به بهانه اعطای جایزه ادبی هاینریش بل به اووه تیم

زخم‌های جنگ روی کاغذ

اووه تیم نویسنده آلمانی متولد 1940 که چندی است ترجمه کتاب «مثلا برادرم» افتخار آشنایی با خوانندگان ایرانی را نیز نصیب وی کرده، هفته گذشته موفق به اخذ جایزه ادبی هاینریش بل شد. کتاب مثلا برادرم با ترجمه دکتر محمود حسینی‌زاد مترجم ادبیات آلمانی به فارسی از جمله آثار ماندگار در حوزه ادبیات پس از جنگ آلمان است که پس از انتشار آن در بهار 87 توجه علاقه‌مندان داستان در کشورمان را بار دیگر به ادبیات نوین آلمان معطوف کرد. به انگیزه اعطای جایزه ادبی هاینریش بل به نویسنده این کتاب، این مطلب را که در ترجمه آن از نشریات معتبر بین‌المللی نظیر فرانکفورتر آلگماینه و دی زت استفاده و به منظور آشنایی هر چه بیشتر مخاطبان با این نویسنده و آثارش تهیه شده است با هم می‌خوانیم.
کد خبر: ۲۶۷۳۱۴

از قدیم الایام در مملکت آلمان رسم بر این بوده از نویسندگان بزرگ برای معرفی آثارشان در دانشگاه‌ها دعوت به عمل آورند. اووه تیم هم که از قضا یکی از همین مدعوین است، دفتر و دستک زیر بغل، سلانه‌سلانه از پله‌های سن بالا می‌رود و مانند مرغابی‌ای که بخواهد در آب فرو رود، سری به رسم تعظیم فرود می‌آورد و پشت بلندگو جا خوش می‌کند. سپس با لحنی دلنشین در نهایت تواضع و بروشنی هر چه تمام تر از کتابش سخن می‌گوید و حضار را از نیت اصلی خویش در نوشتن این کتاب آگاه می‌کند. تیم می‌گوید وی عزم خود را جزم کرده تا اگر خدا بخواهد، لحظات زندگی روزمره را در قالب یک نظریه روایی نزدیک به حقیقت نشان دهد.

اووه تیم در سخنانش آنمی (نوعی بیماری) رایج در ادبیات اعصار اخیر آلمان را به باد انتقاد گرفته و با عزمی راسخ به دفاع از این نظریه می‌پردازد که امروزه احدی نمی‌تواند حقیقت را به شیوه روایی نشان دهد. کارشناسان حاضر در جلسه سخنرانی که دست اووه تیم بتدریج برایشان رو شده است، در می‌یابند که آرمان ادبی این نویسنده شناختن و نشان دادن حقیقت است و از آنجا که اهمیت مفهوم حقیقت بر احدی پوشیده نیست برای همین تیم نیز می‌کوشد این مفهوم را هر چه ملموس‌تر به رشته تقریر و بیان درآورد.

این نویسنده با نگاه نافذ و محقق یک قوم‌شناس تعلق خاطر خاصی به امور روزمره زندگی دارد. وی به گفته خود علاقه‌مند چیزی است که توسن فکر و خیال را به جولان فرا می‌خواند: همان امور گویا و روشنی که به شیوه‌ای نمادین جوانه یک داستان را در خود حمل می‌کند. اووه تیم به چیزهایی می‌نگرد که نوشتن را در وی برانگیزد. برای مثال سیب‌های پلاسیده درون یخچال یا حتی لپ‌تاپی که روی زانوی نویسنده قرار دارد می‌تواند به گونه‌ای ملموس به سوژه داستان‌های اووه تیم تبدیل شود. تیم بصراحت اعلام می‌کند آرمان سال‌های 60 مبنی براین‌که نویسنده مجبور به تعریف کردن داستان است، منجر به عقیم شدن داستان می‌شود. تیم در ادامه اصل دیگری را مطرح می‌کند و می‌گوید یک نویسنده باید به امورعادی زندگی که گاهی پشیزی هم نمی‌ارزد به چشم غیر عادی بنگرد سپس با دقت تمام بدون لاپوشانی و دلجویی اما با تعلق خاطر و حتی با ترس، قهر و غضب، به روایت آنها بپردازد. نوول «کشف کاری وورست( »سوسیس ادویه‌دار) کتاب کوچکی است که از پس اندیشه تیم در ورای همین امور سر برآورده است. این کتاب با عالم وهم‌زای کودکی نویسنده گره‌خورده و سر از شهر هامبورگ در می‌آورد: آن هم در گیرودار نکبت و نحوست سال‌های پایان جنگ جهانی دوم.

نویسنده روزی گذارش به ساندویچ فروشی خانم بروکر می‌افتد. سوسیس ادویه‌داری که بوی آن تا مدت‌ها عقل و هوش از سر تیم می‌رباید به عقیده وی توسط خود این زن اختراع شده است.

تیم که بعد از گذشت سال‌ها هنوز مزه آن سوسیس را زیردندانش احساس می‌کند، به رغم هزار جورکار و گرفتاری چهارنعله به جستجوی این زن 87 ساله می‌پردازد. خانم بروکر که در این اثنا بینایی خود را از دست داده است، به قدری بنیه‌اش تحلیل رفته که یک پای خود را در گور می‌بیند.

اووه تیم این پیرزن را یافته و در کتاب کشف کاری وورست مجال روایت داستانی را به وی می‌دهد که پس از طی بیراهه‌های بسیار به کشف این سوسیس ادویه‌دار غیرعادی منجر می‌شود. تیم به عنوان یک قوم‌شناس ابتدا گفته‌های پیرزن را در زوایای ذهن خود تجسم کرده و این داستان نسبتا باور نکردنی را خلق می‌کند.

داستان تیم طعم سال‌های پس از جنگ را دارد همان زمانی که سوسیس ادویه‌دار ساندویچی بروکر نیز متولد شده است: آوریل 1945، لنا بروکر 40 ساله سر یک سرباز مادر مرده ناوگان نیروی دریایی را شیره مالیده و وی را در پستوی خانه خویش پنهان می‌کند. حتی در زمان پایان جنگ نیز وی به سرباز وعده می‌دهد که جنگ هنوز ادامه دارد. اما از آنجا که دنیا تا دنیا بوده به کام ابلهان گردیده است، سر بزنگاه لنا بروکر که با عکس‌هایی از اردوگاه اجباری کار نزد سرباز روبه‌رو شده آن چنان باد در کرنای حنجره انداخته و بر سر سرباز بخت‌برگشته می‌پرد که ارکان کاینات به لرزه در می‌آید. سرباز که محکوم به حاشا کردن و بدتر از آن سکوت در مقابل حقیقت است، حساب کار خود را کرده و بدون فوت وقت ناپدید می‌شود. در حالی که یونیفرم خود را در خانه بروکر جا گذاشته است. بروکر در جیب لباس سرباز یک نشان سوارکاری پیدا می‌کند. این نشان بعدها منجر به اختراع کاری وورست از سوی این زن می‌شود.

اووه تیم دراین نوول به طرزی گویا و ملموس در حالی که تعلق خاطر خاصی به شخصیت‌های داستانش دارد، بدون استعمال سبک‌های زبانی و ظاهری شروع به روایت داستان می‌کند. آنچه برای او مطرح است، توجه به امور عادی در یک عصر غیرعادی و توصیف امور باور نکردنی در پوشش امور پیش پاافتاده و مبتذل است. به عبارت دیگر رسیدن به خوشبختی شخصی حتی اگر به قیمت بدبختی جمعی تمام شود. اووه تیم خود در این باره می‌گوید: در اعصار تاریک حتی زمانی که در روز روشن چشم‌چشم را نمی‌بیند، می‌توان لحظات روشنی را یافت. از سوی دیگر هر قدر که این دوران تاریک تیره‌تر می‌شوند، لحظات روشن پرنورتر جلوه می‌کنند. اووه تیم با مهارت تمام نخ‌های روایی این داستان را به یکدیگر گره زده است. حتی زمانی که به نظر می‌رسد سرنخ‌ها رها شده است، خواننده یقین دارد در نقطه عطف دیگری دوباره و البته به طرز غافلگیرکننده‌ای سرنخ‌ها را به دست خواهد آورد.

پیرزن قصه تیم در تمام مدت تعریف کردن داستان زندگیش مشغول بافتن یک پولیور خوش نقش و نگار است. پیرزن این پولیور را که ضامن خاطرات او از گذشته است، بعد از مرگ برای مردی به ارث می‌گذارد که داستان زندگی وی را ازخطر فراموشی رهانیده است. اما شاید نکته مهم و قابل توجه در این داستان غم انگیز  داستانی که خاص سال‌های 1945 آلمان است  به تصویرکشیدن یک جهان مصرف‌گرا باشد: سازماندهی کردن مواد غذایی، آماده کردن و پختن و در نهایت چشیدن و خوردن. کوتاه سخن آن که اووه تیم استاد مسلم انعکاس امور تخیلی و گاهی من‌درآوردی است. وی عادت دارد تحقیقات خود را با خاطرات شخصیت‌هایش درآمیزد و آن را به عنوان ابزاری قدرتمند برای مقابله با آنمی ادبی به کار بگیرد.

اووه تیم در کتاب مثلا برادرم یک داستان خانوادگی خاص آلمانی را تعریف کرده است: یک داستان معمولی که البته نمی‌توان گفت لنگه ندارد، چون ادبیات آلمان پر‌است از این دست داستان‌های خانوادگی درباره آلمان پس از جنگ که فت و فراوان نوشته و خوانده شده است، اما سبک و سیاقی را که اووه تیم در شیوه روایت این داستان در پیش گرفته تاکنون احدی استعمال نکرده است. تیم در این کتاب می‌کوشد داستان زندگی یک خانواده را در قالب یک گزارش تجربی و از ورای سفری تحقیقاتی به گذشته به تصویر بکشد.

قصه این کتاب با یادآوری خاطره‌ای آغاز می‌شود که تا به امروز ذهن نویسنده را به خود مشغول کرده است. تیم این تصویر ذهنی را نوعی خودشناسی می‌داند: «من از باغ به آشپزخانه رفتم جایی که بزرگ‌ترهای خانواده ایستاده بودند؛ مادرم، پدرم و خواهرم.»، اما گویی اتفاق غافلگیرکننده‌ای در انتظار این پسر بچه 3 ساله بود. پشت یکی از کابینت‌های آشپزخانه کسی پنهان شده بود؛ پسری با موهای بلوند که نگاهش را به جلو دوخته بود. او کارل هاینتس تیم برادر بزرگ‌تر اووه بود. وی که 18 سال داشت، نور چشم پدر و افتخار تمام خانواده به شمار می‌رفت.

کارل چند ماه بعد از ناحیه دو پا بشدت مجروح شده و در بیمارستان نظامی اکراین بستری می‌شود. کارل نامه مسرت‌بخشی نوشته و به خانواده‌اش خبر می‌دهد که بزودی برمی‌گردد، اما چیزی نمی‌گذرد که خبر مرگ وی در بیمارستان نظامی به همراه یک صندوق حاوی چند نامه و یک دفترچه خاطرات به دست خانواده‌اش می‌رسد. از آن زمان به بعد کارل هاینتس تیم به کانون خلا خانواده مبدل می‌شود.

کتاب مثلا برادرم یک تلاش تکان‌دهنده و تفکربرانگیز است. این کتاب یک پرتره خانوادگی است که می‌کوشد عامل شکل‌گیری ناسیونال سوسیالیسم و جنگ را شناسایی کند

اووه تیم در کتاب مثلا برادرم در توصیف دو شخصیت اهتمام ویژه‌ای مبذول داشته است؛ نخست شخصیت برادرش، یک نوجوان کارآموز پوستین‌دوزی که عضو سازمان ناسیونال سوسیالیسم شده است. البته به گفته اووه تیم آنها کشان کشان برادرش را به این سازمان برده‌اند. وی در اوج جوانی و در حالی که 18 سال بیشتر ندارد داوطلب اعزام به نیروی مسلح اس‌اس می‌گردد. چند ماه بعد با صدور فرمان راهپیمایی نظامی به روسیه کارل که در نبرد کورسک شرکت کرده بود بر اثر شدت جراحات جان به جان آفرین تسلیم می‌کند. شخصیت دوم تیم در این کتاب کودکی است که در کالسکه خود دراز کشیده و در کوچه پس‌کوچه‌های شهر سراسر آتش هامبورگ، به این سو و آن سو برده می‌شود. شعله‌های آتش که از در و دیوار شهر به هوا برخاسته تصویر مرموزی از هوای مشتعل در ذهن این کودک بر جای می‌گذارد. به طوری که وی تازه بعدها دستگیرش می‌شود آنچه در کودکی دیده، پرده‌های شعله‌ور خانه‌ها در هوا بوده است.

برادر این کودک در روسیه کشته شده است. پدرش که از سینه چاک‌های ناوگان هوایی است، هنوز هم ول کن معامله نیست و حتی در سال‌های 50 نیز مدام بنای جفنگ‌بافی می‌گذارد که اگر روزگار غدار زیاد کج‌تابی نکرده بود، پیکار به دلخواه ما جریان می‌یافت. کودک که حالا 5 سال دارد، سخت در مذاق اهل خانه شیرین می‌آید، چراکه او می‌تواند به زیبایی خبردار ایستاده و بخوبی احترام نظامی را تقلید کند. سال 1971 اووه تیم که 31 سال دارد تصمیم می‌گیرد در آینده به عنوان نویسنده‌ای آزاد زندگی کند. وی درپایان تحقیقات خانوادگی که نوعی روبه‌رو شدن با «خود» او محسوب می‌شود، می‌کوشد زندگی 4 نفر از اعضای نزدیک خانواده‌اش را به تصویر بکشد. این ته‌تغاری خانواده تنها یک وقایع‌نگار است. البته وقایع نگاری که شاهدان عینی وی همگی مرده‌اند و از آنجا که دیگر احدی از اعضای خانواده‌اش برای گفتگو با وی باقی نمانده است، به خواندن پناه می‌آورد و در این میان نامه‌ها و دفترچه خاطرات برادرش بیش از سایر کتاب‌ها و یادداشت‌های ژنرال‌های آلمانی وی را مشغول می‌کند.

البته او بارها در خواندن این دفترچه شکست می‌خورد. همان طور که در دوران کودکی نیز نمی‌توانست قصه سوارکار ریش‌آبی (قهرمان یکی از قصه‌های فرانسوی) را تمام کند. در دفترچه برادر یادداشت‌های کوتاه و بی‌احساسی از راهپیمایی‌ها، زد و خوردها، جراحت‌ها، کشتار‌ها و برخی رویداد‌های کوچک به چشم می‌خورد. نوشته‌ها ظاهرا مخفیانه انجام شده است. چراکه برای اعضای نیروی اس‌اس نوشتن خاطرات ممنوع بود. لابد خیال می‌کردند این یادداشت‌ها می‌تواند اطلاعات ارزشمندی را دست دشمن بدهد. برای اووه تیم چند یادداشت این دفترچه مهم و غیرقابل چشم‌پوشی است.

نخست یادداشتی که درباره غنیمت‌های بسیار به دست‌آمده از یک منطقه نوشته شده و دوم نوشته پایانی این دفترچه خاطرات: دفترخاطرات خود را می‌بندم زیرا معتقدم نوشتن درباره اتفاقات مضحکی که هرازگاه در زندگی روی می‌دهند کار بس مضحک‌تری است. جملات خشک و بی‌احساس کارل درباره کشتن یک فرد روسی اووه تیم را بشدت پریشان و آشفته‌خاطر می‌کند. ضمن آن که واژه «غنیمت» نیز این بدگمانی را در ذهن تیم برمی‌انگیزد که برادرش همانند بسیاری از اعضای ارتش بی‌رحم و مروت اس‌اس در قتل‌عام و لت و پار کردن یهودیان و تار و مار غیرنظامیان دست داشته است. البته نشانه چندانی برای این گمان خود پیدا نمی‌کند. اووه تیم چشمگیرترین مشخصه یادداشت‌های برادر را «فقدان کوچک‌ترین دلسوزی» می‌داند.

در هر صورت بندرت می‌توان داستانی واقع‌بینانه‌تر، دلسوزانه‌تر و سرسختانه‌تر از داستان مثلا برادرم درباره گذشته آلمان یافت، اما شاید نکته قابل توجه در این میان انگیزه اووه تیم از نگارش این کتاب باشد. این که او بعد از نیم قرن یکباره به سرش می‌زند تصویری از برادر در ذهن خویش ایجاد کرده و به این ترتیب زندگینامه خود را شفاف‌سازی کند. از دیگر سو آنچه برای تیم در نگارش این کتاب اهمیت دارد، یافتن پاسخ چند پرسش است. اعم از این که چرا برادر او به رغم همسالان خود، داوطلب عضویت در نیروی مسلح اس‌اس می‌شود؟ آیا او به تعهد خویش در مقابل کشتن انسان‌ها پایبند است و این که آیا اصلا حق انتخابی داشته است یا خیر؟

کتاب مثلا برادرم یک تلاش تکان‌دهنده و تفکربرانگیز است. این کتاب یک پرتره خانوادگی است که می‌کوشد عامل شکل‌گیری ناسیونال سوسیالیسم و جنگ را شناسایی کند و به این پرسش‌ها پاسخ دهد که ارتباط ما با این موضوع چیست و چگونه می‌توان درباره آن صحبت کرد.

به هر روی اووه تیم موفق به اخذ جایزه 20 هزار یورویی هاینریش بل شد. هیات داوران این جایزه دلیل گزینش اووه تیم را چنین استدلال می‌کنند که وی به قهرمانان داستانش درخشش مختصری می‌بخشد: رویایی آرام از یک جهان دادگستر که در آن سوی تمام ایدئولوژی‌ها واقع شده است و این همان سنت هاینریش بل نویسنده و برنده نوبل ادبیات (1985 - 1917) است. جایزه ادبی هاینریش بل که روز جمعه یازدهم سپتامبر (بیستم شهریور) در شهر کلن آلمان اهدا خواهد شد، هر 2 سال یک بار اعطا می‌شود.

زهرا صابری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها