تویی که نمی‌شناختمت

گفته‌اند و شنیده‌ایم که هر عکس دنیای خاص خودش را دارد؛ عکس برشی از واقعیت است اما رفته رفته می‌تواند به یک نشانه تبدیل شود، نشانه‌ای که دیدنش بی‌اختیار آدم را یاد خیلی از چیزها می‌اندازد، یاد آدم‌های رفته، روزهای گذشته و... عکس‌های دوران دفاع مقدس هم همین خاصیت را دارند، هر عکس برشی از یک واقعه است، ثبت یک لحظه است، اما دنیایی دارد این عکس.
کد خبر: ۲۸۳۱۰۰

 هر سال هفته دفاع مقدس که از راه می‌رسد، اتفاقات جالبی برای این عکس‌ها و فیلم‌ها می‌افتد، یک بار معلوم می‌شود، کسی که در فیلمی مستند، گلوله به سرش اصابت کرده، شهید نشده، زنده است و دارد یک گوشه‌ای از ایران زندگی می‌کند. یا مثلا صاحب عکسی که هر سال در گوشه‌ای از شهر آویزان می‌شود تا یادت باشد که چه جانفشانی‌هایی برای این سرزمین صورت گرفته چند لحظه پس از گرفتن این عکس به شهادت رسیده و...

امسال هم این اتفاق دوباره رخ داد، این بار معلوم شد که تصویری که در یکی از این عکس‌ها دیده‌ایم و می‌بینیم، جانباز شیمیایی است که در اهواز زندگی می‌کند و اگرچه مجبور است هرازگاهی برای درمان به تهران بیاید و 5 یا 6 روز در بیمارستان ساسان بستری می‌شود، اما باز هم راضی است.

سعید ثعلبی متولد سال 1343 در بستان است و از اوایل جنگ در جبهه‌ها حضور داشته است.

او که حالا جانباز 70 درصد شیمیایی است، زمان گرفتن این عکس را خوب یادش مانده است. عملیات والفجر یک، زمانی که او فرمانده گردان بود .

ثعلبی خاطرات شنیدنی از دفاع مقدس دارد، با فرماندهان زیادی بوده و از هرکدام روایتی و خاطره‌ای برای گفتن دارد، از شهید چمران گرفته تا شهید همت، شهید صیاد شیرازی.

این‌طور که خودش می‌گوید مدتی محافظ شهید صیاد شیرازی بوده: بله. من محافظ شهید صیاد شیرازی بودم. خودش می‌گفت دوست دارم یک بسیجی همراه من باشد. یک بار با هلی‌کوپتر در راه بودیم که فهمیدیم 8 هواپیمای عراقی در حال نزدیک شدن به ما هستند، خلبان گفت چاره‌ای نداریم و باید فرود بیاییم. فرود آمدیم و بعد از 10 دقیقه فهمیدیم که در زیر هلی‌کوپتر مین بوده، اما منفجر نشده بود.

نجمه کیانی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها