وزیر بازرگانفتی!

آدم گاهی وقت‌ها از بعضی چیزها بشدت چند ریشتر تعجب می‌کند. مثل همین موضوع معرفی وزیر محترم بازرگانی دولت نهم به عنوان وزیر محترم نفت دولت دهم.
کد خبر: ۲۷۶۵۶۲

خب مگر این مساله چه عیب و ایرادی دارد که این همه کنش و واکنش را در محافل مختلف برانگیخته است؟ آدم باید خیلی حسود و بخیل یا ندید بدید باشد که نتواند یک همچو آدم دانا و توانایی را که یحتمل زدانش دل او برنا بود، ببیند که در آن واحد قابلیت آن را دارد که دو وزارتخانه بظاهر بی‌ربط با هم را بخوبی اداره کند.

حال آن که این دو وزارتخانه ، در نگاهی عمیق‌تر و دقیق‌تر و حجیم‌تر، خیلی هم نسبت به همدیگر بی‌ربط نمی‌باشند ؛ منتها یک خرده‌ای چشم بصیرت می‌خواهد که بعضی از دوستان ما متاسفانه فاقد آن یا مواد لازم آن هستند و باید از خارج وارد کنند.

سهراب سیاسی شده:

مغزها را باید شست / جور دیگر باید فکرید... / پنجره، فکر، هوا، نفت... همه مال من است...

حاشیه‌سازی: در حاشیه معرفی وزیر بازرگانی سابق به عنوان وزیر نفت لاحق؛ اجمالا نکات فشرده زیر به ذهنمان می‌رسد که بدون مشورت با هیچ‌کس، خدمت شما عرض می‌کنیم. باشد که در مجموع، از میزان واکنش‌ها کم گردد:

1-‌ موفقیت وحشتناک: بعضی از مدیران ما خوشبختانهبه قدری در حوزه مدیریتی خود موفق بودند که به قول برخی از برو بچه‌های نسل امروز که قیدهای توصیفی جدیدی از خودشان درآوردند باید گفت که به طرز فجیع و وحشتناکی خوب عمل کردند. نمونه بارز و آشکارش همین برادر وزارت بازرگانیمان که در سال‌های حضور موثر وی در این وزارتخانه، بحمدالله از بادمجان و کدو تنبل گرفته تا نخود سیاه و لوبیا چشم بلبلی و لپه و عدس (که این یکی را ریز می‌بینمش) حسابی دچار افت قیمت شد.

الان خدا را شکر، نه برنج هندی و پاکستانی و تایلندی وارد می‌شود؛ نه آرد دولتی خبازان و قنادان ما قطع می‌شود؛ نه گوشت بز افغانی و گاو پاکستانی به داخل قابلمه‌های ملت آبگوشت‌پرور قدم رنجه می‌کند؛ و نه... غیره و غیره!

2- تامین سفره‌ها: ما بحمدالله توانستیم خیلی از محصولات زراعی خارجی را به جای محصولات کشاورزی داخلی بر سر سفره مردم حاضر کنیم؛ اما تاکنون علی‌رغم صحبت‌هایی که پیش از اینها شده، هنوز موفق نشدیم نفت بی‌زبان را وارد سفره‌های خلق‌الله کنیم. خب، چه کسی برای این کارشایسته، بهتر و باتجربه‌تر از وزیر قبلی بازرگانی؟

3- خارج کردن نفت: خارج کردن نفت و گاز از چاه که کاری ندارد. نفت را با تلمبه درمی‌آورند؛ گاز هم که خدا را شکر، خودش به شکل خودجوش در می‌رود. فقط یکی باید جلوش را بگیرد که خیلی در نرود. آنچه در راستای نفت و گاز مهم و حیاتی است؛ قضیه خارج کردن آن از کشور است که در عرف تجارت خارجی به آن صادرات می‌گویند. وزیر پیشنهادی نفت در تایید عرایض ما، رای نیاورده، فرمودند: «این که کشور ما رتبه دوم منابع نفت و گاز جهان را به خود اختصاص داده است، یک امتیاز و پتانسیل بزرگ به شمار می‌آید. از این‌رو نباید به صادرات نفتی به چشم یک گناه بزرگ نگاه کنیم....» بله، این وزیر پیشنهادی نفت است که گناه دارد اگر رای اعتماد نیاورد. ان‌شاءالله نفت را که خوب صادر کردیم، با پول نفتمان حسابی صنایع غیرنفتی را در دولت‌های بعد، تقویت می‌کنیم. فعلا حالشو ببر...!

4- آزمون و خطای لازم: به هر حال در عرصه مدیریتی و اجرایی کشور، نیاز شدیدی به استفاده از شیوه کارآمد آزمون و خطا هست. اگر کارشناسان ما تنها به همین نکته استراتژیک فکر کنند؛ دیگر این همه از خودشان واکنش در نمی‌کنند. آخه چی در می‌آید از این همه واکنش؟... چقدر واکنش؟...! یک کم به کنش اندیشه شود، بد نیست. فوقش این می‌شود که بعد از مدتی، مجموعه به این نتیجه می‌رسد که فلان وزیر برای فلان وزارتخانه خوب نیست؛ خب بلافاصله اقدام به تعویض وی می‌شود، بی‌آن که آب از آب تکان بخورد. پس چرا بعضی‌ها اینقدر سخت می‌گیرند؛ انگار که وزارتخانه ملک طلق عمه‌شان است! ما رای مجلس از هر چیزی برایمان محترم‌تر و مهم‌تر می‌باشد؛ وگرنه از همین الان می‌توانیم فلان کس را بدون وزیر شدن و رو انداختن به مجلس محترم و ایجاد زحمت برای نمایندگان عزیز، مستقیما مثلا به عنوان قائم مقام یک وزارتخانه انتخاب و بی‌سر و صدا و با سلام و صلوات وارد وزارتخانه‌اش کنیم. شده از در پشتی...!

رضا رفیع

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها