ز این جهت دمادم به گوشم ندا میرسد
دانم این که دعوا شود ختم اگر این شبی
شوهرش بگوید به زن جان: طلا میرسد!
گفتهام به شوخی: بلا هست این ازدواج
حالیا چه سازم، چه سازم، بلا میرسد
دختری نشان کرده مادر برای حقیر
گفته غم مخور، روزیاش از هوا میرسد
**
گشته چار سالی که عقدی شده برگزار
کم کمک زمان عروسی فرا میرسد
کلّ پول بنده بود در حد صد هزار
واقعا ندانم که بر من چها میرسد
خواستم ز مادر، دعایی کند بهر من
چون یقین کلامش به گوش خدا میرسد
(ای خدا! سوالی نمایم ببخشا مرا:
مادرم دعایش چو نفرین به جا میرسد؟)
هان شما عزیزان، مدد گر دهیدم کنون
رقعه عروسی به دست شما میرسد
گر کمک نگردم، خلاصم به جان شما
چون که وقت دقمرگیام از قضا میرسد!
پانوشت:
1 - این مصرع آغازین، قرض گرفته شده از زندهیاد فریدون مشیری است.
در همین راستا خالی از لطف نیست بدانید که این شعر طنز ریتمیک، کلا براساس تصنیف معروفی در دهه 60 گفته شده است که خودش نیز بر اساس یک ملودی کردی در آواز بیات ترک و با شعر فریدون مشیری و تنظیم استاد جلال ذوالفنون و همراهی گروه سهتارنوازان، با آواز دلنشین صدیق تعریف، ساخته و پرداخته شده و کرارا هم از شبکات مختلف صدا و سیما پخش میشده است.
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)