قاب خوانندگان

قتل روی طناب دلخون

آثار سینمایی جنایی، معمولا به جهت تعلیق و ساختار ویژه‌ای که دارند، با مخاطبان زیادی همراه هستند و از همین روی است که معمولا گیشه چنین فیلم‌هایی با صف‌های طولانی همراه می‌باشد و باید قبول کرد گیشه در چنین ژانرهایی، با نوسان متعدد همراه است و این نوسانات حاصل آثار خوب و بد است.
کد خبر: ۲۸۱۹۰۶

 این روزها اثری بر پرده سینماها در حال اکران است که نظر بسیاری را به خود جلب کرده، اثری که در همان نگاه اول جذابیت و تفاوت را با سایر آثار این روزها می‌توان حس کرد؛ دلخون که شاید از نام متفاوتش تماشاچی در انتظار فیلمی متفاوت نیز بود. اثری که گرچه با حادثه و نگرانی همراه است، ولی بی‌شک این قابلیت را داشته تا مفهوم را به طور شفاف و کامل به استحضار مخاطب برساند. تلفیق عشق، عاطفه، تنفر و نافرجامی که جزو عناصر متضاد هستند،‌ تلفیقی خاص برای بسیاری از آثار سینمایی می‌باشد. این حقیقت در بستری‌ جای می‌گیرد که پیچیدگی‌های ساختاری توانسته در اولویت‌ کلی اثر باشد. قصه «دلخون» شاید در مقام نخست یک قصه تکراری به نظر آید اما باید قبول نمود که تمام پتانسیل و قوت این فیلم، داستانش است. ترسیم جدید از یک حادثه که بعضا در بسیاری از آثار دیده می‌شود یکی از نقاط عطف و خاص این فیلم می‌باشد. بروز موقعیتی خاص در این فیلم برجستگی‌های سینمایی را در آن پدیدار می‌سازد. سوءظن حاصل از یک توهم و بدگمانی در فضایی غبارآلود که نتیجه‌ای جز قتل ندارد، بروز قتلی را سبب می‌گردد که جز پشیمانی قاتل چیزی را در برندارد. این المان ساده از یک منظر و از سوی دیگر تحول عمیقی که برای قاتل پس از آن به وجود آمده، همه چیز دست به دست هم می‌دهد تا اتفاق خاصی به وقوع بپیوندد؛ اتفاقی که باز نشانه‌ای از عشق و علاقه در آن موج می‌زند. اهدای عضو قاتل آن هم به خواهرزنش به عبارت دیگر اهدای قلب به نزدیک‌ترین فرد به مقتول یک تضاد بسیار زیبا و دراماتیک را پدید می‌‌آورد، تضادی که هر چند در مقام نخست آنچنان عینی نیست اما توانسته به سرعت جای گیرد و در فضایی شکننده بوجود آید. این تناقضات و این تضادها در داستان و از هم مهم‌تر تعلیق‌های دامنه‌دار اما منطقی و مقطعی سبب گشته تا «دلخون» با سرعت در میانه مسیرش با مخاطب رابطه صمیمی گیرد. ورود به داستان نیز اهمیت ویژه‌ای دارد و دلخون این قدرت را داشته تا با ورودی استثنایی سبب‌ساز حوادث گوناگون گردد. تصویری از پدر نسترن که با حالتی درهم، آشفته و نگاهی به دوربین که بعد از مدتی سر را به پایین انداخته و در پشت آن نمایی از زندان بروز می‌کند ورودی کاملا خاص و البته عجیب در داستان بود. این نگاه از همان ابتدا داشت به مخاطب نشان می‌داد نشانه‌ای از پایان ماجرا و همین بستر مناسب بود تا مخاطب در گیر و دار مسیر داستان تا پایان ماجرا همراه گردد و این رازگشایی در پایان قصه مشخص گشت و آن زمان بود که قصه در انتها نگاه پدر نسترن را به فیلم اعدام می‌اندازد، چنین نگاه ابتدایی و انتهایی بوده که دلخون را در دامنه حوادث مسیر ماجرای فیلم بسیار جذاب و دیدنی نموده است.

راتا رستمی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها