بازشناسی آدم‌های خوب و بد در عبور از پاییز

اقتباس و گرته‌برداری از درام‌های فاخر و شناخته شده دنیا و به روز کردن رخدادهای آن، سالیان سال است که دستمایه پدید آورندگان آثار سینمایی و تلویزیونی قرار می‌گیرد. به هر روی تمامی‌ این آثار در مرحله سنجش و داوری با اصل اثر مورد قیاس و ارزیابی قرار می‌گیرند. «عبور از پاییز» برداشتی آزاد از شاهکار شکسپیر شاه‌لیر است که در به روز شدن رخدادها و چینش آدم‌هایش در ردای شخصیت‌های قصه سازنده سریال سعی کرده ناخنکی کجدار و مریز به اثر شکسپیر بزند، اما شاه‌لیر وطنی این سریال بیشتر آداب و مناسک دُن کورلئونه اثر فرانسیس کاپولا را به ذهن ما سنجاق می‌کند! لحاظ کردن آیه‌ای از قرآن در عنوان‌بندی آغاز «عبور از پاییز» به هیچ وجه تضمین‌کننده مناسبتی بودن این سریال نیست، کما این که پخش این سریال با این شکل و شمایل و مراودات شخصیت‌ها! پرسش‌های فراوانی برای مخاطب روزه‌دار که خاطره خوشی از سریال‌های قابل اعتنای ماه رمضان سال‌های پیش در ذهن دارد ایجاد کرده است...!
کد خبر: ۲۸۱۹۱۶

نقاشی با نور

مواجهه بیننده با اثر تلویزیونی از قاب تصویر معادله‌اش معنا و مفهوم پیدا می‌کند. بی‌شک وجاهت و منزلت بصری استاندارد و ممتاز سریال عبور از پاییز یکی از استوانه‌های قابل اعتنای این مجموعه تلویزیونی است که حفره‌های فراوان داستانی و ساختاری سریال را مفتون خود کرده است. قاب‌بندی‌های سنجیده و نورپردازی درجه یک مدیرتصویربرداری این سریال در نوع خود بدیع است. «جواد صفا» در ارتباط با زاویه نگاه خود به داستان و رخدادهای یک مجموعه تلویزیونی می‌گوید: «به طور کلی در بدو امر با خواندن دقیق فیلمنامه باید توجه کرد که با چگونه سوژه‌ای مواجه هستیم. آیا یک ملودرام خانوادگی است؟ پلیسی یا کمدی است؟ و یا... که این خود 50 درصد تکلیف طراحی نور را مشخص کند و در مرحله بعد باید خانواده‌ها و شخصیت‌های تشکیل‌دهنده داستان را خوب بررسی و تحلیل کرد که به لحاظ روانشناسی نور و رنگ، طراحی نور مناسب را برای هر یک از آنها انتخاب نمود که این خود به شاخصه‌های مختلفی بستگی دارد که می‌توان به چند تا از آنها از قبیل: موقعیت اجتماعی، طبقه، اعتقادات، پایبند بودن به اصول خانواده، مثبت یا منفی بودن و... اشاره کرد.

در سریال عبور از پاییز با موارد مختلفی از خانواده‌ها و افراد خاص سر و کار داریم که برای هر یک از آنها طراحی ویژه نوری در فضاهای داخلی و خارجی و حتی برای افراد خاص نیز انجام شده است.»

مدیرتصویربرداری عبور از پاییز، سبک و سیاق نورپردازی خانه کامیاب را این گونه شرح می‌دهد: «برای داخل خانه کامیاب از نور‌های پر کنتراست استفاده شده است. برای همین منظور از آویزهای بزرگ نور، دیوارکوب‌های متعدد و آباژورها کمک گرفته‌ایم و از جهت این منابع شخصیت‌ها را تقویت نوری کرده‌ایم. برای طراحی فرد خاص می‌توان به نورهای کار شده بر اسماعیل راننده کامیاب ‌ اشاره کرد و تا آن جا که امکان داشته، تلاش بر این بوده است که بسیار مرموز از کار در آید.»

فضای سرد نوری خانه امیر و توران بخوبی مناسبات و حس و حال این زوج در حال جدایی را در معرض دیدگان قرار داده است، جواد صفا در ارتباط با بهره‌وری از آباژورها برای فضای نوری داخلی این مکان در حالی که پنجره‌ها را کمتر در قاب می‌بینیم در ادامه می‌گوید: «در خانه امیر و توران چون به طور کلی بنیان خانواده سست و از هم پاشیده است با بهره بردن از تاریک و روشنایی محیط و ایجاد فضای سرد به کمک نورهای آبی در پس زمینه و همچنین استفاده از آباژورها امیدوار بودم که این فضای سرد که در قصه حاکم است به کمک تصویر منتقل شود. که با توجه به پرسش شما، گویا این اتفاق افتاده است.

در اینجا باید متذکر شوم الزامی ‌نداریم حتماً پنجره‌ای در کادر ببینیم که نور آبی از آن به داخل بیاید. اگر شما به کمک این نور بدون دیدن پنجره، بتوانید انتقال مفاهیم را انجام دهید، بنابراین موفق شده‌اید. برای بنده عمدتاً فضاسازی اهمیت بیشتری دارد تا رئال بودن منابع نوری.»

بخشی از رخدادها و مناسبات آدم‌های عبور از پاییز در حیاط و آلاچیق کامیاب رقم می‌خورد، مدیر تصویربرداری این سریال نحوه پوشش نوری فضای بیرونی را این گونه شفاف می‌سازد: «در حیاط خانه کامیاب و آلاچیق، منابع نوری ما، چراغ‌های تزیینی باغچه‌ها و سقف آلاچیق بوده است، که باز از جهت این منابع شخصیت‌ها تقویت نوری شده‌اند. در کنار آن از نور رقیق آبی مهتاب نیز استفاده کرده‌ایم.»

یکی از سکانس‌های کلیدی سریال سکانس کابوس کامیاب است که به دفعات در سریال تکرار می‌شود، جواد صفا در ارتباط با شاخصه‌های نوری و قاب بندی این سکانس می‌گوید: «در سکانس کابوس کامیاب به سمت طراحی غیرمتعارف نوری رفته‌ایم. در این سکانس فضا را کاملاً به سوی آبی تیره و پر کنتراست برده‌ایم؛ با توجه به خواست کارگردان قاب‌های تصویری نیز به نسبت فضاهای حقیقی دیگر، تفاوت خاصی دارد. همچنین با استفاده از جلوه‌های ویژه میدانی و ایجاد فضای مه آلود و باد شدید این سکانس کابوس تقویت شده است. با توجه به امکانات موجود و بضاعت فنی حقیر، امیدوارم در به تصویر کشیدن ذهنیت کارگردان و هدف نویسنده به توفیق رسیده باشم.»

فضای نوری خانواده پیران گرم و باور پذیر کار شده است، تصویر بردار قدیمی‌ تلویزیون در ارتباط با این فضا اعتقاد دارد: «خانواده پیران در داستان افرادی هستند که به اصول کلی خانواده پایبندند. معتقد، فرهنگی و مثبت، قاعدتاً نگاه به فضای زندگانی این تیپ آدم‌ها هم گرم و مثبت خواهد بود و خوشحالم این مهم باز با توجه به پرسش شما در رابطه با انتقال مفهوم اتفاق افتاده است.»

حرکت‌های نرم، سیال و بدون نقص دوربین در این سریال یکی از شاخصه‌های مهم دیداری اثر را شکل می‌دهد که برخی از حرکت‌ها با فضا و اتمسفر خشن و تلخ سریال در تضاد است، جواد صفا در ادامه می‌گوید: «حرکت دوربین به طور کلی به دکوپاژ کارگردان مربوط است. آقای شامحمدی هیچ پلانش بدون حرکت نیست و این سلیقه ایشان است و بدون اغراق باید اشاره کنم که 99 درصد پلان‌های این سریال در حال حرکت است! به نظرم این حرکات نرم مانند قایق سبکی است که شما را روی آب نرم به جلو می‌برد و سعی دارد مخاطب را از ایستایی دور کند. اگر اندکی دقت کنیم حرکات دوربین عمدتاً به قدری ظریف است که شاید اصلاً حس نشود. همینجا وظیفه خود می‌دانم از مسوول وسیله حرکتی دوربین آقای امیر محمدی سپاسگزاری کنم.»

حضور در هر سریالی با تجارب و دستاوردهایی برای عوامل ساعی آن همراه است، مدیر تصویربرداری عبور از پاییز مشارکت خود در این سریال را این گونه ارزیابی می‌کند: « سنجش اصلی با مخاطبان است که چقدر از مجموعه اعلام رضایت کنند. از طرف دیگر باید دید سریال چقدر به لحاظ مفهومی ‌اثرگذار بوده و سرمایه‌گذاری مادی آن چقدر تاثیر معنوی در این ایام بر روی مخاطب داشته است؛ به هر روی به نظر بنده کار با توجه به بازخوردی که از طرف دوستان و همکاران حرفه‌ای داشته، توانسته تا حدود زیادی مورد توجه قرار بگیرد، امیدوارم که بتوانم در یادگیری و ارتقای کیفیت کارم روز به روز کوشاتر باشم و کار فردایم بهتر از امروز باشد.»

شجاع در خانه

پوران دختر بزرگ کامیاب در ردای خواهر بزرگ از توران خواهر کوچکتر خود که مهندس معمار است خیلی حساب می‌برد، لیدا عباسی، بازیگر نقش پوران در این مورد می‌گوید: «من شخصیت را این‌گونه نمی‌بینم که چرا باید پوران از خواهر کوچک‌تر حساب ببرد. خود کاراکتری که این پوران دارد بالاخره زنی است که در خانواده خود نزد شوهر و فرزندانش صاحب قدرت است. علت این قضیه را دیگر باید از کارگردان سریال پرسید که چرا پوران این قدر از خواهر کوچک‌تر حساب می‌برد!

کارگردان یک مقدار می‌خواستند که این آدم زیاد قدرت نداشته باشد؛ ولی خودم فکر کردم که زنی که از یک چنین خانواده‌ای می‌آید نمی‌تواند اینقدر ضریب هوشی پایینی داشته باشد! خودم پوران را این‌گونه نمی‌دیدم، کسی که در خانواده متمولی زندگی می‌کند و سطح بالا است حتما تحصیلات عالیه دارد، آدمی‌که اینقدر پولدار است نمی‌تواند ضریب هوشی پایینی داشته باشد، این قدر که در سریال می‌بینیم بر شوهرش مسلط است و تمام مسائل اقتصادی به خانم تعلق دارد، پس پوران نمی‌تواند زنی با ضریب هوشی این قدر پایین باشد»!

داستان سریال عبور از پاییز از تراژدی معروف شاه لیر شکسپیر اقتباس شده است، لیدا عباسی در ارتباط با این که پوران معادل کدام یکی از دخترهای لیر در داستان شکسپیر است در ادامه می‌گوید:‌ «اطلاع داشتیم که داستان از شاه لیر اقتباس شده ولی ما فرصتی نداشتیم راجع به فیلمنامه یا راجع به شخصیت‌های داستان حرف بزنیم، این اتفاق متاسفانه نیفتاد. یک تست گریم انجام شد و روزی که تصویربرداری داشتیم رفتیم سر کار...! یعنی دورخوانی و این برنامه‌ها را نداشتیم. قبل از حضور آقای شامحمدی بر سر این کار خیلی از کارگردان‌های دیگر قرار بود سریال را بسازند. حالا قرعه به نام آقای شامحمدی افتاد. در حقیقت نمی‌دانم که پوران جایگزین کدام دخترهای تراژدی شاه لیر در این داستان وطنی است. فیلمنامه تقریبا کامل بود یعنی تا 25 قسمت را ما داشتیم، بقیه را خود کارگردان هنگام تصویربرداری آماده می‌کردند. به هر روی به وجوه شخصیتی که ایفا می‌کردیم اشراف داشتیم.»

رامین راستاد: عبور از پاییز می‌تواند اقتباسی از شاه لیر باشد که خیلی به روز شده است. قبل از کار هیچ تحلیل و صحبتی در ارتباط با این موضوع انجام نشد

پوران که از خانواده ثروتمند آمده چگونه با آدم دست‌وپا چلفتی چون خسرو به تفاهم رسیده و ازدواج کرده است؟ بازیگر نقش دختر ارشد کامیاب اعتقاد دارد: «البته این ریزه کاری‌ها در شخصیت‌پردازی آدم‌های محوری داستان انجام نشده است. فقط کارگردان اصرار داشتند که یک خورده ضریب هوشی پوران پایین باشد! در برخی از موقعیت‌های داستانی این اتفاق افتاده و خیلی هم مهم نبود اما در برخی مواقع خودم خیلی دوست نداشتم این قضیه پر رنگ شود به خاطر همان تحلیلی که از خانواده متمول و شخصیت پوران پیش از این به آن اشاره کردم؛ ولی قضیه ازدواج با خسرو را می‌توان این‌گونه تحلیل کرد که واقعا عاشق این مرد شده، به هر روی خسرو مرد مهربانی است. در ادامه داستان می‌بینیم خسرو، آدم خنگ و دست و پا چلفتی نیست فقط زن ذلیل است! آن هم بابت ثروتی است که خانواده پوران از آن بهره می‌برد وگرنه بسیار آدم مهربان و خوش قلبی است.»

پوران به نظر می‌رسد در برخورد با خسرو به‌گونه‌ای او را تحقیر هم می‌کند؛ در واقع انتقام زورگویی‌های پدرش را از شوهرش می‌گیرد، عباسی در ادامه می‌گوید: «یکی همین قضیه است، به هر حال وقتی به زندگی واقعی هم می‌نگریم زمانی که در خانواده‌ای پدر خیلی مسلط باشد یا پدر خیلی بد باشد بالاخره این رفتار در ذهن هر زن و دختری می‌ماند و همیشه دوست دارد یک جورهایی انتقام خود را بگیرد! ولی در واقع نمی‌شود این روند را انتقام گرفتن دختر نامید همان حسی است که نمی‌خواهد با هیچ مرد دیگری مدارا کند، حالا کامیاب پدر پوران بوده و بالاجبار باید احترام وی را نگه‌داشته و به نوعی سکوت پیشه کند ولی اینجا در برابر شوهر مجبور نیست که کوتاه بیاید.»

مراودات پوران با 2 فرزندش در این سریال خیلی سرد و بی روح در آمده است، بازیگر نقش مادر این 2 کودک معتقد است: «در فیلمنامه روی روابط مادر و فرزندی پرداختی انجام نشده بود، چون همین موقعیت‌ها و مناسبت‌هایی که اکنون در سریال می‌بینید را ما به اجرا گذاشته‌ایم. حتی در خیلی از قسمت‌ها بچه‌ها حضور ندارند. این مشکل بیشتر به فیلمنامه بر می‌گردد.»

لیدا عباسی که پیش از این در سریال مناسبتی صاحبدلان نیز به ایفای نقش پرداخته بود، عبور از پاییز را نسبت به آن سریال این‌گونه می‌سنجد: « صاحبدلان واقعا سریال خاصی بود ؛ برای بینندگان هم چنین ویژگی داشت. فیلمنامه صاحبدلان را خیلی دوست داشتم. خودم تحت تاثیر این سریال قرار گرفتم. کلام آسمانی قرآن و حرف‌های خدا نسبت به بندگانش خیلی اثرش ملموس بود. باور کنید برخی از بخش‌های سریال که آقای محجوب با آن بازی بسیار خوبشان به ایفای شخصیت می‌پرداختند واقعا من با این شخصیت اشک می‌ریختم. اصلا نمی‌توانم صاحبدلان را با عبور از پاییز قیاس کنم. عبور از پاییز اصلا سریال مناسبتی نیست و هیچ رابطه‌ای با ماه مبارک رمضان ندارد، هر زمان دیگر هم پخش می‌شد اتفاقی نمی‌افتاد»!

بازیگر نقش پوران درباره بازتاب‌هایی که از اطرافیان راجع به این سریال به وی رسیده، در ادامه می‌گوید: «خیلی وقت است که یک چنین قصه‌ای با این شکل و شمایل اجرایی از منظر نوع بازی‌ها و سبک بصری در تلویزیون کار نشده است. چون مردم مدت‌هاست که به یکسری بازی‌های روتین خیلی راحت و عامیانه عادت کرده‌اند. حالا این شمایل تصویربرداری و نورپردازی، این جنس بازی‌ها که تقریبا سرد است و قصه تلخی که سریال دارد، اندکی برای بیننده غیر عادی است.

داخل خانه پوران و خسرو می‌بینیم که رگه‌هایی از زندگی و شادی وجود دارد و تکلیف‌شان روشن است. بقیه آدم‌های این سریال روابط سردی با یکدیگر دارند و فضا هم سرد است. مردم به نظرم خیلی چشم‌شان به این سریال عادت نکرده است، معتقدم این سریال یک مقدار می‌تواند سلیقه مردم را عوض کند.»

یکی از ارکان توفیق در مجموعه‌های نمایشی همذات‌پنداری مخاطب با قهرمانان داستان است، پرسش مهمی ‌که در ارتباط با سریال عبور از پاییز مطرح می‌شود این است که چند درصد مردم ما چنین زندگی لوکس و اتو کشیده‌ای دارند ؟ به هر حال باید آدم‌هایی را درون داستان رو کرد که از جنس اکثریت مردم باشند تا اصل همذات پنداری محقق شود، بازیگر عبور از پاییز در ارتباط با این پرسش اعتقاد دارد: «حق با شماست! درصد مردمانی که زندگی عادی دارند در جامعه خیلی بالا است. ولی چنین افرادی و با این شمایل زندگی نیز در جامعه وجود دارند که در اقلیت هستند، حالا این کامیاب داستان ما لیموزینش خیلی گران نیست یک پژو معمولی است. واقعا من خیلی از این افراد را دیده‌ام که بنز‌های آخرین مدل با راننده مخصوص دارند ولی تعدادشان نسبت به اکثریت جامعه خیلی اندک است.»

زورآزمایی با پدر خوانده

آدم‌های منفی موتور محرک داستان هستند که در پیشبرد داستان نقش مهمی‌ ایفا می‌کنند. «رامین راستاد» بازیگر نقش فریدون مانند سال گذشته که در سریال مثل هیچ کس ردای ضد قهرمان را به تن کرده بود، در عبور از پاییز نیز در برابر ضد قهرمانی مثل کامیاب قد علم می‌کند، وی این 2 نقش منفی را این‌گونه سبک و سنگین می‌کند: «درست است که هر جفت این آدم‌ها یک مقدار بار منفی روی آنها سوار است اما برای من به عنوان بازیگر خیلی قابل مقایسه نیستند از این جهت که شباهتی به هم ندارند.

همه آدم‌ها ابعاد مثبت و منفی دارند، شخصیتی که در سریال مثل هیچ کس بازی کردم، خب برای او فقط منافع مادی در اولویت قرار داشت و به خاطر این قضیه دست به هر کاری می‌زد اما فریدون در عبور از پاییز این‌گونه نیست! یعنی یک مقدار تلاش کردم که علامت سوال این آدم را بیشتر کنم تا تماشاگر بیشتر برای دیدنش هیجان داشته باشد، کارگردان هم این موضوع را مد نظر داشت که ورود فریدون به داستان را خیلی فوری نبینیم. یک قسمت‌هایی این آدم را در سایه و از پشت سر ملاحظه کنیم؛ من هم از این ایده کارگردان استقبال کردم الان هم که به هر حال سریال را پیگیری می‌کنم به نظر می‌آید که تجربه خوبی است.

معتقدم تنها تشابهی که فریدون با شخصیت منفی مثل هیچ کس دارد این است که آن آدم خیلی بد بود و فریدون هم بد است. اما این قصه را خیلی دوست داشتم که این آدم با همه این خصوصیات که تماشاگر فکر می‌کند چقدر قرار است فریدون کارهای ناجور انجام دهد حالا به واسطه شناسنامه‌ای که شاید دارد از این بازیگر به عنوان آدمی ‌که در سریال مثل هیچ کس نقش اینچنینی داشت، فریدون عبور از پاییز چه تاثیر عجیب و غریبی در روند داستان خواهد گذاشت؟! اما قصه که پیش می‌رود و اتفاق‌هایی که حادث می‌شود، مثال دست بالای دست بسیار است»؛ نمی‌دانم این که هر جایی ممکن است یک نفر بهتر از خود آدم پیدا شود. در این داستان به نظرم خیلی به این قضیه خوب پرداخت شده حالا هر چه که پیشتر می‌رویم با این زوایای شخصیتی بهتر آشنا می‌شویم.»

راستاد در ارتباط با اقتباس داستان سریال از شاه لیر شکسپیر و تشابه فریدون با قهرمان‌های شاه لیر معتقد است: «به هر روی همه موضوعات دنیا، به نظرم چه در ادبیات نمایشی و چه در سینمای جهان درون فیلمنامه‌ها، فکر نمی‌کنم پیرامون ده پانزده محور بیشتر باشند حالا موضوعات اصلی ما اینها هستند. بله عبور از پاییز می‌تواند اقتباسی از شاه لیر باشد که خیلی به روز شده است. قبل از کار هیچ تحلیل و صحبتی در ارتباط با این موضوع انجام نشد.»

بازیگر نقش فریدون در ارتباط با تفاوت چهره‌آرایی شخصیت منفی که در عبور از پاییز ایفا کرده با نقش منفی سریال مناسبتی سال گذشته خود می‌گوید: «من نخستین بار بود که در کارهای خودم برای سریال مثل هیچ کس سبیل می‌گذاشتم! وقتی به گریمور اعتماد دارید و می‌دانید که این آدم به المان‌های اساسی می‌اندیشد زمانی می‌خواهد حتی یک سبیل یا فلاک کوچک بگذارد با اعتماد کامل آدم صورتش را می‌سپارد به گریمور؛ ضمن این که وقتی سناریو را می‌خواندم خودم آن آدم را آن شکلی می‌دیدم با وجود این که کار سختی است همه بازیگرها سبیل و ریش را تجربه کرده‌اند.

گریمورها خیلی طبیعی کار می‌کنند. یعنی واقعا نزدیکان شما هم پی نمی‌برند که این سبیل به شما تعلق ندارد! اما به هر روی دردسرهایی را برای بازیگر دارد. سبیل مصنوعی خیلی خندیدن آدم و باز کردن دهان را محدود می‌کند، اما وقتی درست بنشیند دیگر درست است. در سریال مثل هیچ‌کس آن آدم را دوست داشتم در عبور از پاییز هم کارگردان علاقه مند بود که یک مقدار فریدون پخته‌تر از سن خودم باشد برای همین رفتم سمت این که یک مقدار موها را جو گندمی‌کنند، شاید شش هفت سال از سنی که دارم بیشتر باشد. سبیل را برای فریدون در این سریال حذف کردند.»

راستاد درباره مناسبات سرد فریدون با خواهرش فرانک و رابطه آن با پیری و ثروت کامیاب اعتقاد دارد: «هر کسی تحلیل‌های شخصی خودش را دارد حالا با کارگردان و فیلمنامه‌نویس آدم شروع می‌کند به مشاوره تا به یک نقطه نظر کلی و قطعی برسد که در واقع نظر همه عوامل پیش برنده کار است. اما تحلیل شخصی که خودم داشتم به نظرم ثروت کامیاب است که فریدون را به سمت این سیاق برخورد تلخ و خشن و با خواهرش سوق می‌دهد. کهولت سن کامیاب در نظر فریدون اهمیتی ندارد؛ ممکن است که مشابه این اتفاق را در شکل دیگرش که این قدر ثروت تاثیر مستقیم در روحیات و رفتار آدم‌ها نداشته باشد در میان برخی دیده باشیم که خیلی صمیمانه است اصلا هم سرد نیست اما به نظرم این ثروت کامیاب است که مشکل بین فریدون و خواهرش به وجود آورده و پای فریدون را به زندگی او باز کرده است. مطمئنم اگر فرانک زن یک آدم معمولی بود، فریدون هیچ وقت سراغی از او نمی‌گرفت یعنی فریدون آدمی ‌است که پول برای او اهمیت دارد.»

بازیگر نقش فریدون در ارتباط با طبقه زندگی قهرمانان داستان و همذات پنداری تماشاگر با چنین شخصیت‌هایی می‌گوید: «یک بخشی از این ماجرا هم بر می‌گردد به تفکر مسعود شامحمدی! خیلی از تماشاگران و مردم به من می‌گویند که سریال خوب است اما ماه رمضانی نیست! این قضیه هم به خاطر فضایی است که کارگردان در عبور از پاییز ایجاد کرده است. برای بچه‌های خودم زندگی امپراطور (کامیاب) عجیب بود! با این شکلی که مستخدم‌ها در خانه پرسه می‌زنند نه این که حضور مستخدم‌ها عجیب باشد، همین که مستخدم‌ها هم لباس‌های یکدست دارند، عین گارسون‌های رستوران دست به سینه آماده انجام وظیفه هستند، به هر حال با فضاهایی مواجه می‌شویم که قدری تفاوت دارد. بیشتر فضاها خیس است، در بیشتر لوکیشن‌ها سردی و ریزش باران محسوس است. به نظرم این جنس روابط میان آدم‌ها را کارگردان دوست داشته که به چنین سیاقی به آنها پرداخته است.»

فریدون در برابر آدمی ‌چون کامیاب شاخ و شانه می‌کشد که برای مخاطبان بیشتر یاد آور شخصیت دُن کورلئونه در فیلم پدر خوانده است تا یک آدم ایرانی و شرقی...! این آدم از جنس مردم این دیار نیست، راستاد در تایید این قضیه می‌افزاید: « دقیقا این موضوعی را که شما به آن اشاره کردید به خود بنده هم گفته‌اند، اما به نظرم بد نیست یک مقدار به یک مسائلی کلی نگاه نکنیم. چون همیشه این جوری بوده بنابراین بیاییم داستان‌هایی کار کنیم که مردم خیلی سریع چون شخصیت‌های قصه از طبقه خودشان است با آنها ارتباط برقرار کنند،‌ مگر ما زندگی کورلئونه را در مملکت خود تجربه کرده‌ایم یا گنگستری این شکلی دیده‌ایم؟! ولی چرا با این شخصیت ارتباط برقرار می‌کنیم ؟ چرا به هر کدام از ما می‌گویند 3 تا از بهترین فیلم‌های زندگی خود را معرفی کنید، پدر خوانده هم جز آنهاست؟ به این دلیل که به بهترین شکل، فضا ایجاد شده است! مهمترین پل ارتباط بین یک فیلم حالا اصلا فیلم نه، بین یک اثر هنری چه مجسمه چه نقاشی چه تئاتر ؛ آن فضا سازی درست است.

سریال زیر تیغ را برای شما مثال می‌زنم. این قدر فضاها واقعی بود که همه خودشان را در آن موقعیت‌ها می‌دیدند، انگار ما را به عنوان شخصیت‌های داستان می‌شناختند گویی همسایه آنها بودیم. چون فضای سریال کوچک‌ترین تفاوتی با فضای واقعی زندگی مردم نداشت. حالا فضا را درست ایجاد کرده بودیم نه این که چون فقط شبیه فضای زندگی آنها بود، تماشاگر باورش کرده بود. همین مثالی که برای کورلئونه زدم. معتقدم خوب است که ما به سمتی پیش برویم که ما هم بتوانیم در واقع در آثار تلویزیونی خود به این فضاها وارد شویم.»

بازیگر نقش فریدون در ارتباط با شتاب تولید و آماده نبودن فیلمنامه در کار‌های مناسبتی و تاثیر آن بر کیفیت کلی اثر می‌گوید:‌ «خوشبختانه این سریال آن قدر کار پر فشار و پر استرسی نبود به نظرم یک‌کم وقت ما خوب بود خیلی عجله آن طوری که تمام گروه استرس بگیرد یا سبب شود که 18 ساعت عوامل کار کنند که سریال به پخش برسد در عبور از پاییز وجود نداشت. نگارش فیلمنامه الان فکر کنم به پایان رسیده است. من کارم در این سریال 10/6/ 88 تمام شد.»

راستاد بازتاب سریال را در این مدت که از پخش آن گذشته، این گونه می‌سنجد: «اصلا ما نمی‌توانیم راجع به این بازتاب‌ها سخن بگوییم به این دلیل که مطمئن هستم بخشی از نظرات به تعارف است که به ما گفته می‌شود. چون خودم در سریال حضور دارم طرف نمی‌تواند مستقیم به من بگوید خیلی از سریال شما بدم آمده یا سریال شما خیلی ضعیف است! من از نزدیکان خودم ترجیح می‌دهم این سوال را بپرسم آنهایی که یک مقدار با تخصص به این قضیه نگاه می‌کنند. تماشاگر با تمام احترامی ‌که برای وی قائل هستم چون درگیر داستان می‌شود بیشتر برخوردش با اثر عاطفی حسی است و نمی‌تواند خیلی تخصصی به من بگوید که ارزش کار کجاست؟

ما مردمی‌ هستیم که جومونگ را تحت هر شرایطی می‌بینیم. یعنی شنیدم مردم به هر نحوی شده خودشان را به منزل می‌رسانند که این سریال کره‌ای را ببینند؛ اما من به جرات می‌گویم که یک قسمت کامل این سریال را تا حالا ندیده‌ام به خاطر این که به لحاظ تکنیکی، فنی و صنعتی من هنوز درگیرش نشده‌ام. مطمئن هستم که مردم افسانه برایشان خیلی جذاب است که اینقدر پیگیر قضیه هستند»!

علی احسانی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها