گرفتن پول پای پله هواپیما
وقتی تیم ملی فوتبال ایران برای اولین بار به جام جهانی 1978 آرژانتین صعود کرد، 14 نفر از بازیکنان تیم ملی با حشمت مهاجرانی سرمربی وقت تیم ملی صحبت کردند تا فدراسیون فوتبال نفری 100 هزار تومان به آنها پاداش بدهد. قرار شد مهاجرانی موضوع را با مقامات در میان بگذارد. در این بین 13 نفر از خواسته خود با تهدید رئیس فدراسیون فوتبال گذشتند، اما حجازی همچنان روی حرف خود ایستاد. قبل از اعزام تیم ملی به آرژانتین، مهاجرانی مبلغ 25 هزار تومان به حجازی میدهد و به او میگوید که صدایش را درنیاورد و بقیه پولش را بعد از بازگشت تیم ملی از آرژانتین میدهد، اما در روز اعزام تیم ملی اتفاق جالبی میافتد. در حالی که تمام کاروان تیم ملی سوار هواپیما شده بودند، ناصر حجازی پای پلکان هواپیما میایستد و بالا نمیرود. وقتی مهاجرانی پیگیر ماجرا میشود، متوجه میشود که حجازی بقیه پولش را میخواهد. بنده خدا حشمت خان هم 75 هزار تومان دیگر همان جا جور میکند و به حجازی میدهد تا او سوار هواپیما شود، البته به حجازی تاکید میکند که کسی نفهمد او پولش را گرفته است.
کارتنخوابی در بنگلادش
ناصر حجازی پس از این که از استقلال جدا شد به بنگلادش رفت تا فوتبالش را در آنجا ادامه دهد. آن زمان مقداری پول جور میکند تا خرج سفر داشته باشد. در بنگلادش روزهای سختی به حجازی میگذرد و کارش به جایی میرسد که شبها زیر پله کارتن میگذاشته و میخوابیده، لباسهایش پاره میشود و وضعیت بسیار بدی داشته تا این که مجوز حضور در تمرینات تیم محمدان بنگلادش را میگیرد. خودش میگوید: «مربی تیم محمدان از من خواست که درون دروازه بایستم تا مرا تست کند. آن روز هر چقدر توپ زد، من گرفتم چون برایم حکم مرگ و زندگی را داشت. وقتی تمرین تمام شد، مرا به دفتر باشگاه راهنمایی کردند. مدیر باشگاه گفت که تو را به عنوان دروازهبان نمیخواهیم. وقتی این حرف را زد، ته دلم خالی شد، اما بعد از چند لحظه گفت که تو کاپیتان و دروازهبان تیم ملی ایران بودهای و از تو میخواهیم مربی و بازیکن تیم ما باشی. مربی تیم هم آنجا نشسته بود و خودش از من خواست که هدایت تیم را به عهده بگیرم و من هم قبول کردم، چون قبل از آن هم مربی و بازیکن استقلال بودم و میدانستم چه کار کنم.
اسطوره آبیها
ناصر حجازی وقتی بین بازیکنان استقلال اختلاف افتاد با مبلغ خوبی به تیم شهباز منتقل شد. در آن زمان کمتر پیش میآمد که فوتبالیستها به خاطر پول تیمشان را عوض کنند، اما حجازی این کار را کرد و وقتی که به استقلال برگشت، آنقدر خوب کار کرد که به اسطوره آبیها تبدیل شد.
ITC قلابی
لجبازی یکی از کارمندان فدراسیون فوتبال در اوایل انقلاب باعث شد که ناصر حجازی و فوتبال ایران از یک افتخار تاریخی باز ماند. حجازی در تمرینات منچستریونایتد شرکت میکند و مورد قبول واقع میشود. وقتی برای دریافتITC خود به تهران برمیگردد، اوایل انقلاب بوده و فدراسیون چندان روال طبیعی نداشته، یکی از اعضای فدراسیون برای همکاری با او، در سربرگ فدراسیون فوتبال ITC او را صادر میکند و حجازی به انگلیس برمیگردد تا قراردادش با منچستر را رسمی کند. وقتی مدیران باشگاه منچستریونایتد از فدراسیون فوتبال ایران استعلام میکنند، یکی از کارمندان فدراسیون وقت، در جواب آنها مینویسد که چنینITC از سوی فدراسیون فوتبال ایران صادر نشده است. به این ترتیب حجازی و فوتبال ایران از کسب یک افتخار بزرگ محروم میشوند.
اولین کت و شلواری روی نیمکت
شاید جالب باشد بدانید که ناصر حجازی اولین مربی ایرانی بود که با کت و شلوار روی نیمکت به عنوان سرمربی نشست. قبل از او مربیان بزرگی مثل حشمت مهاجرانی و اصغر شرفی هم بودند، اما آنها هیچ گاه با کت و شلوار روی نیمکت مربیگری یک تیم ننشسته بودند.
اعتراف تاریخی
ناصر حجازی وقتی صحبت میکند، حتی با خودش هم تعارف ندارد. چندی پیش او در یک مصاحبه به نگارنده گفت: «منصور رشیدی بهتر از من بود. او شجاعت و جسارت زیادی داشت و خیلی نترس بود، اما من بدن نرمی داشتم و بیشتر با فکرم کار میکردم.»
عهدی که شکسته شد
ناصر حجازی در دهه 70 وقتی سرمربی استقلال بود، با خودش عهد کرد که دیگر به این تیم برنگردد، ولی دست روزگار در لیگ هفتم حرفهای دوباره او را سرمربی استقلال کرد. درآن سال استقلال 3 بر یک از سایپا جلو بود ولی در نهایت 4 بر 3 باخت. بعد از بازی حجازی در رختکن به پرویز برومند دروازهبان وقت استقلال میگوید که او اخراج است و از فردا حق شرکت در تمرینات را ندارد. برومند همانجا جواب حجازی را میدهد و میگوید: «اول ببین تا فردا خودت سرمربی تیم هستی، بعد اخراج کن.» جالب این که همانجا حجازی از کار برکنار میشودو با خودش عهد میکند که دیگر به این تیم برنگردد اما در شروع لیگ هفتم حرفهای خام حرفهای علی فتحالله زاده میشود و دوباره به استقلال میرود اما پس از مدتی متوجه میشود که در استقلال آدمها عوض شدهاند اما تفکر همان تفکر قدیم است. حجازی دوباره از استقلال برکنار میشود و جای خودش را به فیروز کریمی میدهد.
مربی پشت فنس
در زمانی که حجازی سرمربی استقلال رشت بود، بنا به دلایلی اکثر اوقات از پشت فنس تیمش را هدایت میکرد. اعتراض بیش از حد حجازی به داوری و اتفاقاتی که در فوتبال میافتاد، باعث شده بود که او همواره از سوی کمیته انضباطی محروم باشد و هواداران تیمش هم به این موضوع عادت کرده بودند.
با من مشکل دارند
ناصر حجازی در سالهای گذشته در کار تبلیغات در امارات فعال بوده ولی اتفاق جالبی در این زمینه رخ داد. او با یک شرکت تولیدکننده عینک قرارداد میبندد و 50 میلیون تومان هم پول میگیرد اما وقتی اجازه نمیدهند بیلبوردهای تبلیغاتی او در تهران نصب شود، با این که حجازی کار خودش را کرده بود اما پول آن شرکت را پس میدهد.
فراری از حرف مردم
حجازی بشدت از حرف مردم فراری است و به همین دلیل بزرگترین ضربه را به پسرش آتیلا زد. در حالی که آتیلا در زمان حضورش در استقلال از تمام هافبکهای این تیم بهتر بوده ناصر حجازی همیشه او را بیرون میگذاشت و به او بازی نمیداد تا متهم نشود که چون پسر خودش است به او بازی میدهد. به اعتقاد کارشناسان آتیلا میتوانست 7 8 سال بازیکن تیم ملی باشد اما افکار پدرش به او ضربه زد.
تنها گلری که گلر تربیت نکرد
ناصر حجازی تنها گلر دنیا است که تاکنون حتی یک گلر هم تربیت نکرده اما مدافع و مهاجمان خوبی را تحویل فوتبال ایران داده است که علیرضا اکبرپور، علی دایی، فرهاد مجیدی، علیاکبر استاد اسدی و رحمان رضایی نمونههایی از آنها هستند.
بسیار منضبط
یکی از خصوصیات ذاتی حجازی این است که در کارش خیلی منظم است. او همیشه و در هر تیمی که کار کرده، اولین نفر سر تمرین حاضر میشود و آخرین نفر هم محل تمرین را ترک میکند. کمتر مربی در دنیا چنین خصوصیاتی دارد.
اجازه دخالت فنی نمیدهد
ناصر حجازی از نوادر مربیانی است که به مدیر باشگاهش اجازه دخالت فنی نمیدهد. امکان ندارد او با توجه به خواست مدیرعامل یا هیات مدیره بازیکنی را جذب کرده یا کسی را در ترکیب تیمش گذاشته یا از ترکیب خارج کند. به خاطر همین رفتار، حجازی چند بار ضربه خورده اما مرغ او همچنان یک پا دارد.
خواستگاری از آتوسا
ناصر حجازی درباره دامادش سعید رمضانی و نحوه خواستگاری او از آتوسا دخترش میگوید: «سعید جرات نداشت مساله را با من مطرح کند. هر چند شاگرد من بود اما جرات چنین کاری را نداشت به همین دلیل با اصغر حاجیلو صحبت کرده بود. وقتی حاجیلو قضیه را به من گفت خیلی عصبانی شدم و گفتم دخترم هنوز بچه است اما حاجیلو با من صحبت کرد و مرا قانع کرد که به مساله اینطوری نگاه نکنم که آتوسا بچه است. خود حاجیلو یک سال تمام رفت و آمدهای سعید را زیر نظر گرفت و وقتی که فهمیدم او فقط دنبال درس و ورزش است، با ازدواج او و آتوسا موافقت کردم.»
عشق نوه
امیر ارسلان نوه ناصر حجازی است که عشق او هم به شمار میرود. ناصرحجازی در روزهایی که دور از فوتبال است و جایی مربیگری نمیکند، اکثر وقتش را با امیر ارسلان میگذراند. او علاقه بسیار زیادی به نوهاش دارد و خودش میگوید در این سن و سال هر چقدر که با امیر ارسلان باشد، خسته نمیشود.
عادت همیشگی
ناصر حجازی از ساعت 14 تا 16 هر روز خواب است. امکان ندارد در این موقع از روز شما با حجازی تماس بگیرید و بتوانید با او صحبت کنید. او سالهاست که چنین عادتی دارد و هیچگاه این عادت را ترک نکرده است.
جمله تاریخی
چند شب پیش، جهانگیر کوثری در برنامه ورزش از نگاه دو از حجازی پرسید که آیا حاضر است به عنوان مربی دروازهبانها، دستیار افشین قطبی در تیم ملی بشود که حجازی خیلی محکم و کوتاه گفت: «آقای قطبی باید دستیار من بشود.» این جمله در تاریخ فوتبال ایران ماندگار خواهد شد.
مهدی نوری