نشست سهجانبه باراک اوباما، رئیسجمهور ایالاتمتحده به همراه محمود عباس، رئیس تشکیلات خودگردان فلسطینی و بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیمصهیونیستی در حالی چهارشنبه گذشته در آستانه آغاز به کار شصت و چهارمین مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک برگزار شد که در عمل هیچ دستاوردی به همراه نیاورد.
اگرچه دستگاه دیپلماسی آمریکا قبل از برگزاری نشست سهجانبه نیویورک سعی داشت آن را گامی بلند به سوی احیای روند صلح خاورمیانه به تصویر بکشد اما آنچه در عمل اتفاق افتاد جز نمایشی توخالی نبود.
عباس که پیشتر اعلام کرده بود قبل از توقف شهرکسازی حاضر به بازگشت به میز مذاکره نیست، حرفهای سابقش را تکرار کرد و نتانیاهو همچون گذشته تاکید کرد تلآویو از برنامه خود برای ساخت شهرکهای صهیونیستنشین جدید در کرانهباختری و مناطق شرقی بیتالمقدس دست نخواهد کشید.
نشست سهجانبه نیویورک تنها از یک بابت با همه نشستهایی که طی نیمقرن گذشته برای حل و فصل مناقشه خاورمیانه برگزار شده بود، فرق داشت. اوباما با لحنی شمرده اما محکم اعلام کرد واشنگتن پایان مناقشه رژیمصهیونیستی فلسطینیها را در راستای منافع ملی آمریکا میپندارد. این بدان معناست که اگر آمریکا بر پیگیری این سیاست پافشاری کند دیگر کارشکنیهای تلآویو را تحمل نخواهد کرد.
اسرائیلیها میگویند مخالفتی با خروج از کرانهباختری ندارند لیکن از سوءمدیریت حاکمیت خودگردان و ناتوانی عباس در تامین نظم و امنیت در قلمرو این حاکمیت نگرانند.
به ادعای آنها اگرچه تشکیل کشور مستقل فلسطین با استقبال جامعه بینالمللی مواجه خواهد شد ولی چنانچه همه پیشنیازهای تشکیل کشور فلسطین فراهم نیاید این کشور خیلی زود دچار فروپاشی خواهد شد.
اوباما که در تلاش است وجهه مخدوش آمریکا نزد جهانیان بهویژه در کشورهای عربی اسلامی را بهبود بخشد این پروژه را با نطق 4 ژوئن (13 تیر) خود کلید زد. او که عمیقا اعتقاد دارد حل و فصل مشکل اسرائیل فلسطینیها، مهار تروریسم در عراق، پرونده هستهای ایران و سرکوب القاعده و طالبان در افغانستان نیازمند آرام شدن اوضاع منطقه و ایجاد حس مشارکت در سطح منطقه است برنامهای کلان را در این بخش تدوین کرده است.
تلاش برای عادیسازی روابط با سوریه و ترغیب کشورهای عرب به عبور از اختلافاتشان با دمشق یکی از سرفصلهای این پروژه است که با فراهم آوردن زمینه اعمال فشار بر حزبالله لبنان و جنبش حماس در غزه به دنبال حذف موانع پیشروی روند سازش است.
مشکل اینجاست که اوباما نمیتواند صهیونیستها را به دست کشیدن از مخالفتشان به تعلیق شهرکسازیها وادارد. هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه و جورج میچل، فرستاده ویژه آمریکا به خاورمیانه و سفرهای پیاپی به پایتختهای عربی تقریبا اعراب را متقاعد کردهاند که برای احیای روند سازش با دادن امتیازاتی چون عادیسازی روابط با تلآویو، صدور مجوز عبور هواپیماهای اسرائیلی از حریم هواییشان و به رسمیت شناختن رژیمصهیونیستی موافقت کنند اما پیششرط اجرایی شدن این توافقات تعلیق شهرکسازیهاست.
برای 2 دهه تلاش روسایجمهور پیشین ایالاتمتحده برای برقراری صلح در خاورمیانه به اوباما آموخته بین اشغالگری اسرائیل و ناکامی حاکمیت خودگردان در برقراری امنیت در مرزهای کرانهباختری و نوارغزه رابطه مستقیمی وجود ندارد و حتی شاید این ناکامی را بتوان نتیجه اشغالگری دانست.
حاکمیت خودگردان نمیتواند مانع حملات رزمندگان فلسطینی به سرزمینهای اشغالی شود چون از یکسو این گونه اقدامات واکنش مشروع به سرکوب و اشغالگری است و از دگرسو حاکمیت خودگردان فاقد ابزارهای حاکمیتی لازم برای برقراری امنیت است.
بخش اعظم صهیونیستها از جمله خود نتانیاهو به این واقعیت اذعان دارند که تشکیل کشور مستقل فلسطین کوتاهترین مسیر به سمت برقراری صلح و ثبات در منطقه است.
حل و فصل منازعه خاورمیانه در عین سادگی به کلافی سردرگم میماند. فلسطینیها خواستار عقبنشینی اسرائیل به مرزهای قبل از جنگ 1967، تضمین عربی ماندن بیتالمقدس و به رسمیت شناخته شدن حق بازگشت آوارگان فلسطینی هستند در صورتی که صهیونیستها خواستار حرکت در جهت تشکیل کشور مستقل فلسطین قبل از حل این اختلافات هستند.
پیشنهادات اخیر سلام فیاض، نخستوزیر حاکمیت خودگردان دال بر ایجاد نهادهای سیاسی، افزایش شفافیت مالی و توسعه اقتصادی در واقع حرکتی از پایین به سمت بالا برای سرعت بخشیدن به روند تشکیل کشور مستقل فلسطین است و میتواند دستمایه پیشرفت مذاکرات صلح باشد.
اگرچه نشست سهجانبه نیویورک در عمل هیچ دستاوردی نداشت لیکن خبری که مقارن با برگزاری این نشست در روزنامه واشنگتنتایمز منتشر شد و از احتمال موافقت نتانیاهو با تعلیق 6 تا 9 ماهه شهرکسازی در قبال کسب پارهای امتیازات از اعراب حکایت داشت گواهی بر زدوبندهای پشت پرده است.
برخلاف آنچه در ظاهر به نظر میرسد نتانیاهو تنها رهبر رژیمصهیونیستی طی دهههای اخیر است که میتواند جناحهای سیاسی این رژیم را به پذیرش طرح صلحی که تشکیل کشور مستقل فلسطین یکی از ارکانش باشد، ترغیب کند.
آنچه در این میان به ظاهر به فراموشی سپرده شده اختلافات داخلی فلسطینیهاست که البته مصر به نیابت از آمریکا همه توان خود را به کار گرفته تا آن را از میان بردارد. اگر مقاومت فلسطینی به دولت وحدت ملی بپیوندد و فلسطینیها بر سر تشکیل فلسطین مستقل به اتفاق نظر دست پیدا کنند شاید راه برای تحقق صلح خیلی زودتر از آنچه به نظر میرسد، هموار شود.
رضا سادات