از همان ابتدا که میخواهد پا به عرصه وجود نهد، خدای متعال، پیامبر را از شهادت او باخبر میسازد. این ولادت، ولادت حماسه و جهاد و ایثار است. مکتبی است که درس ایستادگی مقابل ظالم میدهد. اگرچه این تولد با غم و اندوه و اشک نیز همراه است، لکن باید به خاطر حرکت عظیمی که در پیش روست، همه سختیها را تحمل کرد. احیای اسلام و صیانت از مکتب پیامبر هدفی بزرگ است که حتی حسین(ع) نیز باید در این مسیر فدا شود.
جبرئیل امین بر پیامبر(ص) نازل شد و گفت: ای محمد براستی خدا تو را به نوزادی مژده دهد که فاطمه آن را به دنیا بیاورد و امتت پس از تو او را بکشند. پیامبر فرمود: ای جبرئیل، بر پروردگارم درود، مرا نیازی نیست به نوزادی که فاطمه آورد و امتم پس از من، او را بکشند. پس جبرئیل بالا رفت سپس فرود آمد و دوباره همان سخن را به پیغمبر گفت. رسول خدا نیز دوباره همان پاسخ اول را داد تا اینکه جبرئیل بار سوم نیز فرود آمد و گفت: پروردگارت سلام میرساند و مژده میدهد که او امامت و ولایت و وصایت را در نسل این شهید قرار خواهد داد. پیامبر فرمود: من راضی شدم، سپس کسی را نزد فاطمه فرستاد و پیغام داد که خدا مرا به نوزادی از تو مژده داده که امتم پس از من، او را میکشند. فاطمه پاسخ فرستاد که مرا نیازی نیست به نوزادی که امتت پس از تو، او را بکشند. رسول خدا دوباره به حضرت پیغام فرستاد که براستی خداوند در نسل او امامت و ولایت و وصایت را نهاده است. فاطمه پاسخ فرستاد که من نیز راضی شدم و اینجا بود که این آیه نازل شد: «مادرش او را با ناراحتی حمل میکند و با ناراحتی بر زمین میگذارد و دوران حمل و از شیر بازگرفتنش 30 ماه است تا زمانی که به کمال قدرت و رشد برسد و به 40 سالگی بالغ گردد، میگوید: پروردگارا مرا توفیق ده تا شکر نعمتی را که به من و پدر و مادرم دادی، بجا آورم و کار شایستهای انجام دهم که از آن خشنود باشی و فرزندان من را صالح گردان.( »احقاف 15)
زنان خویشاوندان هنگام تولد حسین(ع) نزد فاطمه زهرا(س) بودند. در میان آنان، صفیه دختر عبدالمطلب و عمه رسول خدا(ص)، اسماء بنت عمیس و ام سلمه نیز بودند. وقتی نوزاد به دنیا آمد، پیامبر فرمودند او را پیش من آورید. صفیه عرض کرد: ای رسول خدا هنوز او را پاک و تمیز نکردهام. رسول مکرم فرمودند: عمهجان آیا تو میخواهی او را پاک نمایی؟ در حالی که خدای تبارک و تعالی او را پاک و نظیف فرموده است. جبرئیل فرود آمد و خدمت رسول خدا رسید. از سوی پروردگار به ایشان امر کرد که وی را به نام فرزند دیگر هارون، «شبیر» بنامد که به عربی «حسین» میشود. پس از تولد گروههای فراوانی از فرشتگان بر پیامبر فرود آمدند تا ایشان را به ولادت حسین تبریک گویند و بعلاوه شهادت او را نیز به نبی مکرم تسلیت و تعزیت عرض کنند. حسین تا مدتی به تصریح روایات از هیچ زنی شیر ننوشید و تنها پیامبر بود که زبان یا انگشت در دهانش مینهاد و او نیز میمکید. همه وجود حسین از پیامبر است و شاید از همینروست که آن حضرت، پرچمدار احیای مجدد آیین جدش محسوب میشود.
<b>مولود دوم، نماد نهضت:</b> هر حرکت و نهضتی نمادی دارد. نماد نهضت حسینبنعلی نیز وجود مقدس ابوالفضلالعباس(ع) است. او همانگونه که در کربلا علمدار سپاه حسین است، در تاریخ نیز نماد حقیقی و عینی نهضت حسینی است. او نماد جهاد و ایثار و استقامت و شهادت در راه حق است. هدف او نیز همان هدف حسین است؛ احیای اسلام ناب محمدی و بیدار ساختن امت مسلمان برای رهایی از ظلم و استبداد بنیامیه و استمرار آن تا پیروزی نهایی حق. ولادت عباس نیز به ولادت حسین شباهتی بسیار دارد، شادی و غم، خنده و گریه و تبریک و تسلیت با هم درآمیخته است. عباس نیز باید در راه حق به شهادت برسد و این خبر برای مادرش امالبنین چقدر سخت است. امالبنین قنداقه فرزندش را میآورد و به دست امیرالمومنین میسپارد که نام بر او بگذارد. حضرت زبان مبارک بر دیده و گوش و دهان او گردانید تا حق بگوید و حق ببیند و حق بشنود. در گوش راست اذان گفت و در گوش چپ اقامه و به مادرش فرمود: چه نامی برای این طفل انتخاب کردهای؟ عرض کرد: من در هیچ امری بر شما سبقت نگرفتهام، هر چه خودتان میل دارید، اسم بگذارید. حضرت فرمود: من او را به اسم عمویم، عباس نامیدم. سپس آن حضرت، دستهای او را بوسید و اشک بر صورت نازنینش جاری شد. گریه کرد و فرمود: گویا میبینم این دستها در یومالطف در کنار شریعه فرات در یاری برادرش حسین، از بدن جدا خواهد شد.
این دستها اگرچه در راه حق از تن جدا شد اما به تصریح سیدالساجدین، خداوند به جای آنها در بهشت به ابوالفضلالعباس (علیهالسلام) مانند جعفر طیار (علیهالسلام) دو بال عطا خواهد کرد و مقام و منزلتی دارد که تمامی شهدا به آن غبطه خواهند خورد. او باب ولایت حسین (علیهالسلام) است، کمااینکه منصب فرماندهی سپاه حسین (علیهالسلام) به او واگذار شد و همچنانکه درباره آن حضرت امام زینالعابدین (علیهالسلام) فرمودند: عموی ما عباسبنعلی (علیهالسلام) بصیرتی نافذ و بینشی عظیم و ایمانی محکم داشت، در محضر امام حسین جهاد کرد و در راه آن حضرت جانبازی و ایثاری تمام نمود و به شهادت رسید.
حامد علیاکبرزاده
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)