سال گذشته هم میلانی اولین فیلمسازی بود که در بحبوحهای که کتاب دا گوی سبقت از همه ربوده بود اعلام کرد که این کتاب را خوانده و مایل است که براساس آن فیلمی بسازد. اگر این فیلم ساخته شود میلانی اولین کارگردان زن ایرانی خواهد بود که فیلم جنگی میسازد. البته پیش از این رخشان بنیاعتماد با ساخت فیلم گیلانه به موضوع جنگ پرداخته است اما گیلانه به صورت مستقیم به اتفاقات جنگ نمیپردازد بلکه داستان مادر روستایی، پیرو تنهایی را روایت میکند که با عشق و گذشت از پسر خود که جانباز جنگ است نگهداری میکند. اما داستان دا در بطن جنگ اتفاق میافتد و روایتی است از مردم خرمشهر و مقاومت شرافتمندانه آنها. به گفته میلانی قرار است فیلم دا را حوزه هنری تهیه کند.
مهر تایید بر کتاب قانون
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی که هفته گذشته به تماشای فیلم «کتاب قانون» ساخته مازیار میری نشسته بود از این فیلم به عنوان یک فیلم خوب و بدون ایراد یاد کرد که باید اکران شود تا مردم بتوانند آن را در سینماها به تماشا بنشینند. کتاب قانون از فیلمهایی است که مورد بیمهری وزیر پیشین وزرات فرهنگ و ارشاد اسلامی قرار گرفته بود.این فیلم بارها و بارها جرح و تعدیل شد تا عاقبت توانست پروانه نمایش بگیرد و قرار است تا چند هفته دیگر اکران شود. با رسیدن کتاب قانون به اکران شاید فیلمهایی مانند صد سال به این سالها، به رنگ ارغوان، آتشکار و... هم که در بنبست ماندهاند بتوانند روی اکران عمومی را ببینند. البته کتاب قانون در زمانی مهر تایید وزیر را گرفت که هنوز معاونت سینمایی مشخص نشده بود. اکنون که این معاونت متولی خود را پیدا کرده است، اکران یا عدم اکران فیلمها به این متولی و مدیر کل نظارت و ارزشیابی بستگی دارد که معاون سینمایی انتخاب میکند.
تفاوت فیلمهای ایرانی با هندی
چند روز پیش همینطور اتفاقی یک فیلم هندی دیدم که بخشی از داستان آن در آمریکا میگذشت؛ ماجرایی باعث میشد که شخصیتهای زن و مرد این فیلم به آمریکا سفر کنند. نکته جالبی که در این فیلم به چشم میآمد این بود که همه این شخصیتها هم در هند و هم در آمریکا از لباس رسمی هند استفاده میکردند. زنان آنها در شهرهای بزرگ آمریکا با ساری رفت و آمد میکردند و البته همه آنها یک خال هم در وسط ابروها داشتند که کاملا نشان میداد آنها هندی هستند. این نوع پوشش و رفتار یک کار تبلیغاتی در سینمای هند نیست بلکه رفتار مردم هند باعث شده تا سینماگران هندی این رفتار را در فیلمهای خود به نمایش بگذارند. طبق شواهد شاید یک هندی در کشور خود لباس غیررسمی و غیر هندی بپوشد اما همین که از کشور خارج میشود لباس هندی میپوشد تا به خارجیها اعلام کند که هندی است و به ملیت خود افتخار میکند. اما ایرانی جماعت طبق شنیدهها و دیدهها چندان تمایل ندارد که به خارجیها نشان دهد ایرانی است به همین دلیل همین که از ایران خارج میشود هر نشانهای که معرف ملیت او باشد از خود دور میکند. این رفتار در فیلمهای سینمایی هم نمود پیدا کرده است. در فیلمهای سینمایی بازیگران از پوششی استفاده نمیکنند که نشاندهنده ملیت آنها باشد. اصلا در فیلمهای ایرانی نشانی از ایرانی بودن نیست. دکورها و لباسها همه جهانی هستند و خبری از آئین ایرانی نیست. درست برعکس فیلمهای هندی که پر از آئین هندی است و با دیدن آنها حتی میتوان بوی عودی که در فضا پخش میشود را هم استشمام کرد. البته این رفتار در ژاپنیها هم دیده میشود، در فیلمهای ژاپنی هم هنوز میتوان لباسها و آئین سنتی ژاپن را دید. ایران هم سراسر آئین است اما چرا این آئینها در فیلمهای ایرانی نمودی ندارند به مسائل مختلفی بستگی دارد که در این مطلب نمیتوان به آنها پرداخت اما نواحی مختلف ایران البسه سنتی زیبایی دارند که میتواند تبدیل به لباس ایرانیان شود و به سینما هم راه پیدا کند. البته سال گذشته که گروه سازنده فیلم «درباره الی» به جشنواره برلین دعوت شدند بازیگران زن این فیلم همگی با پوشش مناطق مختلف ایران و لباسهای سنتی در این جشنواره حاضر شدند که این حرکت آنها مورد استقبال حاضران جشنواره قرار گرفت. این حرکت خوب اگر ادامه پیدا کند میتواند به جریانی موثر تبدیل شود.
سارا بختیاری