حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
البرادعی که نوامبر امسال و پس از 12 سال پست مدیرکلی آژانس را تحویل یوکیا آمانو ژاپنی خواهد داد، مانند دیگر گزارشهای پیشین و برای بیستمین بار بر عدم انحراف فعالیتهای هستهای ایران تحت نظارت و بازرسیهای آژانس تاکید کرد.
وی در گزارش آگوست خود از ایران خواسته است برای رفع ابهامات موجود در ارتباط با عدم تلاش برای دستیابی به تسلیحات هستهای شفافسازی بیشتری انجام دهد. به گفته البرادعی، تهران با وجود پذیرش بازرسیهای سرزده از تاسیسات هستهای خود به میزان محدودی غنیسازی اورانیوم را کاهش، اما تعداد سانتریفیوژها را همزمان افزایش داده است.
آخرین گزارش البرادعی، توانایی آژانس برای راستیآزمایی عدم انحراف مواد و برنامههای هستهای اعلام شده ایران در قالب معیارهای اندازهگیری موردنیاز برای کارخانه غنیسازی سوخت نطنز و رآکتور آب سنگین اراک را فراهم آورده است.
اگرچه وی در این گزارش تاکید میکند ایران بیش از یک سال است پاسخی به پرسشهای موجود درباره ابعاد احتمالی نظامی برنامه هستهای خود نداده و پروتکل الحاقی را نیز اجرا نکرده است، با وجود این غرب بر این باور است که موضعگیری ملایم البرادعی با توجه به خاتمه مهلت شورای امنیت به ایران، روند تلاشها برای ترغیب تهران به تعلیق غنیسازی را ضعیف میکند.
علاوه بر این که البرادعی در تشریح موضع خود در برابر یافتههای اخیر بازرسان گفته بود با توجه به سطح پیشرفت ایران و دستیابی به دانش هستهای، پافشاری بر درخواست تعلیق دیگر توجیهپذیر نخواهد بود. وی به طور تلویحی از غرب درخواست کرده ایران هستهای را بپذیرد و از این پس بر مبنای توانمندیهای ایران هستهای درخواستهای خود را مطرح کند.
با وجود داشتن ادبیات تکراری و چندپهلوی گزارشهای البرادعی، اما گزارش آگوست (شهریور) با موضعگیریها و برخوردهای متفاوتی روبهرو شده است.
رئیس جدید سازمان انرژی اتمی ایران با مثبت خواندن گزارش جدید البرادعی میگوید: آژانس به پشتوانه همکاری های فراتر از حد انتظار ایران مقاومت نسبتا معقولی از خود در مقابل زیاده خواهیهای برخی کشورهای متخاصم نشان داده و از پذیرش اتهامات ادعایی خودداری کرده است.
به باور علیاکبر صالحی، آژانس بینالمللی انرژی اتمی در گزارش خود با عبارت صریح این ادعاها را غیرمستند اعلام کرده و این خود دستاورد قابل توجهی در این گزارش است.
نمانیده دائم ایران در آژانس نیز اشاره البرادعی به بازدید بازرسان از رآکتور آب سنگین اراک، بازرسی از بخشهایی از نطنز، بازرسیهای سرزده و حسابرسی تمام مواد هستهای در ایران را نکات مثبت این گزارش میداند، اما در عین حال از شیوه گزارشنویسی البرادعی انتقاد میکند.
علیاصغر سلطانیه میگوید: ما هیچ جلسهای در یک سال گذشته در مورد مطالعات ادعایی با آژانس نداشتیم و مسائل ما در مورد سوالات باقیمانده آژانس در چارچوب مدالیته حل و فصل شده است.
زورآزمایی اروپا و آمریکا با روسیه و چین
برگزاری نشست گروه 1+5 و اجلاسهای وزرای خارجه 27 کشور اروپایی و سران گروه 20 کشور صنعتی در اواخر ماه جاری میلادی، کشاکش بر سر نوع برخورد با گزارش البرادعی را افزایش داده است. این التهاب دیپلماتیک هم در آخرین رویارویی البرادعی در قامت مدیرکل آژانس با غرب و ایران نمود یافته است.
دیپلماتهای نزدیک به گروه 1+5 در روزهای اخیر و در آستانه ارائه گزارش البرادعی درباره برنامه هستهای ایران حجم فشارهای خود را برای افشای آنچه آنها تمامی مدارک و اسناد موجود مرتبط با فعالیتهای هستهای ایران میدانستند، افزایش دادند.
آنها مدعی بودند آژانس از گذشته اطلاعات اعلام نشدهای از فعالیتها و تاسیسات هستهای ایران در اختیار دارد که هنوز در اختیار شورای حکام قرار نداده است.
این فشارها تا آنجا ادامه یافت که روزنامه هرالد تریبون در گزارشی نوشت: آمریکا و اروپا در حال فشار آوردن به مدیرکل آژانس انرژی اتمی هستند تا آژانس شواهدی را که آنها معتقدند نشانگر حرکت ایران به سوی دستیابی به سلاح هستهای است، منتشر کند؛ مسالهای که در صورت تحقق پیش از این باعث افزایش تحریمهای ایران میشد.
از سوی دیگر هم ایران با انتصاب علیاکبر صالحی به عنوان رئیس جدید سازمان انرژی اتمی و ارائه بسته پیشنهادی مذاکره با گروه 1+5 سعی در کاهش حجم این فشارها داشت.
با این همه به نظر میرسد خیز بلند غرب برای افزایش دور جدید تحریمها علیه ایران با استناد به گزارش جدید البرادعی برداشته شده است.
اگرچه اروپا و آمریکا با یک جبههگیری واحد به سمت تنگتر کردن حلقه محاصره ایران در غالب تحریمهای جدید حرکت میکنند، اما چین و روسیه تاکنون با این درخواستها موافقت نکردهاند. از این رو واشنگتن و بروکسل مذاکراتی را طی روزهای اخیر با پکن و مسکو آغاز کردهاند.
سفر باراک اوباما، رئیسجمهور به چین و هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه آمریکا به روسیه در این خصوص ارزیابی میشود.
رویترز در گزارشی مینویسد: گزارش جدید البرادعی درباره فعالیتهای هستهای ایران صحنه جدیدی از زورآزمایی بین قدرتهای غربی را با چین و روسیه رقم زده است.
گرچه آلمان، آمریکا و فرانسه خواستار اعمال تحریمهای جدید علیه ایران شدهاند، اما روسیه و چین در مقابل هر گونه افزایش تحریمهای ایران در شورای امنیت ایستادهاند و بر راههای دیپلماتیک تاکید میکنند.
گزارشی با کارکردهای دوگانه
البرادعی در سنت گزارشنویسی هستهایاش نتوانسته از لحاظ حقوقی و فنی اتهامی جدی را به ایران وارد کند. وی معترف است تهران بدون این که تخلفی مرتکب شده باشد از لحاظ فنی در مسیر غنیسازی قرار گرفته است.
با این حال، نگاه هستهای البرادعی در پرداخت به پرونده هستهای ایران همچنان از کهنه بودن، ابهام هستهای و ایهام دیپلماسی رنج میبرد.
آوردن جملات تکراری با مفاهیم ایران پادمان را رعایت کرد، بازرسیهای سرزده انجام شد یا این که ابهامی فنی مشاهده نمیشود دیگر به رویه ثابت گزارشهای فنی البرادعی مبدل شده که نهتنها هیچ گونه اتهامی را متوجه تهران نمیکند، بلکه همزمان راه را برای هر گونه توجیه و برداشت غیرحقوقی باز میگذارد.
قید این بند که در قالب بند 30 ماده 12 معاهده ان.پی.تی بحث پایبندی مطرح نشده، اما عدم پایبندی ایران به صورت مبهم مطرح میشود، تنها یکی از این همه موارد ابهامزاست. ابهاماتی که در آخرین گزارش وی با اندکی جابهجایی تکراری ذکر شده است.
اشاره به 29 بازرسی سرزده از مارس 2007 تاکنون نشان از اجابت تهران برای برآورده کردن اهداف پادمانی بازرسیهای سرزده است.
این حجم بازرسیها البرادعی را به این نتیجه رسانده است تا قادر باشد در گزارش خود راستیآزمایی فهرست اقلام فیزیکی را انجام دهد. راستیآزمایی که با ارائه اطلاعات طراحی در تاسیسات تبدیل اورانیوم توسط ایران مطابقت دارد، اما وی در ادامه به خاطر این که ایران تاکنون اجرای متن تعدیل شده بخش عمومی ترتیبات تکمیلی موسوم به کد 3.1 درباره تهیه اولیه اطلاعات طراحی را از سر نگرفته است، کافی نمیداند.
البرادعی در ادامه این گزارش با گذر از دادههای فنی و بازرسیهای پادمانی در قالب فعالیتهای غنیسازی، بازفرآوری، تبدیل اورانیوم و اطلاعات طراحی به نیمهسیاسی گزارش خود میپردازد؛ آنجا که به صراحت سخن از ابعاد نظامی احتمالی فعالیتهای هستهای ایران به میان میآورد.
وی با اشاره به گزارشهای قبلی خود شماری از مسائل باقیمانده را برمیشمارد که به زعم مدیرکل باعث نگرانی شده است. نگرانیهایی که برای از میان بردن وجود ابعاد نظامی احتمالی برنامه هستهای ایران باید شفافسازی شود. البرادعی این شفافسازیها را در سرفصلهای مطالعات ادعایی، شرایط تحصیل فلز اورانیوم و تهیه و فعالیت تحقیق و توسعه نظامی مرتبط با موسسات و شرکتها خلاصه میکند.
در ادامه هم با تکرار ادعای قبلی خود در مورد مطالعات آزمایش مواد منفجره با قدرت بالای مرتبط با مواد هستهای که هنوز پاسخی از سوی ایران به همراه نداشته است از تمایل آژانس به گفتگو درباره نقش و سفر یک متخصص مواد منفجره در ایران صحبت میکند.
در مجموع گزارش چندپهلو و توام با ابهام و تردید البرادعی در لایههای میانی خود در عین پایبندی ایران به پادمان های آژانس، حاکی از پافشاری تهران در ادامه بیاعتنایی به قطعنامههای پیشین شورای امنیت است.
عدم تمکین به تعلیق غنیسازی اورانیوم و سرپیچی از قبول دیگر خواستههای شورای امنیت مانند همیشه، ابزار و راه باز کن نشستهای تحریمنگر این شورا خواهد بود.
تغییر نگاه فنی به سیاسی
با نگاهی دوباره به گزارش البرادعی و لحاظ کردن تمام این نکتههای بظاهر مثبت باید اعتراف کرد برآورد و کارکرد نهایی این گزارش چیزی خارج از خواست واشنگتن برای پیشگیری دیپلماسی فشار و انحراف افکار عمومی نیست.
محتوای این گزارش به نوعی همان محتوای گزارشهای قبلی است با این تفاوت که گزارش اخیرچندپهلو و همانند گذشته تلفیقی از نکات مثبت و منفی است.
در واقع کارکردهای حرفهای و جهتگیریهای سیاسی را در هم آمیختهو دارای برخی نکات مثبت است ولی با جهتگیری در سلب مسوولیت از آژانس، ترغیب ایران به تعلیق و تحریک جامعه بینالمللی به اعمال فشار بیشتر تنظیم شده است.
البرادعی در تلاشی نافرجام سعی داشت با ایستادن در برابر فشارهای غرب از آبروی از دست رفته این نهاد فنی حقوقی اعاده حیثیت کند.
مروری بر تحریمهای غرب علیه ایران
کشورهای غربی همواره قطعنامه های صادره علیه ایران را با تحریم هایی همراه کرده اند تا با این روش بتوانند به موضوع دلخواه خود دست یابند که از آن جمله میتوان دویچه بانک آلمان را مورد اشاره قرار داد که معاملات خود را با جمهوری اسلامی قطع کرد.
به دنبال آن یکی از بانکهای ایتالیا، کشوری که با داد و ستدی حدود 6 میلیارد دلار، از مهمترین شرکای بازرگانی ایران در سطح اروپا و حتی در سطح جهان به حساب میآمد، در اواخر سال 2006 میلادی اعلام کرد از حجم معاملاتش با ایران بشدت کاسته شده است.
بانکهای اروپایی دیگری چون کردیت لیونه و سوسیته ژنرال فرانسوی و بارکلی پیالسی و اچاسبیسی انگلیسی با توجه به تحریمهای بینالمللی سختتر و ارتباط تنگاتنگ با شبکههای مالی و پولی ایالات متحده از حجم و گستردگی معاملات خود کاستند.
علاوه بر این درباره پشتیبانی مالی فازهای 15، 18، 17 و 16 طرح پارس جنوبی اتفاقاتی این چنینی افتاد که چندان خوشایند نبود. گذشته از این موارد که به بخشی از آن اشاره شد، بانکهای ایرانی نیز بتدریج امکان داد و ستد در اروپا را از دست دادند که از این میان میتوان به بانک ملی، سپه، صادرات و ملت اشاره کرد. کشور انگلستان هم در آخرین رفتار تحریمی خود نزدیک به یک میلیارد و 600 میلیون دلار از داراییهای ایران را ضبط کرد.
ارسلان مرشدی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....