درباره سینمای تاریخی به شکل مفصل میتوان صحبت کرد، اما یکی از مهمترین ابعاد این گونه سینمایی، بحث بازیگری در آن است. اگرچه بازیگران بر حسب نوع حرفهای که بر عهده دارند، این قابلیت را باید داشته باشند تا در هر نقشی بتوانند ظاهر شوند و برای همین چندان در قید و بند نقش خاصی نیستند. ولی حتما دیدهاید که چه در سینمای ایران و چه در سینمای جهان برخی از هنرپیشگان واجد پتانسیلهایی هستند که آنها را اغلب به سمت نقشهایی ویژه سوق میدهد و فیلمسازان نیز بر اساس این ظرفیتها مایل هستند بیشتر در همان زمینهها با این افراد همکاری کنند. اما آیا سینمای تاریخی نیز چنین ظرفیتهایی را در خصوص امر بازیگری پذیرا هست؟ آیا بازیگری در فیلمهای تاریخی مشخصههای خاصی دارد؟
اگر مواردی همچون رویکردهای هجوآلود یا نگاههای غیرمتعارف را نادیده بگیریم، ژانر تاریخی عموما لحنی جدی دارد و فارغ از این که عاشقانه باشد یا سیاسی یا مذهبی یا هر بافت محتوایی دیگر، به دلیل عطف به موقعیتی که متمایز از جو معاصر است و مسائلی از قبیل زبان و گویش و فرهنگ و لباس و روابط معاشرتی و غیره متفاوت از وضعیت کنونی است، خواهناخواه حالتی رسمیتر و تا حدی عصاقورت داده پیدا میکند. بازیگری که در نقشهای تاریخی بازی میکند، تا حدی ناچار است از این الگو تبعیت کند و برای همین لازم است تا تمهیدات و تکنیکهای حرفه خود را در همین راستا تنظیم کند. برای همین مثلا بازیگرانی که عموما به عنوان کمدین شناخته شدهاند خیلی سخت است که در این نقشها فرو روند مگر این که آن فیلم تاریخ را هم در معرض لحن کمیک قرار داده باشد. بازیگر آثار تاریخی باید دارای لحن و گویش و عمق صدای رسا باشد و آلات گفتاریش در چرخاندن واژههای ثقیل ادبی قدیم توانایی داشته باشد و در عین حال زبان بدنش نیز بتواند حال و هوای زمانه مورد نظر را تداعی کند و در یک کلام تاریخ را با خود حمل کند. بازیگر فیلمهای تاریخی، میتواند در فیلمهای با زمان معاصر هم بازی کند ولی هر بازیگر دیگری نمیتواند لزوما در نقشهای تاریخی ظاهر آید. مخاطب با تماشای بازیگر فیلم تاریخی روی پرده سینما یا کادر تلویزیون، باید متقاعد شود که این شخص از عمق گذشتهها دارد روایتپردازی یک ماجرا را انجام میدهد. اگر این باور حاصل نیاید، کل پیکره اثر حرام میشود و همه تلاشها عقیم میماند. اگرچه فیلمنامه، طراحی لباس و صحنه، کارگردانی و... نقش مهمی در فضاسازی جلوههای تاریخی دارند، اما اگر همه اینها هم بخوبی انجام گیرند، ولی بازیگر عاجز از حمل آن بار تاریخی روی دوش حرفهاش باشد، آنگاه فیلم بشدت الکن خواهد ماند. در سینمای ایران بازیگران اینچنینی چندان زیاد نیستند. اگر در ذهن خود نام افرادی را که در نقشهای تاریخی جا افتادهاند مرور کنیم. قطعا نام سعید نیکپور در اولین ردیفهای این فهرست خواهد بود. سعید نیکپور در سال 1324 در شهرری متولد شد. او در همان دوران تحصیل در دبیرستان توسط معلمان خود با متونی مانند نمایشنامههای شکسپیر آشنا شد و اصلا کار در تئاتر را با آثار شکسپیر شروع کرد و زمانی که سال چهارم دبیرستان را به پایان رساند اثری از شکسپیر نبود که او نخوانده باشد. سپس او به دانشکده هنرهای دراماتیک رفت و از سال دوم کار بازیگری را با اجرای تئاتر و حضور در نمایشهای تلویزیون آغاز کرد. او جزو اولین دانشآموختگان نخستین دوره دانشکده هنرهای دراماتیک در رشته بازیگری و کارگردانی صحنه است. در سال 1346 اولین کار حرفهای در زمینه تئاتر را با بازی در نمایشنامه «آنتیگون» شروع کرد و تا به امروز به فعالیت خود ادامه داده است. او در 8 فیلم سینمایی تا به حال بازی کرده است: سوتهدلان (1356)، سایههای بلند باد ( 1357)، روز واقعه (1373)، آخرین مرحله ( 1374)، مسافر ری (1379)، وعده دیدار (1382)، شهرآشوب ( 1385) و خدا نزدیک است ( 1385.) البته این جدا از کارهای متنوع تلویزیونی اوست. نقش میرزا رضای کرمانی در سریال سلطان صاحبقران و نیز شاهشکار که این دومی هم از ساختههای خودش است، نقش امیرکبیر در سریالی به همین نام ساخته خودش، عباسمیرزا در سریال وزیرمختار، ملکالشعرای بهار در سریال شهریار کمال تبریزی، نقش دهخدا، نقش عمار یاسر در سریال امام علی(ع) میرباقری، نقش یکی از یاران میرزا کوچکخان را در سریال در چشم باد جعفری جوزانی، نقش محمدعلی فروغی در سریال دیکتاتور محمدرضا ورزی و... از جمله این نقشهای متفاوت است. البته او در سریالهایی هم بازی کرده است که حال و هوای معاصر در داستانشان جاری است مثل سریال آینههای نشکن جواد اردکانی که در ماجرایی مربوط به مسائل هستهای او نقشی منفی داشت و در قالب یک جاسوس ظاهر شده بود. قالبهای معاصر در برخی از فیلمهای سینمایی او هم نمود داشته است از قبیل آثاری مانند: وعده دیدار و خدا نزدیک است.
