قواعد کلی
باید بدانید که هیچ دو انسانی وجود ندارند که با هم اختلاف نظر و عقیده نداشته باشند. همین مساله ممکن است در آرام کردن شما نقش بسزایی داشته باشد. وقتی دو نفر با هم اختلاف نظر پیدا میکنند تا حدی که در زندگی هم دخیل هستند به بحث میپردازند. خوب است بدانید که مشاجره و دعوا از اختلاف نظرها نیست بلکه از همین بحث کردن است که به وجود میآید و به میزان دخیل بودن همدیگر در زندگی هم این مشاجرهها شـدت مـیگـیـرد. بـرای مثال فرض کنید در تاکسی نشستهاید و یکی مشغول صحبت درباره مبحثی است که موضوع آن هر چیزی میتواند باشد ولی شما از اساس با آن موضوع مخالفید. دو حالت وجود دارد یا وارد بحث میشوید و با آن فرد در مورد موضوعی که با آن مخالفید بحث میکنید و تنها در حد چند جمله نظر خود را میگویید و یا اصلا وارد بحث نمیشوید و در ذهن خود مخالفید. در هر دو حال امکان ندارد شما به خاطر اختلاف نظر با فردی که ممکن است چند دقیقه در کنار او باشید با او به مشاجره و دعوا بپردازید. اما حالا فرض کنید همسر شما موضوعی را مطرح میکند که شما با آن مخالفید آیا به راحتی از این موضوع میگذرید؟ مسلما نه. مسافر تاکسی در زندگی شما دخیل نیست اما همسر شما در زندگیتان دخیل است، به همین دلیل هم حاضرید تن به بحث و گاهی مشاجره دهید.
در هر حال وقتی با کسی اختلاف نظر دارید و میخواهید این اختلاف نظر را ابراز کنید باید یک سری قواعد کلی را رعایت کنید که به چند مورد آن اشاره میکنیم.
1ــ شما در هیچ شرایطی حق بیاحترامی با کسی که با او بحث میکنید را ندارید. حال این بیاحترامی میتواند هر شکلی داشته باشد؛ از حرفهای توهینآمیز گرفته تا نگاهها و یا رفتار توهینآمیز. بدانید کسی که در بحث بیاحترامی میکند ضعیف است و چه عقیدهاش درست باشد یا غلط اوست که اشتباه کرده، چرا که بیاحترامی کردن آفت بحث است، زیرا مانع از این میشود که کسی به نقطهنظرات مثبت شما توجه کند و وقتی شما به کسی بیاحترامی میکنید در واقع او را نسبت به خود بدبین و عصبانی کردهاید.
2ــ زود از کوره در نروید و صبور باشید. با عصبانیت هیچ مسالهای حل نمیشود. بلکه شرایط را متلاطمتر میکند. اگر صبور باشید میتوانید بیشتر فکر کنید و اگر عصبانی نشوید میتوانید بهتر بیندیشید. پس با عجله و عصبانیت تمرکز خود را از بین نبرید. شما با تمرینات زیادی میتوانید صبر و کنترل احساساتتان را بیاموزید. این تمرینات را از کتابهای مختلف و مشاوران مجرب یاد بگیرید.
3ــ همیشه نظر شما درست نیست. برای عقیده خود همیشه درصد خطا بگذارید و فکر نکنید که شما درست میگویید و طرف مقابلتان نادرست. گاهی از مخلوط کردن نظرها با هم یک نظر کامل و مشترک به دست میآید. ممکن است شما آبی دوست داشته باشید و از قرمز متنفر باشید و طرف مقابلتان برعکس قرمز را دوست داشته باشد و از آبی متنفر باشد ولی هر دوی شما بنفش را دوست داشته باشید. پس به هر دو نظر بدون در نظر گرفتن اینکه هر نظر برای کیست بنگرید تا بتوانید نظر بهتر را بدون حواشی آن در نظر بگیرید.
4ــ در بحث برنده و بازنده وجود ندارد و در نهایت این دو طرف هستند که تصمیم میگیرند. پس هیچگاه اگر نظرتان پذیرفته شد احساس قدرت نکنید، چرا که با تایید طرف مقابلتان نظرتان پذیرفته شده و اگر هم نظرتان رد شد احساس بازنده بودن نکنید چرا که نظری بهتر از نظر خودتان به دست آوردهاید. میدان بحث، میدان جنگ یا مسابقه نیست که به هر قیمتی بخواهید در آن پیروز شوید. گاهی در یک بحث به فردی ثابت میشود که نظرش اشتباه است اما فقط برای اینکه غرورش نشکند و احساس نکند که باخته است زیر بار نمیرود و به زور میخواهد بگوید نظر من درست است. در این شرایط است که فرد برای اینکه ثابت کند نظر نادرستش درست است دست به کارهایی میزند و کار به مشاجره میکشد مثلا از این شاخه به آن شاخه میپرد، بحث را منحرف میکند، اتفاقات گذشته را به میان میآورد و هزار ترفند دیگر تنها برای اینکه اشتباه خود را نپذیرد. اگر بدانید که این برخوردها بیشتر به خودتان آسیب میزند و کمی منطقی و عاقلانه بیندیشید دیگر جای بحثی نمیماند.
5 ــ قاعده کلی دیگری که وجود دارد این است که در بحث کسی را تحقیر نکنید و خود را عقل کل ندانید. مهم نیست طرف مقابل شما کیست، مهم نظری است که میدهد. گاهی ممکن است یک کودک نظری مناسبتر از شما در مساله خاصی بدهد و یا شخصی که از نظر منصب یا تحصیلات و... از شما پایینتر باشد در آن بحث نظرش درست تر باشد. پس وقتی اختلاف نظری پیش میآید به این فکر نکنید که طرفتان از شما پائینتر و یا بیاطلاعتر است، تنها به نظرش بدون پیشداوری گوش دهید. گاهی یک جمله کلیدی میتواند در کاری مهم به شما کمک کند پس مهم این نیست که این حرف از دهان چه کسی خارج میشود بلکه مهم خود جمله است. اگر از دست کسی ناراحت هستید دلیل ندارد به نظراتش هم بیاعتنایی کنید. اگر کسی اشتباهی مرتکب میشود دلیل بر این نیست که در همه موارد اشتباه میکند. مگر شما هیچ وقت اشتباه نمیکنید؟
6 ــ بـعـد از اینکه بحث شما به پایان رسید و تصمیمگیری کردید نباید نتیجهگیری منفی کنید. گاهی افراد با یک بحث کوچک تا مدتها نسبت به هم کینه دارند و موضع میگیرند. چه نظرتان پذیرفته شد و چه نشد نباید در فکر کوبیدن طرف مقابلتان بیفتید. چرا که ممکن است در اختلاف نظر بعدی شما در جایگاه او قرار بگیرید. پس در پایان بحث نتیجهگیریهای منفی را کنار بگذارید و به حل مشکلتان بپردازید و هر کسی که با نظرتان مخالفت کرد را دشمن خود ندانید، چرا که گاهی یک موافقت بیجا خود یک دشمنی است.
مشکلات اول زندگی
همانطور که گفتیم همه انسانها با هم اختلاف نظر دارند. همه نیز با این موافقیم که جنس زن و مرد با هم مـتـفـاوت اسـت و هـر کـدام بـه نـسـبـت جنسیتشان مشخصات منحصر به فردی دارند. باز میدانیم که هر خانواده فرهنگ مخصوص به خود را دارد و دو خانواده ممکن است در سبک زندگی اختلافنظرهای فراوانی با هم داشته باشند.
حال فرض کنید در بین این انسانها یک زن و مرد از دو خانواده متفاوت بخواهند با هم یک خانواده تشکیل دهند و زیر یک سقف با هم زندگی کنند. مسلما در یک چنین شرایطی اختلاف نظر به وفور وجود دارد.
در ابـتــدای یــک زنــدگــی عــلاوه بــر تـفـاوتهـا بیتجربگی نیز حاکم است. به هر حال هیچ کدام از دو طرف در این خصوص تجربیات کافی ندارند و این خاصیت زندگی است که تا لحظه مرگ ممکن است انسان با مشکلی روبهرو شود که تجربه آن را نداشته ولی به مرور زمان میتوان از تجربیات گذشته در جهت حل مشکلات استفاده کرد.
زندگی مشترک مثل ماشین صفری است که هنوز آببندی نشده است و راننده آن نیز که زن و شوهر باشند تازه گواهینامه گرفتهاند و هنوز در رانندگی این ماشین حرفهای نشدهاند. در چنین شرایطی مسلما مشکلات زیادی رخ میدهد که باید با فکر و عقل نه با مشاجره و منیت حل شوند. در ابتدای زندگی باید مسائل زیر را بدانید و بیاموزید:
1ــ بر تفاوتهای زن و مرد باید واقف باشید (در این زمینه کتابهای فراوانی در ابعاد مختلف از جیبی تا قـطـور وجـود دارد) تـا بـتوانید تفاوتهای خود و همسرتان را درک کنید. حتی میتوانید از خود او نیز خصوصیات جنسش را بپرسید.
2ــ باید گذشت داشته باشید همانطور که از همسرتان انتظار گذشت دارید. در ابتدای زندگی ممکن است دو طرف اشتباهاتی داشته باشند و میزان این اشتباهات در یکی بیشتر و در یکی کمتر باشد. بیتجربگی همسرتان را درک کنید و او را ببخشید. البته باید در نظر داشته باشید که نباید گذشت در زندگی یکطرفه باشد بلکه هر دو طرف باید از اشتباهات همدیگر گذشت کنند. گاهی نیز ممکن است یک اشتباه چندین بار تکرار شود و یا اشتباهی آنقدر بزرگ باشد کـه قـابـل بـخـشش نباشد؛ در این شرایط باید یک تصمیمگیری انجام شود مثلا از فردی که این اشتباه را کرده است قول گرفته شود که دیگر آن را تکرار نکند و یا زمانی تعیین شود که در این زمان اشتباه خود را جبران کند. در نهایت بدانید که هیچ وقت از گذشت کردن پشیمان نمیشوید و این را هم بدانید که شما نباید از خودتان بگذرید بلکه باید از اشتباهات طرف مقابل بگذرید.
حدیث میرزایی