در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
آنگاه خورشید از پس ابرها سرک میکشد تا ببیند آیا همه پاک شدهاند؟! آیا جان و دل و روح مردم زلال شده است؟ آیا غبار از در و دیوار شهر رخت بربسته است؟
آن گاه خورشید که بیاید، زلال نورش را، گرمای وجودش را بر شهر و دیار میتاباند، تا پس از آن شستشوی ناب جان و تن، با گرمای درخشنده خود، جانی تازه بخشد زمینیان را.
... و حدیث عشق و عاشقی است، داستان باران و خورشید و این سوگند میان باران و خورشید، بازهم ادامه مییابد و هر بار زیباتر از پیش، باران عشق میبارد و خورشید میتابد تا پیالهها را از می ناب عشق پر کند و اگر زیر باران عشق باشی از آن می ناب نصیبت میشود، زلال میشوی، جلا پیدا میکنی و آنگاه خورشید، نورانیات میکند.
روشناییات میبخشد، مهیا میشوی برای عشقبازی، تا باران دیگر بتوانی تاب بیاوری! تا در انتظار آن باران زلال و خورشید ناب آرزوی زلال و ناب داشته باشی. رنگین کمان را بخواهی، قطرات شبنم باران را طلب کنی. ژاله روی برگ گل نرگس را به نظاره بنشینی و آنگاه خیس آب، زلال باران و گرمای دلنشین خورشید ناب را بر صورتت آرزو کنی.
شاید باشند کسانی که خوششان نیاید از باران، شاید نخواهند خود را زیر باران خیس کنند. دستهایشان را رو به آسمان بگیرند و صورت را رو به بالا، اما حیف! یک آرزوی قشنگ را یک حس و حال غریب را از دست دادهاند!
باران و خورشید از جنس همند. مانند عاشق و معشوق. باید شعله عشق، وجودت را آتش بزند، شوق شیدایی حیرانت کند. باید عاشق باشی تا بدانی. باید معشوق باشی تا زلال باران و خورشید ناب را بفهمی، اما نه! همه باید عاشق باشند. مگر نه این است که معشوق هم عاشق است! پس باید عاشق، عاشق شد!
عشق به سرچشمه عشاق، سالار عاشقان، مولا و آقا و سرور؛ او هم عاشق است. عاشق مردمانی که عاشقش هستند. عاشق مردمانی که خود را زیر باران رها میکنند، نمیترسند، از باران لذت میبرند، صفا میکنند و آنگاه خورشید ناب را به آوردگاه عشقبازی میطلبند، تا نرد عشق ببازند.
باید یاد بگیریم عشقبازی را! باید طلب کنیم. اگر میخواهیم یتیمی نباشد، اگر میخواهیم نباشد گرسنهای، اگر میخواهیم آدمی، آدمیت را بفهمد، اگر میخواهیم عدالت مهدوی و علوی را، باید بخواهیم تا بیاید. خوف دارد، دلهره هم دارد. اما برای کسانی که نمیخواهند! پس ای عاشقان بیایید عاشقانه بخواهیم که عاشق بیاید. همراه با تغزل باران زلال بیاید، امشب تک ستارهای در آسمان عشق خواهد درخشید و زاده خواهد شد. همه به او سلام کنیم!
محمد صفری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: