صابر در بازجوییها به قتل اعتراف کرد و گفت: مدتی قبل دخترم عاشق پسری شد و گول او را خورد و آنها با هم رابطه داشتند. من بارها به دخترم گفتم که دست از این کارها بردارد، اما دخترم آنچنان اغفال شده بود که نمیتوانست دست از آن پسر بکشد. من هم بهناچار مجبور شدم دخترم را در خانه حبس کنم. چند روزی دخترم در خانه بود تا اینکه یک روز از غفلت من استفاده و فرار کرده بود.
هر جایی که به فکرم میرسید گشتم، اما نتوانستم دخترم را پیدا کنم. به ماموران اطلاع دادم. آنها هم نتوانستند دخترم را پیدا کنند. به سراغ داوود رفتم. او پسری بود که دخترم عاشقش شده بود. به این امید که داوود میداند دخترم کجاست، اما از داوود هم خبری نبود. تا اینکه تصمیم گرفتم خودم دخترم را پیدا کنم. هر روز صبح ماشینم را بر میداشتم و به خیابانها میرفتم تا شاید دخترم را پیدا کنم. هر جایی که فکرش را بکنید رفتم و گشتم. یک روز به صورت اتفاقی و در حالی که رفته بودم از منطقه رباطکریم چیزی بخرم دخترم را در خیابان دیدم. او را تعقیب کردم متوجه شدم که ماشینی به دنبال اوست. زمانی که برگشت و مرا دید یکدفعه پا به فرار گذاشت. من هم او را تعقیب کردم. آنقدر دنبالش رفتم تا اینکه خانهای را که دخترم در آنجا بود پیدا کردم و وارد خانه شدم، اما او داوود باز هم فرار کردند. در این میان مردم، پلیس را با خبر کردند و سر انجام دخترم و داوود دستگیر شدند.
متهم ادامه داد: آنها در دادسرا بودند و پلیس اجازه نمیداد من با آنها دیدار داشته باشم. زمانی که آنها را در حیاط بازداشتگاه دیدم به سمتشان حمله کردم تا هر دو را بکشم. آنها آبروی من و خانوادهام را برده بودند و باید تقاصش را پس میدادند. با چاقو به سمتشان حمله کردم و فقط توانستم داوود را بزنم و پلیس دخترم را فراری داد.
بعد از اعترافات این مرد و صدور کیفرخواست پرونده به دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. متهم مدعی شد که به اعتقاد او داوود مهدورالدم بوده است و به همین دلیل هم او را به قتل رسانده است. با توجه به این ادعا هیات قضات شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران متهم را به پرداخت دیه محکوم کردند.
اولیای دم داوود به این حکم اعتراض کرده و خواستار رسیدگی مجدد در این خصوص شدند. دیوان عالی کشور بررسی مجدد پرونده را در دستور کار خود قرار داد و بعد از شور هیات قضات دیوان، اعلام کردند رای صادره درست نیست، چراکه متهم ابتدا مقتول را تحویل پلیس داده است و سپس چنین ادعایی کرده است. اگر واقعا معتقد به مهدورالدم بودن داشت همان اول اقدام به قتل میکرد. با این استدلال رای صادره نقض شده و پرونده برای رسیدگی مجدد به شعبه هم عرض در دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد.