حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
برادلی کوپر به کمک 2 فیلم پرفروش تابستانی خود، تبدیل به یکی از چهرههای درجه یک صنعت سینما شد. به این ترتیب، میتوان گفت او یکی از کشفهای فصل تابستان امسال است. کوپر تا قبل از این در چند فیلم سینمایی موفق بازی داشته که در بیشتر آنها نقشهای مکمل را داشته است. این فیلمها عبارتند از: «نیویورک، دوستت دارم»، «مرد بلهقربانگو»، «قطار نیمه شب مرگ»، «راکر»، «او ظاهرا به تو علاقهای ندارد»، «عروسی خرابکنها» و «شکست در شروع.»
این طور به نظر میرسد که داری تبدیل به یک بازیگر کمدی موفق سینما میشوی؟
از شنیدن چنین جملهای ناراحت نمیشوم. سینمای کمدی و نقشهای مربوط به آن را دوست دارم. به همین دلیل، از این که گفته شود برادلی کوپر یک بازیگر کمدی است، عصبانی نمیشوم. هر بازیگری وقتی در کار هنری خودش جلو میرود، کمکم صاحب سبک بخصوصی میشود و تماشاگران او را بیشتر با یک نوع و ژانر سینمایی به خاطر میآورند. در مورد من، سرنوشت چنین حکم کرد که تبدیل به یک بازیگر کمدی شوم. البته این مساله مانع از آن نمیشود که در دیگر نقشهای سینمایی بازی نکنم. دوست دارم همه جور نقشی را بازی کنم، ولی اولویت کاریام با فیلمها و نقشهای کمدی خواهد بود.
اگر چند کار کمدی تازهات با موفقیت مالی روبهرو نمیشد، باز هم میخواستی بیشتر در این نوع فیم بازی کنی؟
ببین کار ما یک جور بر محور عرضه و تقاضا استوار است. وقتی تماشاچی تو را در یک نوع نقش میپسندد و قبول میکند، معنیاش این است که میتوانی بدون دغدغه و استرس در این مسیر گام برداری. او راه تو را مشخص کرده و به تو گفته چه میخواهد. حالا این وظیفه توست آنچه را که او میخواهد، در قالب یک کار با کیفیت ارائه دهی. برای موفقیت در این امر لازم است که تو مدام در حال تغییر و تازه شدن باشی. تو باید خودت را تکمیل کنی و سعی کنی هر بار کار بهتری از خودت به نمایش بگذاری. در این وضعیت، باید فیلمنامههایی را قبول کنی که بهتر هستند و قابلیتهای هنری و سرگرمکننده بیشتری را به نمایش میگذارند.
کاراکتری که در فیلم بازی میکنی و فیلمبردار یک شبکه تلویزیونی است، برایت تازگی داشت؟
البته تعداد زیادی از این جور فیلمبردارها دور و بر خودم دیده بودم. ولی وقتی قرار شد خودم نقش یک فیلمبردار تلویزیونی را بازی کنم، کمی بیشتر در کار آنها دقیق شوم. آنها هم مثل بقیه مردم، مسائل و مشکلات خاص خودشان را دارند. این مشکلات خیلی شبیه مشکلاتی استکه بقیه آدمها دارند. از این نظر، ایفای این نقش کار سختی نبود. ولی او یک حرفه مشخص دارد و آن هم فیلمبرداری است. طبیعی است که بعضی از مسائل کاری او را باید یاد میگرفتم. از آنجا که بخش مهمی از قصه فیلم در محیط کاری این کاراکتر رخ میدهد، من باید با جنبههای مختلف کاری او آشنا میشوم تا بتوانم نقشم را بهتر و راحتتر بازی کنم.
و برای رسیدن به این مرحله چه کردی؟
به سراغ کسانی رفتم که میتوانستند کمکم کنند! یکی دو تا دوست فیلمبردار تلویزیونی داشتم و از آنها کمک گرفتم. با زوایای مختلف کار دوربینهای تلویزیونی آشنا شدم و فهمیدم آنها چگونه با آن کار میکنند. یکی از نکات مهم این بود که چگونه دوربین را توی دستم بگیرم. انگار که دارم با یک اسباببازی کوچولو، بازی میکنم. در عین حال، دوستان فیلمبردارم برایم تعریف کردند که در شرایط عادی در محیط کار خود چگونه عمل میکنند و چه نوع صحبتهایی با هم دارند. حتی چند روزی را در یکی از شبکههای تلویزیونی سر کردم، تا از نزدیک شاهد نحوه کار و عمل آنها باشم. به همین دلیل، وقتی میخواستم جلوی دوربین ظاهر شوم، با جنبههای مختلف زندگی و کار این کاراکتر آشنا بودم.
اسم فیلم درباره کاراکتر توست، ولی کاراکتر ساندرا بولاک نقش اصلی فیلم را دارد.
این هم بخش جذاب فیلم است! در حقیقت، کاراکتر او میخواهد مرا بیشتر و بیشتر بشناسد. کاراکتر من در طول قصه فیلم معرفی شده و گسترش مییابد و من این موضوع را خیلی دوست دارم. شاید در صحنههایی از فیلم حضور نداشته باشم، ولی حتی در آن صحنهها هم صحبت از من است و من با وجود غایب بودن، کاراکتر غالب صحنه هستم.
رقابتهای کاراکتر تو با کاراکتر هارتمن با بازی تامس هیدن چرچ هم از بخشهای جذاب فیلم است.
کارگردان فیلم اصرار داشت این صحنهها قوی باشد. کاراکتر هیدن چرچ نسبت به موقعیت من حسادت میکند و از هر امکانی استفاده میکند تا ضربهای به من بزند. البته او یکی از کاراکترهای مثبت قصه فیلم است و به همین دلیل، کارهایی که میکند نمک خاصی دارد و تماشاچی آنها را میپذیرد. تماشاگران وقتی میبینند اقدامات او به نتیجه نمیرسد، برایش ناراحت میشوند.
آیا سر صحنه فیلمبرداری هیچ رقابتی با یکدیگر داشتید؟
خیر، ما با هم دوستانی صمیمی هستیم و خیلی خوشحال بودیم که داریم در یک فیلم مشترک با یکدیگر همبازی میشویم. حتی سازندگان فیلم کمی نگران بودند این دوستی ما به وضعیت کلی فیلم لطمه بزند. ولی از آنجا که در قصه فیلم ما در ظاهر امر هیچ مشکلی با هم نداریم، این دوستی در خدمت حال و هوای قصه فیلم قرار گرفت.
چه خبر از قسمت دوم «خماری»؟
فیلمنامه آن بزودی آماده میشود و قرار است کلید فیلمبرداریاش اوایل ماه آوریل بخورد. قصه فیلم دنبالهای بر ماجراجوییهای 3 دوست صمیمیای است که در قسمت اول، آن همه دستهگل به آب دادند. البته آنها در پایان قصه قسمت اول پشیمان و سر به راه شدند، اما در قسمت دوم، این بار مشکلات بیرونی است که دردسرهایی برای آنها فراهم میکند.
فیلم جدید چه دارید؟
به جز «خماری 2»، قرار است یکی از نقشهای اصلی «عروسی خراب کنها 2» را نیز بازی کنم، قسمت اول فیلم سال 2005 با موفقیت خوبی روبهرو شد و حالا دیوید بابکین قسمت دوم آن را هم کارگردانی میکند. این بار من و اوئن ویلس بازیگران اصلی هستیم و ون دنیس در نقش مکمل ظاهر میشود. من و او جای خودمان را در قسمت جدید عوض میکنیم.
مترجم: کیکاووس زیاری/منبع: آسوشیتدپرس
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....