یادگاری نویسان بهای میراث فیروزآباد را بیشتر می دانند

وقتی نقش و نگارهای بر جا مانده از یادگاری نویسان در غیر قابل دسترس ترین قسمتهای آثار تاریخی شهرستان فیروزآباد نقش می بندند در اذهان چنین به نظر می رسد که یادگاری نویسان بیشتر از متولیان امر حداقل به وجود این آثار تاریخی اهمیت داده و به آن نظر دارند.
کد خبر: ۲۸۰۶۴۰

به گزارش مهر ، شهرستان فیروزآباد به مرکزیت شهر فیروزآباد با وسعت سه هزار و 542 کیلومتر در 90 کیلومتری شیراز قرار دارد. این شهرستان از شمال به شهرستانهای شیراز و کازرون از غرب به فراشبند و از جنوب به شهرستان قیروکارزین و از شرق به جهرم محدود می‌شود.

فیروزآباد به گواهی تاریخ یکی از شهرهای مهم و باستانی اقلیم پارس بوده که در دوران امپراطوری هخامنشی تا غلبه اسکندر مقدونی از مناطق آباد و مهم بوده و بعد از تسلط اسکندر و جانشینان او به صورت مرکز مقاومت علیه حکمرانان یونانی درآمده و سالهای متمادی پناهگاه آزادمردان و میهن پرستان و عناصر استقلال طلبانی بوده که نمی‌خواستند از بیگانه اطاعت کنند.

شهری که امروزه فیروزآباد نامیده می‌شود در گذشته «گور» نام داشته که بر اساس منابع تاریخی معتبر، شهر گور یا جور یا اردشیر خره را اردشیر بابکان ساخت و آن را تختگاه خود قرار داد. پس از مرگ اردشیر به سال ??? میلادی، الگوی ساختمانی این شهر که دایره‌ای شکل بوده مورد تقلید فراوان واقع شد و تا سده‌های میانه، نزدیک به 400 شهر بدین صورت ساخته شد.

ابن بلخی که یک هزار سال قبل "فارسنامه" را تالیف کرده است در این خصوص نوشته:«فیروزآباد که قدیم آن را گور می‌نامیدند به روزگار کیانیان شهر بزرگی بوده و حصاری عظیم داشت. اسکندر ذوالقرنین چون به پارس حمله کرد چندان که کوشید نتوانست به حصار شهر گور رخنه کند لذا جهت رودی را که از سر کوه می آمد، به طرف شهر برگرداند و در شهر جاری ساخت تا آنکه تمام شهر گور در آب غرق شد.فیروزآباد نسبت به زمین‌های اطرافش در گودی واقع شده‌است لذا با آب رودخانه‌ای که اسکندر درشهر جاری ساخت، این شهر به یک دریاچه تبدیل شد و این دریاچه قرن‌ها باقی بود تا این که اردشیر با تمهیداتی آب دریاچه را تخلیه کرد و شهر جدیدی به جای شهر گور بنا نهاد و نام آن ا «اردشیرخوره» نامید».

امروز آثار تاریخی نظیرشهر گور، کاخ اردشیر بابکان (آتشکده)، قلعه دختر، امام زاده داوود، مناره شهر گور، سنگ نگاره مراسم تاجگذاری (نقش رستم)، سنگ نگار تن به تن و... هر کدام پرده ای از فصلهای مختلف تاریخ این شهر را رقم می زنند که حاکی از میراث عظیم فرهنگی و تمدنی این شهر دارد.

اما سه پرده به نسبت اصلی تر تاریخ این شهر را آتشکده، شهر گور و قلعه دختر تشکیل می دهند که با بررسی زیرساختها و شرایط حاکم بر آن می توان درک کرد که چندان از توجه و مراقبت کافی و لازم بهره نمی برند.

قلعه دختر بر بلندای تنهایی

قلعه دختر در شش کیلومتری جاده فیروزآباد به شیراز در دامنه کوهی مشرف به جاده قرار دارد که پس از طی مسافتی حدود 300 متر از ارتفاع کوه می توان به آن دسترسی یافت.

فلعه دختر از بناهای ماندگار دشت تاریخی فیروزآباد بوده که از دوران ساسانیان به یادگار مانده است. بزرگی بنای این قلعه مبهوت کننده است و دیوارهای بلند آن با همه شکستگی و ریخته شدن هنوز هم شکوهی خیره کننده دارند.

قلعه دختر، نشان ظهور امپراطوری ساسانی و افول دولت اشکانی است این قلعه از سه جهت شمال، غرب، جنوب با صخره کوهستانی با ارتفاع غیر قابل نفوذ محصور است و بر هر صخره با روی بلند و برج های دیده بانی ساخته شده در سمت شرق با فاصله بیش از یک کیلومتر از قلعه دیوار سنگی محکمی کشیده شد تا مانع ورود افراد شود.

تمام این عظمتی که تاریخ پر تمدن این سرزمین را به رخ می کشد امروز در شرایط نه چندان مناسبی قرار دارد که به همین خاطر می توان اقداماتی را برای مرمت این بنای عظیم در اطراف آن مشاهده کرد اما این عملیات مرمت باید هرچه سریعتر صورت گیرد تا بنا از این وضعیت بیشتر رو به زوال نرود.

اما آنچه در مورد قلعه دختر بیشتر مورد توجه است عدم ایجاد راهی مناسب برای دسترسی به این قلعه بوده به طوریکه تنها راهی که این امکان را برای بازدید از بنای مذکور فراهم می کند طی کردن مسافت 300 متری ارتفاع کوه است که تا حدی برای گردشگران این راه مناسب سازی شده است.

در این منطقه البته تله کابین نیز وجود دارد اما فقط برای انتقال مصالح مرمت بنا مورد استفاده قرار می گیرد و گردشگران اجازه استفاده از آن را ندارد. باید در نظر داشت اکثر گردشگران خرجی و شمار زیادی از بازدید کنندکان ایرانی توان طی این مسافت را ندارند و استفاده از این تله کابین شرایط را برای رشد گردشگری این بنا آماده می کند.

یکی از اقدامات مناسبی که در این محدوده صورت گرفته ایجاد کیوسکهای گردشگری است اما از راهنمایان گردشگری که باید در آن حضور داشته باشند و این اثر تاریخی را تشریح کنند در طول حضور خبرنگار مهر در این بنا خبری نبود و باید در نظر داشت که این امر چندان بر پایه توجه به توسعه گردشگری استوار نیست.

مجموع شرایطی که برای قلعه دختر طی این مدت رقم خورده این بخش عظیم از تاریخ فیروزآباد را از منظر گردشگران پنهان ساخته به گونه ای که به نظر می رسد امروز این بنای عظیم به جای اینکه بر سر کوهی از عزت تمدن پارسی باشد بر بلندای تنهایی ناشی از فراموشی واقع شده است.

آتشکده فیروزآباد را هندیها بیشتر از ایرانیان می شناسند

اردشیر یکم، سر سلسله دودمان ساسانی، کمی قبل یا اندکی پس از پیروزی بر «اردوان پنجم» آخرین پادشاه اشکانی در نزدیکی شهر گور که خود بنیانگذار آن بود در مجاورت برکه ای که همچنان جوشان است، یکی از مهمترین ساختمانهای دوره ساسانی را بنا نهاد، این بنا که از سنگ لاشه و ملات گچ ساخته شده به کاخ اردشیر یا آتشکده مشهور است.

بر فراز این بنا گنبدی مشرف و مسلط بر تمام شهر وجود داشته و در حال حاضر نیز فقط مناره این بنا بر جا مانده است.درباره اتفاقات و رویدادهای که برای این کاخ رخ داده قولهای مختلفی وجود دارد اما بر اساس یکی از این قولها گفته می شد که زمانی که پیامبر اسلام(ص) متولد شدند معجزاتی در سراسر عالم به وقوع پیوسته که از آنجمله می توان به شکستن ایوان کسری و سقوط 14 کنگره آن، خاموشی آتشکده فارس پس از هزار سال، فراموشی علم کاهنان عرب و... نام برد.

این بنا امروز میزبانی گردشگرانی از سراسر جهان است و حتی گفته می شود سالانه برخی از هندیها نیز برای بازدید از این بنای عظیم تاریخی به فیروزآباد سفر می کنند.

شرایطی که برای محافظت بنا در نظر گرفته شده با محصور کردن آن به نسبت مناسب بوده و این اقدام تا حدود زیادی کاخ را از گزند تخریب در امان نگه داشته و در بخشهایی از آن نیز می توان مصالحی را دید که برای مرمت قسمتهایی از بنا به محل انتقال داده شده اند.

در عین حال مسیری که این بنا را به زوال و نابودی می کشاند با مشاهده آن قابل درک و مشاهده است. دیوارهایی که خراب شده و بر زمین ریخته ، سنگهایی از بدنه بنا جاده شده اند و تزئینات تاریخی رو به فرسایش داخل بنا عواملی بوده که شکوه این بنای تاریخی را به ویرانه ای تاریک و رو به فرسایش تبدیل کرده است.

در بخشهای مختلف این کاخ به وضوح ریزش دیوارها که در طول سالها رخ داده به چشم می خورد و تزئیناتی که در بخشهایی از بنا همچنان پا برجا مانده نیز در این رهگذر در حال فرسایش و از بین رفتن است.

در بخشهایی از کاخ آثاری از مرمت دیده می شود که خود جای تقدیر و ستایش دارد اما به گفته برخی از کارشناسان این اقدامات بیشتر به آنچه که مرمت گفته می شود، نزدیک باشد به بازسازی نزدیک تر است و در این رهگذر تکه سنگ های را نیز افتاده بر روی زمین را می توان مشاهده کرد که در جریان این عملیات از بدنه بنا جاده شده اند.

یکی از دوستداران میراث فرهنگی مقیم فیروزآباد نیز در این خصوص گفت: بیش از 10 سال پیش زلزله ای در این منطقه به وقوع پیوست که باعث فروریختن بخش های کمی از این بنا شد اما باید در این خصوص مراقب بود که اگر روزی زلزله قوی تر در این منطقه رخ دهد با توجه به وضعیت استحکام بخشی نه چندان مناسب اثر نمی توان انتظار داشت که کاخ دوام چندانی بیاورد.

وی همچنین گفت: این کاخ عظیم نیاز به معرفی بیشتری دارد، سالانه تعدادی زیادی از هندیان برای بازدید از این آتشکده به فیروزآباد سفر می کنند و عظمت تاریخی این کشور را می ستایند اما برای مردم ما هنوز این بنا ناشناخته است.

شهر گور نیز از یادگاری نویسان در امان نمانده

شهر تاریخی گور نیز یکی از سه پرده اصلی تاریخ فیروزآباد را تشکیل می دهد که امروز در پی بی توجهی ها و فراموشیها به نظر می رسد بیشتر از یک شهر تاریخی به گورستان تاریخ شبیه تر باشد.برای دسترسی به این شهر باید از جاده اصلی حدود دو کیلومتر را در مسیر خاکی و سنگلاخ طی کرد تا مناره این شهر هویدا شود.

در اولین نظر به این مناره آنچه بیشتر جلب توجه می کند یادگاری نویسی در بخشهای از بنا بوده که دسترسی به آن به شیوه عادی و طبیعی غیر ممکن است. مسئله یادگاری نویسی در این اثر تاریخی مانند دو اثر دیگر به وضوح بر بدنه رو به زوال مناره شهر گور به چشم می خورد و تنها نتیجه ای که می توان از این موضوع استنباط کرد این است که این آثار بیشتر از آنکه برای متولیان امر مهم باشد برای یادگاری نویسانی اهمیت دارد که هیچ قسمتی از این میراث های تمدنی و فرهنگی را در امان نمی گذارند.

فقدان شرایط خوب محاظفتی باعث شده که هر شخصی به راحتی تا نزدیک ترین نقطه بنا دسترسی داشته و از وجود محافظ و مراقبی نیز برای جلوگیری از رفتارهای ناهنجارانه خود واهمه ای نداشته باشد از این رو یادگاری نویسیها بیشتر از اینکه انسان را از تخریب آثار غمگین کند از این موضوع  ناراحت می کند که این آثار تاریخی برای تخریب کنندگان و یادگاری نویسان آنقدر اهمیت داشته که بروی آن نقش و نگار بکشند اما برای دیگران چندان اهمیت نداشته که از آن محافظت کنند.

به هر حال این سه پرده اصلی تاریخ فیروزآباد با شرایطی که اکنون دارند گویی از تاریخ این مرز و بوم جا مانده و هیچکس نیز نیازی نمی بیند تا درنگی بیشتر بر حال روز آن داشته باشد اما باید در نظر داشت که این بناها گنجینه ارزشمندی از گردشگری ایران و فارس را تشکیل می دهند که بی توجهی به آنها مسیر فرسایش را برای میراث این سرزمین هموارتر می کند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها