عکسها هم جان دارند، هم صدا دارند و هم اگر خوب به سکوتشان گوش، سپاری داستان دارند.
داستانهایی که میتواند برای هر مخاطبی شکل خاصی داشته باشند، شاید همین خاصیت است که باعث شده، دیدن عکسها در زمان و زمانهای که دوربینهای فیلمبرداری همه جا حاضر هستند و اتفاقات را ثبت میکنند، باز هم تماشایی باشند. باز هم تاثیرگذار باشند و باز هم ماندگار.
هنر عکاسها هنوز هم مشتریان پروپا قرصی دارد، مشتریانی که در گوشه و کنار جهان نشستهاند و دوست دارند اتفاقات جاری را از زاویه نگاه آنها بینند، نگاهی که خوب میداند، به کجا باید خیره شود و چه زمانی شاتر را بفشارد. با این حال اما فقط عکسهای عکاسان حرفهای دیدنی نیستند، عکسهای عکاسان آماتور هم زیباییهای خاص خودشان را دارند و به اندازه همان عکسهای حرفهای میتوانند صدا، داستان و حرکت در ذهن مخاطب ایجاد کنند، خصوصا اگر این عکسها عکسهای واقعهای تاریخی باشند؛ مثل جنگ، مثل دفاع مقدس و ... .
در آلبومهای شخصی بسیاری از جوانان دهه 60 و میانسالان امروز عکسهای زیادی از لحظه لحظههای جنگ تحمیلی وجود دارد، عکسهایی که در نگاه اول عکسهایی یادگاری هستند، از چند رفیق همسنگر، که در آن سالها، روزی از روزها روبهروی دوربین ایستادهاند و به آن زل زدهاند. اما حالا از آن جمع مثلا فقط یک نفر باقی مانده که هر وقت دلش میگیرد، آلبوم را باز میکند و زل میزند به آن چشمهایی که به او خیره شدهاند.
این عکسها شاید از نگاه خیلیها عکسهای یادگاری چند همسنگر قدیمی باشد، اما همینها سندهای تصویری هستند از واقعهای تاریخی. سندهایی که ارزش دارند و جمعآوری و نگهداریشان لازم است.
در آلبوم جوانهای آن دوره تا دلتان بخواهد، از این عکسها هست. مثلا چند نفر در حال قدم زدن در جادهای خاکی هستند و اسلحههایشان را روی دوششان انداختهاند و رو به دوربین لبخند میزنند. خوب که به این عکس خیره میشوی جاده امتداد مییابد و دنیای اطرافت را میگیرد. حالا خوب که گوش کنی، هم صدای سوت خمپارهها را میشنوی و هم صدای خندههای آنها را. همراهشان میروی، میآیی و بعد دوباره همه چیز به حالت عادی برمیگردد و تو افسوس میخوری که چقدر عکس مثل همین که روبهروی توست، وجود دارد که میتوانند جمع شوند و یک جایی، یک گوشهای روبهروی خیلیها مثل تو قرار بگیرند. عکسهایی که اگر از بین بروند، به هیچ وجه نمیشود دوباره صدایشان را شنید.
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)