او که نخستین هدفش برای حضوری آبرومندانه و مقتدر در لیگ برتر بستن تیمی خوب، با انگیزه و قوی بود، در همان فصل نقل و انتقالات گفته بود: «بازیکنانی را برای همراهی شاهین در لیگ برتر انتخاب میکنیم که انگیزه کافی برای بازی کردن و برد داشته باشند.»
البته کللیفر آن زمان فراموش کرد عامل تجربه را هم به تیمش تزریق کند. چراکه او در همین 5 هفته اول لیگ نهم هر بار که تیمش نتیجه نگرفت گفت به بیتجربگی بازیکنانم باختیم.
البته «بدشانسی» هم شده بود تکیهکلام سرمربی شاهین، اما چه سود که برای هواداران دوآتشه بوشهری و هیات مدیره این باشگاه، بیتجربگی و بدشانسی دلایلی قانعکنندهای نبودند.
با اخراج سرمربی شاهین، پیشبینی اهالی فوتبال هم به حقیقت پیوست. این مربی که شاهین را به لیگ برتر آورده بود، بعد از کسب نتایج نهچندان خوب، که البته متناسب با بضاعت این تیم بوشهری بود، نامزد اصلی کسب عنوان اولین اخراج شده لیگ بود که توانست این مقام اعصاب خرد کن را به دست بیاورد!
کللیفر که در لیگ دسته اول، کلی اوضاع بر وقف مرادش بود، به محض این که پایش را به لیگ برتر گذاشت، بدآورد و این هم خود از دلایل اخراجش بود.
او در اولین بازی شاهین گفت با حمایت تماشاگران و گرمای بوشهر، ملوان را شکست میدهیم، اما تا به خودش آمد با یک گل از حریف عقب افتاد تا به زحمت تنها به یک تساوی خانگی تن بدهد. اوضاع در هفته دوم بدتر شد، چون کللیفر گفت برای کسب اولین پیروزی خانگی به کرج میرویم، اما سایپا آن بازی را یک بر صفر برد.
هفته سوم هم برای این مربی بدیمن بود. هفتهای که شاهین در زمین خود 4 بر 2 مغلوب تراکتورسازی شد که آنها نیز به تازگی به لیگ برتر صعود کرده بودند. او بازیهای زیادی را در ورزشگاه شهید بهشتی بوشهر داشت، اما تا آن روز از هواداران بوشهری ناسزا نشنیده بود.
بدشانسی شاهین و کللیفر این بود که پس از آن باخت تحقیرآمیز مجبور بودند در تهران به مصاف تیم قدرتمند استیلآذین بروند. آن بازی یکی از بهترین بازیهای شاهین بود، اما در روزی که به گفته حمید استیلی، حریف مستحق باخت نبود، ستارهای چون علی کریمی برای تیمش همه کار کرد و با 2 گل او، باختی دیگر (2 1) در کارنامه کللیفر به ثبت رسید.
بازی خوب شاهین مقابل استیل آذین آنها را امیدوار کرد که سرانجام در هفته پنجم و در مقابل ابومسلم طعم اولین پیروزی را بچشند و از این شرایط بحرانی خارج شوند. حرفهای کللیفر هم موید همین مطلب بود: «ابومسلم را کاملا میشناسیم و به چیزی جز پیروزی مقابل آنها فکر نمیکنیم.»
در آن روز اوضاع تا دقیقه 68 در ورزشگاه شهید بهشتی بوشهر آرام بود. شاهین با گل دقیقه 55، یک بر صفر از میهمان مشهدی خود پیش بود که ناگهان در دقیقه 68 گل مساوی را در زمین از حریف خورد و این پایانی بود بر داستان حضور حمید کللیفر در شاهین.
فوتبالیها در بین خود یک اصطلاح رایج دارند و آن اینکه صعود به لیگ برتر آخرین روز شادی یک تیم دسته اولی است. تازهترین مصداق این اصطلاح، همین شاهین پارس جنوبی است که با کلی برو و بیا، رقبایش را یکی پس از دیگری در دسته اول شکست داد و حتی یک بازی را هم در بوشهر نباخت، اما به محض صعود به لیگ برتر دیگر طعم پیروزی را نچشید!
کللیفر از روز اول لیگ در شرایطی کار میکرد که شایعه اخراجش وجود داشت. این چیزی بود که خود او نیز بارها به آن اذعان داشت. او البته پس از ابلاغ حکم برکناری، حرف دلش را زد تا بابت همین چند کلمه ناگفته، بعدها خودش را سرزنش نکند: برخی در این باشگاه نمیخواستند شاهین با من نتیجه بگیرد و خیلی زودتر از این زمان خواهان برکناریام بودند. البته با مشکلاتی که در تیم شاهین وجود داشت و اختلافهای مدیریتی که در این باشگاه به وجود آمده بود، خوشحال هستم که برکنار شدهام، زیرا با ادامه این روند این تیم در لیگبرتر به جایی نمیرسید.»!
اولین اخراجیها
توپ گرد فوتبال عجب چرخی میخورد در این روزگار لیگ برتر ما. حمید کللیفر رفت تا چند ساعت پس از برکناری این مربی، محمود یاوری پای برگه قرارداد با باشگاه شاهین را امضا کند. نکته جالب این است که یاوری، خود لقب اولین مربی اخراجی تاریخ لیگ برتر را یدک میکشد. یاوری که همگان از او به جناب سرهنگ فوتبال یاد میکنند، چند روز قبل از شروع اولین دوره لیگ برتر جایگزین رضا وطنخواه در تراکتورسازی تبریز شد، اما فقط تاپایان نیم فصل در دیار ستارخان دوام آورد تا اولین اخراجی لیگ برتر باشد.
