کمدی هجو

تجربه یک دهه اخیر سینمای ایران اجازه نمی‌دهد درباره سینمای کمدی براحتی حرف بزنیم. در این سال‌ها آنقدر فیلم ضعیف و سطحی در این ژانر ساخته شده و آنچنان لودگی و ناشیگری جای خنداندن را گرفته که ابتدا باید برای صحبت کردن از سینمای کمدی، آن را بازتعریف کنیم تا مبادا کسی احساس کند که کمدی همین فیلم‌های بی‌خاصیت و ساده‌انگارانه‌ای است که دائما روی پرده می‌آیند و می‌روند.
کد خبر: ۲۷۸۶۳۰

کمدی به عنوان یک ژانر اصلی در سینما، شاخه‌های مختلفی دارد و برخلاف ژانر وسترن که مختص جغرافیا، فرهنگ و تاریخ آمریکاست، تقریبا در سینمای تمام کشورهای جهان، ژانر غالب کمدی است. فیلم‌های اولیه تاریخ سینما را اگر آمارگیری کنیم، بسیار‌شان را آثار کمدی تشکیل می‌دهند و در میان هنرمندان پیشگام هنر هفتم در سال‌های آغازین قرن بیستم، کمدین‌ها جایگاه ویژه‌ای دارند.

کمدی در فرهنگ‌ها و ملل گوناگون، لحن‌ها و انواع مختلف دارد. در ایران نیز ژانر موردعلاقه فیلمسازان و تهیه‌کنندگان و سینماداران و مردم، کمدی است. به همین دلیل است که پرفروش‌ترین فیلم‌های سال‌های اخیر را آثار کمدی تشکیل می‌دهند و تولید این آثار به نسبت آثار دیگر انبوه‌تر است. به این ترتیب برای کارگردانی مثل ابوالحسن داوودی که تجربه ساختن فیلم‌هایی مثل «سفر جادویی» در ژانر کودک و ملودرام «مرد بارانی» را داشت، ساختن یک کمدی در این شرایط نوعی خطرپذیری بود؛ چون با تحولات اجتماعی به وجود آمده در مقطع ساخت این فیلم، اغلب کارگردانان در پی ساخت کمدی‌هایی بودند که اولا تحت‌ تاثیر شرایط سیاسی روز باشند و ثانیا در پی الگوی جواب پس داده فیلم‌های پرفروش باشند؛ اما «نان و عشق و موتور هزار» بیشتر از آن‌که تحت‌ تاثیر شرایط سیاسی روز باشد، در قالبی کمدی و طنز روایتی آزاد بود از وضعیت خانواده‌ها و جوانان در آن مقطع. این فیلم با زبان طنز و به شکلی سهل و ممتنع، دارای ویژگی‌هایی است که در کمتر فیلم کمدی دیده‌ایم. نکته بسیار مهم این است که این برجستگی در میان خیل فیلم‌هایی است که طی این سال‌ها و اتفاقا با همین موضوع ساخته شده است. در فیلم‌های کمدی‌ای که در این سال‌ها دیده‌ایم، عموما متن‌ها، دیالوگ‌ها و موقعیت‌ها در خدمت یادآوری نکته‌ای است که آن نکته دارای مابه‌ازای عینی است؛ یعنی در واقعیت هم قابل مشاهده است. در کمدی‌های مشهور دنیا، تماشای واکنش برخی کمدین‌های برجسته نسبت به شرایط اجتماعی و سیاسی اطراف‌شان، گاه ابعاد انتقادی آنها را برجسته می‌کند. کمدی یکی از بهترین مسیرهاست برای عبور از پیچ و خم‌های محدودیت و سانسور. درست مثل اشعار یا متون طنز در ادبیات یا کاریکاتور در روزنامه‌نگاری؛ اما تفاوت است بین بهره‌برداری از وقایع پیرامون و پرداختن به آن، تا درونی ساختن آنها در دل متنی دراماتیک و روایت آن در قالبی سینمایی. از این جمله‌ها نمی‌توان چنین استنباط نمود که «نان و عشق و موتور هزار» یک کمدی شاهکار و بی‌بدیل در حد «اجاره‌نشین‌ها» است؛ اما انصاف حکم می‌کند که آن را در زمره آثار ماندگار این ژانر مانند «مرد عوضی»، «دایره‌زنگی» و «مارمولک» بدانیم که هم قابلیت‌های جذب تماشاگر عام را داشتند و هم در نمایاندن موقعیت‌های کمیک، قائل به استانداردهای سینمایی بودند؛ هم فیلمنامه منسجمی داشتند، هم کارگردان خوش‌ذوقی پشت دوربین آنها بوده، هم بازی بازیگرانش قابل توجه است و...