روی همرفته سعید نیکپور بازیگری است که اولین بار ذهن در قبال کارهایش واژه متانت را تداعی میکند. شمرده سخنگفتن که در ادای دیالوگهای تاریخی سهم مهمی دارد، نوع نگاه به افراد مقابل یا محیط پیرامون که حاکی از یک اندیشناکی و ارزیابیگری است، بازنمایی غبارآلودگی فضای کهن تاریخ با زبان بدنی که معمولا کند و آهسته و متناسب با لحن و گویش زبان شکل میگیرد، جنس صدایی که در عین نرمی لحن واجد یک جور نمود خردورزی نیز هست (و احتمالا به همین دلیل است که او در اغلب قریب به اتفاق کارهایش نقش مثبت داشته است) و... از جمله ویژگیهای نیکپور است. نیکپور با سوتهدلان به سینما آمد و با سلطان صاحبقران به تلویزیون؛ اما مخاطبان عموما با سریال امیرکبیر که از ساختههای خود او بود با این بازیگر آشنایی بیشتر پیدا کردند. اکنون حدود 23 سال از ساخت و نمایش این سریال میگذرد، ولی همچنان جزو آثار برتری است که دهه 1360 روی قاب سیما خوش نشست و در حافظه عمومی مخاطبان باقی ماند. نیکپور در گفتگویی درباره این مجموعه تلویزیونی گفته است: «هنوز زمانی که من با مردم برخورد میکنم آنها از این سریال صحبت میکنند. دلیل اصلی استقبال مردم به طور حتم صداقت در ساختن و صداقت در به تصویر درآوردن تاریخ است. این سریال سال 1363 تولید شد. دهه 60 برای تلویزیون، دهه پربار و موفقیتآمیزی است منظورم این است که اگر شما آثاری که در این دهه کار شده را نگاهی بیندازید میبینید که به طور تقریبی 90 درصد آثار دهه 60 (همچنین امیرکبیر) آثار ماندگاری بوده و هستند. «امیرکبیر» حاصل تلاش گروهی همدل و عاشق بود که با عشق، علاقه، اعتماد به نفس و اطمینان کار کردند تا اثری ماندگار برای مملکت خود بسازند. در دهه 60 وسایل تلویزیون و وسایل ساخت برنامه مانند دوربین و دستگاههای ضبط، همان وسایل قبل از انقلاب بودند و هنوز دستگاهها نو و تازه نشده بودند. دوربینهای آن دهه دوربینهای بزرگ محصول کشور فرانسه بودند. ایران طرف قرارداد با فرانسه برای استفاده از وسایل برای کار بود. با توجه به این که وسایل کهنه شده بودند ولی بچههای فنی تلویزیون با علاقه این وسایل را تعمیر میکردند و به هر نوعی دستگاهها را راه میانداختند. با این تعاریف کیفیت سریال امیرکبیر از لحاظ فنی آن قدر خوب است که اگر اکنون آن را نگاه کنید فکر میکنید همین دیروز فیلمبرداری شده است دلیل آن هم علاقه بچههای واحد سیار تلویزیون و واحد فنی به کار بود.» جالب است بدانیم که نیکپور در مقطعی با زندهیاد علی حاتمی همکلاس بوده است و این نکته که حاتمی نیز علاقه وافری به بازنمایی مباحث تاریخی در فیلمهایش داشته است ذکرش خالی از لطف نیست. با این حال نوع نگاه و سبک حاتمی و نیکپور در فیلم یا سریال تاریخی ساختن تا حدودی از هم متمایز بود. بافت تلهتئاتری سریال امیرکبیر نمونهای از این تمایزهاست. در هر حال امروزه دیگر سعید نیکپور با آثار تاریخی شناخته شده است و در امر ثبات و جاافتادگی مثال زدنیای پیدا کرده است. او خود جدا از بحث بازیگری پژوهشهای تاریخی نیز انجام میدهد که همین به جنس و بافت بازیاش بسیار کمک میکند. در جایی او درباره کارهای تاریخی گفته است: «کارهای تاریخی با توجه به این که واقعیت هستند و در گذشته اتفاق افتادهاند، قابل بحث است. ضمن این که مردم نسبت به قهرمانهای ملیشان تعصب دارند و اگر واقعهای که رخ داده است گفته شود، مورد اعتراض آنها قرار خواهد گرفت و به این سبب کار نویسنده سختتر است. چون هم باید تاریخ را بنویسد و هم باید اثری از خود به جای بگذارد. به دلیل این که بعد از انقلاب قسمت اعظم وقتم را صرف تحقیق، نوشتن و بازی کردن در مجموعههای تاریخی کردهام (بخصوص دوران قاجار و پهلوی)، دیگر به این ژانر به گونهای عادت کردهام و به آن دلبسته شدهام. هر چند هنوز هم کارهای زیادی در این زمینه میتوان انجام داد و باید نگاه دقیقتری نسبت به تاریخ داشت.»
مهرزاد دانش
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)