سریال ناخوشایند مربیان اخراجی، این فصل از حمید کللیفر شروع شد و معلوم نیست این جغد شوم تا پایان لیگ روی شانه چند سرمربی دیگر بشیند.
در زیر مروری میکنیم بر اولین اخراجیهای نیمکت داغ مربیان در ادوار مختلف لیگ برتر:
اولین دوره لیگ برتر: محمود یاوری (تراکتورسازی)
یاوری تا پایان نیم فصل، که آن زمان هفته سیزدهم بود دوام آورد، اما نحسی 13، اجازه نداد او رنگ هفته چهاردهم را ببیند.
دومین دوره لیگ برتر: جلال چراغپور (استقلالاهواز)
رکورد سریعترین برکناری تاریخ لیگبرتر از آن چراغپور است. او پس از 2 بازی و 2 باخت، شبانه اهواز را ترک کرد.
سومین دوره لیگ برتر: محمد مایلیکهن (سایپا)
مایلیکهن آن سال را هیچ وقت فراموش نمیکند. او سرمربی تیمی بود که چند هفته حتی یک گل هم نزد و دست آخر در هفته یازدهم مجبور به استعفا شد.
چهارمین دوره لیگ برتر: ناصر ابراهیمی (شموشک)
ابراهیمی که در لیگ سوم از پرسپولیس جدا شده بود، تصمیم گرفت لیگ چهارم را با سرمربیگری شموشک آغاز کند، اما از بد ماجرا در هفته پنجم مقابل پرسپولیس باخت، تا حکم اخراجش صادر شود.
پنجمین دوره لیگ برتر: مجید جلالی (صباباتری)
برکناری مجید جلالی، در نوع خودش عجیب بود. او در پایان هفته سوم و درحالی که 4 امتیاز برای صبا آورده بود، کنار گذاشته شد تا محمد حسین ضیایی جایگزین او شود!
ششمین دوره لیگ برتر: ورنر لورانت (سایپا)
اولین مربی خارجی برکنار شده همین ورنر لورانت است. البته داستان از همه عجیبتر است، چون در پایین هفته پنجم و زمانی که سایپا با 17 امتیاز در صدر جدول قرار داشت، از ایران رفت و دیگر برنگشت!
هفتمین دوره لیگ برتر: مجید جهانپور (پگاه)
4 مساوی و 4 باخت، دلیل قانعکنندهای بود تا مسوولان پگاه جهانپور را در هفته هشتم از سمت سرمربیگری این تیم بر کنار کنند.
هشتمین دوره لیگ برتر: داوود مهابادی (راهآهن)
مهابادی جوانترین سرمربی برکنار شده، در میان اولین اخراجیهای تاریخ لیگ برتر است. راهآهنیها در هفته هشتم عذر سرمربی خود را خواستند تا پیرترین سرمربی لیگ یعنی محمود یاوری را جایگزین او کنند.
روی لبه تیغ
سریال ناخوشانید مربیان اخراجی، این فصل از حمید کلالیفر شروع شد و معلوم نیست این جغد شوم تا پایان لیگ روی شانه چند سرمربی دیگر بنشیند. در پایان هفته پنجم، علاوه بر یک مربی اخراجی، این 5 مربی هم در شرایط بحران به سر میبرند و هر آن احتمال برکناریشان وجود دارد:
محمدحسین ضیایی: میگویند رابطه خوب محمدحسین ضیایی با مسوولان فعلی باشگاه صبای قم جایگاه مستحکمی برای این مربی ساخته است. اما مگر میشود چند بازی پشت سر هم را بخت و از اخراج نشدن آسوده خاطر بود؟!
ارنی برنتس: مربی هلندی راهآهن، هر چند کارش را با پیروزی در لیگ نهم شروع کرد، اما 4 هفته است که دیگر رنگ 3 امتیاز را ندیده است. خطری که این مربی را تهدید میکند، مدیرعاملی چون محمد حسن انصاریفرد است. تاریخ میگوید این مدیرعامل کم حوصلهتر از آنی است که بیشتر از چند ناکامی تیمش را تماشا کند.
لوکا بوناچیچ: 5 بازی و تنها 3 امتیاز. لوکا را همگان در فوتبال ایران به عنوان یک مربی کارآمد و بزرگ میشناسند، اما وقتی خود این مربی پس از ناکامیهای اخیر فولاد اعتراف کرد در انتخاب بازیکنانش اشتباه کرده، یعنی زیاد نباید به آینده همکاری او با فولاد امیدوار بود.
ناصر پور مهدی: ابومسلم یکی از 3 تیمی است که در 5 هفته اول لیگ، حتی یک بازی را هم نبرده است. این شرایط را بگذارید در کنار اختلافات مدیریتی این باشگاه دعوای مدیرعامل و رئیس هیات مدیرهاش تا متوجه شوید ناصر پورمهدی چه جایگاه سستی در این تیم دارد.
علیرضا منصوریان: هر چند پاس همدان در 10 دقیقه پایان بازی با استقلال اهواز، از شکست پیروزی ساخت و با کسب اولین پیروزی خود از قعر جدول فاصله گرفت، اما فضای ورزشگاه قدس همدان هنوز هم برای کادر فنی و سرمربی جوان این تیم، علیرضا منصوریان سنگین است و چه بسا با اولین ناکامی بعدی باز هم همه فریاد اخراج این سرمربی را سر بدهند.
رضا پورعالی