حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
در مضمون کلی که در «طلسمشدگان» میتوان دید، چند مورد وجود دارد؛ مشکلات و نگرانیهای اجتماعی، ازدواج، طمع و از همه مهمتر حسادت. آنچه در چنین شرایطی میتوان برای یک داستان پیشبینی کرد، وجود پردازشی نهایی در قصه برای چنین المانهایی است و اتفاقا فرهنگ بدرستی توانسته با آن رابطه یکسویهای برقرار نماید. ترکیب چند شخصیت در حکم اشخاص اصلی و محکم داستانش این ویژگی را ایجاد کرده تا موضوعات بسرعت به هم گره بخورد. پدید آوردن شخصیتی نظیر مهشید به عنوان دختر معصومی که نگاهش در حوزههای اجتماعی محدود به چاردیواری خانهاش میشود یا شکل گرفتن شخصیت نیما در قالب همسر مهشید این فضاسازی را برای فرهنگ ایجاد کرده تا از آن دو به عنوان موتور محرکه مضمونی استفاده نماید.
بیشک با چنین انرژیای، فرهنگ با شتابی دوچندان به سمت و سوی دلخواه که همان در واقع هدف اصلی قصه میباشد، حرکت میکند اما نباید غافل شد اینها تنها نقاط آغازین و بعضا در قصه نقاط عطفی میباشند که خود ساخته شده از خاستگاه دیگری در جهت ایفاد شخصیت است. پدر مهشید و نسترن، مادر او، در کنار شخصیتی به نام «شهره» خود نیز بسترسازی مناسب برای جولان دادن به داستان مهشید و نیما هستند. اما با یک تدبیر و یک دوراندیشی دراماتیک، فرهنگ با سرعت آن مضامین دلخواه خود را یعنی حسادت و طمع را به پیش میکشد و کاری میکند تا در بازخوردهای آن مهشید و نیما دخیل باشند. از این روی است که در هر بخش از داستان گرهها به سمت و سوی این دو وارد میگردد و کارگردان آن مضامین مشخصه را تعقیب میکند. سیاهی و سفیدی و خوبی و بدی در یک جبههبندی معلوم و مشخص در این داستان محرز است، گرچه حضور شخصیتهای خاکستری کمک زیادی به پیشبرد داستان نموده، اما باید بپذیریم که شخصیتهایی نظیر دایی مهشید، خیلی توانسته به هدف اصلی قصه کمک کند.
«طلسمشدگان» یک ویژگی منحصر به فرد نیز دارد و آن بازیگران خاصش است. بازیگرانی که بسرعت در قالب نقش فرورفته و آنچنان با شخصیت عجین گشتهاند که میتوان براحتی از طریق آنان داستان را رصد کرد. نقش ممتاز بازیگران در پیدایش شخصیتها کمک شایانی به این داستان نموده است. همه اتفاقات گرچه در مسیر ناکامیها و شادیهای مهشید و نیماست، اما باید بپذیریم بخشی از این سریال خود داستانی زیبا و جذاب دارد که فرهنگ همه آنها را براحتی در هم آمیخته تا داستانی و سریالی اینچنینی پدیدار شود.
یکتاسادات افتخاری
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....