یکی از مدل‌های کمدی یا به اصطلاح تخصصی‌ترش یکی از زیرگونه‌های کمدی، «کمدی هجو» یا پارودی است. پارودی یا هجو دقیقا مطابق تعریفی که از این واژه در ادبیات و شعر کلاسیک‌مان داریم، عبارت است از باژگونگی برخی وقایع آشنا و هدایت آنها در مسیری مشخص و منطقی به سمت هدفی معین. این تعریف، خود نشانگر این است که در چنین فضایی، چقدر درغلتیدن به ورطه ابتذال محتمل است. شوخی‌های کلامی که میان شخصیت‌ها رد و بدل می‌شود، تیپ‌سازی‌هایی مشابه نمونه‌های عینی اجتماع و غیره، زمانی که در قواره یک کار فکر شده و منسجم قرار نگیرند، کارکرد جوک را پیدا می‌کنند. درست مثل چسباندن چند جوک خنده‌دار که هیچ ربطی به یکدیگر ندارند. مهم‌تر از این نکته، رعایت ارزش‌ها و مصلحت‌هایی است که در جامعه ایران در هر خانواده و طیف و گروهی پذیرفته شده و یک اصل قلمداد می‌شوند. ایجاد تعادل میان «سوژه خنده‌دار» با «در نظر گرفتن ملاحظات» کاری است که ابوالحسن داوودی به عنوان یک کارگردان صاحب تجربه از عهده آن برآمده است.

ماجرای فیلم درباره خانواده‌ای از هم پاشیده است که اعضایش شباهتی به یکدیگر ندارند. بزرگتر فامیل (با بازی اکبر عبدی) فردی مذهبی است که دوست دارد دختر جوان خانواده هرچه زودتر ازدواج کند که در این صورت سهم‌الارث او معین می‌گردد. زنی در این میان درصدد بالا کشیدن ثروت پیرمرد است و در این راه چند نفر همراهی‌اش می‌کنند. دختر که متعلق به طبقه بالای اجتماع است، مورد ازدواج را در میان افراد هم‌طبقه خود جستجو می‌کند؛ اما درنهایت دل به پسری از طبقه پایین اجتماع می‌بندد و سرانجام پس از فراز و فرودهایی چند، این دو به یکدیگر می‌رسند.

ماجرای پسر پولدار و دختر فقیر یا برعکس و شکل‌گیری رابطه عاطفی میان‌شان، یک الگوی مشخص و معروف در سینمای فارسی است که از سینمای هند به ایران وارد شده و هنوز هم در شکل احساسات‌گرا و سانتی‌مانتالش هواداران بسیاری دارد. در «نان و عشق و موتور هزار» این ایده قرار نیست تبدیل به یک الگوی روایی در اثری ملودرام شود؛ بلکه بهانه‌ای است برای قرار گرفتن شخصیت‌ها در موقعیت‌هایی مشابه آن و سپس پیشرفت ماجرا به سمت نوعی هجو. یعنی در دل این ایده‌پردازی و الگو گرفتن، نوعی دست‌ انداختن همین قصه‌ها هم دیده می‌شود.

در جایی از فیلم، دختر (با بازی بهاره رهنما) در حال تماشای فیلم «تایتانیک» است و اشک می‌ریزد و دستمال‌کاغذی زیادی مصرف می‌کند. همچنین در طراحی شخصیت برزو (با بازی سروش صحت) نوعی شباهت تعمدی و آگاهانه به نقش‌های معروف محمدعلی فردین در فیلم ‌فارسی‌ها و بویژه «گنج قارون» دیده می‌شود (اشاره به صحنه آبگوشت‌ خوردن جمع مکانیک‌ها و...) این اشاره به واقعیت بیرونی، در حقیقت فرامتنی است که سازندگان (از فیلمنامه‌نویس تا کارگردان و بازیگر) با همدیگر توافق کرده‌اند که چنین شوخی‌ای قابلیت اجرا دارد، چگونه؟ از آن جهت که می‌توان اطمینان داشت که تماشاگران خیلی خوب می‌توانند این نشانه‌ها را درک کنند و تشخیص دهند که اشاره به کدام فیلم دارد؛ اما قضیه محدود به همین نیست. مابه‌ازاهای دیگری هم هست که برمی‌گردد به شرایط سیاسی روز آن زمان. رویکرد کارگردان در وارد شدن به نمونه‌های سینمایی و نیز واقعیت‌های سیاسی، یکسان است. به این ترتیب که با استفاده از نشانه‌های آشکار، ابتدا تماشاگر را با موضوع آشنا می‌سازد و سپس ذهنیت تماشاگر را درباره آن موضوع آشنا تغییر می‌دهد.

اکبر عبدی در این فیلم، پس از سال‌ها، بار دیگر توانایی‌اش را در خلق یک تیپ کمیک نشان داد و در کنار او گوهر خیراندیش، سروش صحت، بهاره رهنما، امیر جعفری و حسام نواب‌صفوی نیز بخوبی از عهده نقش‌هایشان برآمدند. شوخی‌های این فیلم، به‌اندازه و تاثیرگذار است. هنوز بیننده‌ای که چند سال قبل این اثر را مشاهده کرده، یادش است که کدام صحنه‌هایش بیشتر بامزه بودند و بسیاری از تماشاگران در مواجهه مجدد با «نان و عشق و موتور هزار» نیز همانقدر تفریح می‌کنند که در زمان تماشای اول از آن لذت برده بودند.

این فیلم که جزو برگزیدگان دوره‌های قبلی جشن سینماست، قرار است به مناسبت روز سینما (21 شهریور)‌ چند روزی در چند سینمای معدود به صورت رایگان به روی پرده برود.

امان جلیلیان

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها