حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
از سوی دیگر، در این مدت اگر به سراغ رسانههای مکتوب و دیداری و شنیداری بروید، میبینید که همین نمایشهای پرمخاطب، کمترین بازتابها را داشتهاند و کمتر گزارش یا مطلبی در ارتباط با آنها تهیه شده است.
گویا قانون نانوشتهای در فضای تئاتری کشور وجود دارد که هر چه اثری پرمخاطبتر باشد و شادی بیشتری را به تماشاگران هدیه کند، باید مورد بیمهری رسانهها قرار بگیرد. این بیاعتنایی درباره نمایشهای گروههای آزاد و تئاترهای خصوصی در حد مطلق است و در واقع هیچ خبری از این اجراها در رسانهها منعکس نمیشود. این در حالی است که برخی اوقات، تماشاگران هر اجرای این نمایشها، با آمار هفتگی مخاطبان مجموعهای چون تئاتر شهر برابری میکند.
بیتوجهی و در برخی موارد بیخبری رسانهها از نمایشهای سنتی و تئاترهای شادیآور، بیشتر به این دلیل است که اهالی حوزه خبر و نقد تئاتر، پرداختن به این آثار را دون شان خود میدانند. برای همین است که آنان بیشتر دوست دارند سراغ نمایشهایی بروند که دارای متون شناخته شده و بزرگ جهانی است یا از سوی هنرمندان صاحبنام تئاتر ایران روی صحنه آمدهاند؛ آثاری که حرفهای جدی را در ساختاری جدی ارائه میدهند. در این شرایط پیش میآید که نویسندگان مطبوعات برای مثال در 10 نشریه، همزمان با هم به یک نمایش مدرن که تمام تماشاگرانش در طول یک ماه از 2000 نفر نمیگذرد، میپردازند و در عوض حتی گوشهچشمی به تئاتری که بیش از 50 هزار تماشاگر داشته است، نمیاندازند.
اجرای تئاتر قولنج به نویسندگی داوود فتحعلیبیگی و کارگردانی حسین بابایی از امروز در تماشاخانه سنگلج که در آن سعدی افشار به هنرنمایی میپردازد، فرصتی است که رسانهها میتوانند با مردم همراه شده و در کنار آنان به نقد و بررسی یک نمایش سنتی و شادیآور بپردازند. تحلیل چنین آثاری هم کمکی است به معرفی بهتر اینگونه نمایشی به مردم و هم ارتقای سطح هنری آنها.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....