کوثری سال گذشته با بازی در سریال بی‌گناهان توانست نظرهای بسیاری را با خود همراه کند. او در این سریال نقش تلخی را به عهده داشت، زنی تنها که باید یک تنه در مقابل همه حوادث و اتفاقات ریز و درشت زندگی‌اش می‌ایستاد، اما بازی گرم کوثری این تلخی را دیدنی کرد. کوثری که بازیگری را با سینما آغاز کرد ابتدا در فیلم «دندان مار» بازی کرد و بعد در چند نقش نه‌چندان جدی ظاهر شد، اما حضور او در سریال «معصومیت از دست رفته» او را به جمع بازیگران موفق راه داد. این بازیگر در فیلم «سوپر استار» هم بازی کرده است. این فیلم ابتدای سال اکران شد و یک ماه پیش به شبکه نمایش خانگی راه یافت و با استقبال مردم روبه‌رو شد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها