روایتی از یک دروغ بزرگ

گروه سیاسی: برای همراهی با جنبش سبز فقط به پشت‌بام خانه‌اش می‌رفت و الله اکبر می‌گفت نه برانداز بود نه مخملی، تا این که شبی آمدند، 3 زن و 2 مرد بودند و او را بردند برای همیشه. پس از 20 روز جنازه او در یکی از سردخانه‌‌ها در جنوب تهران توسط مادرش شناسایی شد. ‌«نهادهای امنیتی از تحویل جنازه به خانواده پورآقایی خودداری ورزیدند و در عوض جنازه را به طور مخفیانه در قطعه 302 بهشت ‌زهرا به خاک سپردند.»
کد خبر: ۲۸۲۷۷۷

‌«مأموران دولتی برای محو آثار تجاوز به عنف، بخشی از بدن زن جوان را با اسید سوزانده بودند.»

این مطالب، مرثیه‌سرایی برخی سایت‌های اینترنتی جریان‌های سیاسی و شبکه‌های خارجی درباره دختری به نام سعیده پورآقایی است. سعیده پورآقایی چندمین نفری است که در چند ماه اخیر در سایه خواسته‌های برخی جریانات و اشخاص سیاسی به دست سایت‌های اینترنتی ربوده شده و در فضای مجازی به قتل می‌رسد.

سعیده پورآقایی خود درباره چگونگی ماجرای گم شدنش می‌گوید؛ ‌«من سعیده پورآقایی هستم، روز 13 تیر که از تراس خونه بیرون پریدم، چون در قفل بود و مادرم مانع می‌شد از خونه برم بیرون، از تراس که پریدم پام شکست. وقتی از خونه رفتم بیرون توی راه با فردی آشنا شدم که از من پرسید چی شده؟ من خیلی حالم بد بود و یکی دو جای بدنم زخم شده بود، اون فرد منو برد بیمارستان بعد حدود 2 ماه خونه ایشون بستری بودم و از من پرستاری کردن، بعد از این 2 ماه یک‌بار یکی از اون افرادی که توی خونه بود، توی سایتی دید که اسم من عنوان شده که توی تظاهرات کشته شدم که خیلی تعجب کردم.» سعیده پورآقایی در پاسخ به این پرسش که در این 2 ماه آن خانواده هیچ وقت نخواست شما را به خانه برساند، گفت: چرا اما من چیز خاصی نمی‌گفتم و چون حالم این طور بود ترسیدم مامانم منو ببینه حالشون بد بشه چون مریض احوال هستن خودشون. زمانی هم که خبر مرگمو شنیدم، ترسیدم برگردم خونه.حالا من که واقعا زنده بودم، ترسیدم برگردم که شاید بلایی سرم بیارن.

گم شدن سعیده تا قبل از جنجال سیاسی برخی سایت‌های اینترنتی فقط یک مساله خانوادگی بود که طبعا در حیطه حریم خصوصی افراد است و کسی حق ورود به این حریم را ندارد. اما اقدام حقیقتا شنیع این سایت‌ها و جریان‌های سیاسی در دروغ‌پردازی درباره این نوجوان و سپس قتل ساختگی و حتی دفن او باعث شد که ماجرای این دختر 16 ساله متاسفانه سر زبان‌ها بیفتد و رنج و درد مادرش را صد چندان کند. خانم علی‌نژاد، مادر سعیده پورآقایی نیز در پاسخ به این پرسش که شما در حدود این 2 ماهی که از سعیده خبری نداشتید خیلی اضطراب داشتید، الان که ایشان را زنده و حی‌و حاضر در کنار خودتان می‌بینید چه حسی دارید؟ پاسخ داد؛ احساس خیلی خوبی دارم و از خدای بزرگ ممنونم، این هدیه را خداوند داده بود و این هدیه را دوباره به من داده و احساس می‌کنم تولد دوباره‌ای است امشب، در این عید فطر عیدی به من داده، خیلی جاها رفتم، خیابان‌ها و پارک‌ها را گشتم. خیلی برایم سخت بود.

سایت‌ها و جریان‌های سیاسی که مدام در تلاشند تعداد کشته‌های حوادث اخیر را البته در فضای مجازی بیشتر کنند، حتی به این حد از رنج و درد این مادر بسنده نمی‌کنند و در اقدامی عجیب او را برای گرفتن مجلس ختم تحت فشار می‌گذارند.

مادر سعیده در این باره می‌گوید: ‌«یک ماه، یک ماه و نیم گذشته بود از غیبت طولانی سعیده، اولین بار که تماس گرفتن و گفتن دخترت را کشتن، خودش را معرفی نمی‌کرد و می‌گفت دخترت را کشتن، بار دوم تماس گرفت و گفت که شما می‌تونین ختم بگیرین برای دخترتون. ختم بگیرید حتما. گفتم خوب پس من مراسم ختم بگیرم، از من می‌پرسن سعیده کجاس؟ من اگر بگم سعیده یک ماه اردو رفته، که همچین چیزی اصلا وجود نداره، که سعیده اردو باشه. یکی هست که دوست خانوادگی ماس که سعیده بهش می‌گه عمه، ایشون بارها تماس گرفت که سعیده کجاس؟ گفتم که اردو رفته ایشون گفته که این چه اردویی هست که اینقدر طولانی شده، آشناها و دوستان خیلی زنگ می‌زدن، واقعا دیگه نمی‌دونستم چی بگم، من تا کی می‌خوام کش بدم، تا کی می‌خوام بگم نیست؟! خودم بزنم برم فرار کنم. حتی به مرز جنون رسیدم. حتی 2 بار به مرز خودکشی رسیدم، گفتم بمیرم توی این زندگی نباشم، کسی نیاد سراغم از من سوال کنه که چی شده چی‌شده.»

سوءاستفاده جریان‌های سیاسی از این مادر رنج‌دیده و دروغ بزرگی که درباره دختر نوجوانش ساخته بودند همچنان ادامه می‌یابد تا آنجا که حتی برخی عناصر سیاسی در مراسم ختم دروغین این دختر حضور می‌یابند.

مادر سعیده در ادامه در پاسخ به این پرسش که مجلس ختمی که گرفتید، می‌توانید بگویید چه کسانی آمدند و چه گفتند، پاسخ داد: ‌«معلمان و دوستان سعیده اومدن، دوست و آشناهای من هم بودن. همدوره‌ای‌های دانشگاهی پدرش و همکاراش بودن، پس از خوندن قرآن ورود آقای مهندس میرحسین موسوی را خیرمقدم گفتن که جای تعجب داشت برام که ایشون از کجا خبر داره؟ و پیغام دادن اگر می‌شه برم که آقای موسوی می‌خواد تسلیت بگه که من نرفتم و گفتم حالم خوب نیست و از طرف من هم عذرخواهی کنید.» سعیده می‌گوید: اونایی که این کارو کردن و این خبر را پخش کردن واقعا آدمای بی‌وجدانی بودن که این کار را کردن. من هر مشکلی هم داشتم مربوط به خودم بود. دلیل نمی‌شه از این سوء‌استفاده کنن. به هر حال آبروی منو بردن و آبروی کشور را بردن. مادر سعیده با بیان این که از حق دخترم و خودم نمی‌گذرم، گفت: اگر خدا عمری بده و توانی باشه از حیثیت دخترم و خودم دفاع می‌کنم و از این فرصت‌طلبان نمی‌گذرم.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها