موسیقی در رادیو و تلویزیون

موسیقی، به عنوان یکی از شاخه‌های هنری، همواره از موضوع‌های قابل بحث و تامل در جهان و کشورمان بوده است. این مقوله، از آن جهت که از نگاه بعضی متضاد و متناقض با برخی آرای فقهی نشان می‌داد، اهمیت و فراز و فرود بیشتری یافته، از این‌رو، در محافل دینی و هنری میهنی‌مان، مناقشه و مجادله‌برانگیزتر بوده است.
کد خبر: ۲۶۷۲۰۸

عامل دیگری که به این بحث، جلوه و پیچیدگی بیشتری داد، ظهور رادیو و تلویزیون و رویکرد گسترده این دو رسانه به موسیقی بود. گروهی از صاحب‌نظران، بر این پندارند، عام‌گرایی و توده‌ای بودن رادیو و تلویزیون، باعث گرایش مردم به سوی موسیقی‌ای می‌گردد که براساس ساده‌پسندی و سطحی‌نگری ما شکل گرفته است. در همین چارچوب است که همواره موضوع نحوه تعامل رسانه با موسیقی دستمایه بسیاری از گفتگوها و اظهارنظراتی بوده که هنوز هم ادامه دارد.

زمانی که به تاریخ رادیو و تلویزیون می‌نگریم، درمی‌یابیم، از همان آغاز، انتقادهایی درباره این موقعیت، وجود داشته است. برخی که در جرگه شیفتگان به موسیقی کلاسیک، جدی و هنری قرار داشتند، بر این گمان بودند، این رسانه‌ها، با هدف قرار دادن موسیقی مردم‌پسند به جایگاه موسیقی اصیل، لطمه وارد می‌کنند.

نگاهی به مجموعه شبکه‌هایی که با هدف موسیقی راه‌اندازی شده‌اند، بیانگر این است که به جز تعداد انگشت‌شماری، غالب آنها، به همان موسیقی توده‌گرایانه، می‌پردازند.

این مجادلات، بین مدیران رسانه‌ها و زبدگان عرصه فرهنگ و موسیقی کشورمان نیز رواج داشته است. پس از دهه اول انقلاب اسلامی و پایان جنگ، باز شدن فضای جدید، گسترش تکنولوژی ارتباطات و مواردی دیگر، اقتضائات و ضرورت‌هایی را با خود همراه کرد که در حوزه موسیقی، حاصلش تنوع و توجه به موسیقی پاپ و موسیقی‌هایی بود که با ذائقه‌ جامعه و جوانان، همخوانی بیشتری نشان می‌داد. از آن پس است که، شاهد مباحثی داغ هستیم که مضمون و درونمایه‌اش، این است: «رادیو و تلویزیون به جای توجه به موسیقی ملی، اصیل و هنری به آثاری گرایش یافته که فرجامش، تعدیل ذوق عالی به ذوق نازل، خواهد بود.»

در تقابل بین این دو نظریه، از یک سو دیدگاه‌های مدیران رسانه، برنامه‌سازان و برخی از حامیان آنها را پیش‌روی داریم که از همین روند و سیاستگذاری موسیقی، حمایت می‌کنند و از طرفی دیگر نخبگان یا گروه‌های خاصی که با این رویکرد، مخالفند. استدلال‌های این دو جریان، از جنبه‌های مختلف قابل بحث است. یکی با تعریف دوباره روی واژه‌ها، مثلا، مردم‌پسندی را همطراز ساده‌پسندی و سطحی‌گرایی، تلقی نکنیم یا ساده‌پسندی در عرصه موسیقی را آن‌قدر، عام کرد که بر این مبنا، اظهار داشت، رسانه، در صورت چنین میلی، هم به موسیقی اصیل، کلاسیک و هنری و همچنین مردم‌پسند، لطمه وارد خواهد ساخت. از نقطه نظر دیگر، برنامه‌سازان و مدیران رسانه، برای ترویج بیشتر موسیقی مردم‌پسند، دلایلی دارند. آنها می‌گویند صدا و سیما، با هزینه‌های عموم مردم است که تامین می‌شود و چون اکثریت آنها، از چنین موسیقی‌ای حمایت می‌کنند، از این‌رو رسانه نیز، باید الگوی موسیقی ترویجی خود را، براساس مقبولیت اکثریت قرار دهد. اینان، پایین بودن و کاهش مخاطبان موسیقی اصیل و هنری را، به نسبت گذشته، به این موضوع رادیو و تلویزیون مستند نمی‌کنند، بلکه بر این اعتقادند، دور شدن بیش از حد موسیقیدانان این عرصه، از ذوق و سلیقه عمومی و توجه به فردیت‌های حسی و عاطفی خود، به وجود آمدن چنین وضعیتی را، باعث‌ گردیده است. در کنار آن، باید توجه داشت اصولا این‌گونه موسیقی‌ها، نخبه‌گرایانه‌اند و از این‌رو فقط می‌توانند با جمع‌های محدودی ارتباط برقرار کنند.

در حوزه این دو رسانه موسیقی تلویزیون (و تا حدودی رادیو)‌ را می‌توان، موسیقی‌ای دانست که به ویژه برای تلویزیون یا رادیو، برای استفاده در آن، ساخته شده باشد. این موسیقی‌ها، بر این مبنا، تولید می‌گردند:

الف: موسیقی‌ای که برای برنامه‌های حاضر تلویزیون، یا برای تولید برنامه موسیقایی (مثلا اپرایی که برای تولید تلویزیون نوشته شده باشد)‌ سفارش داده می‌شود.

ب)‌ موسیقی‌ای که برای ذخیره‌سازی، نوشته می‌گردد تا روزی احتمالا در تلویزیون و رادیو، مورد استفاده قرار گیرد.

بجز این دو، موسیقی‌های دیگری نیز وجود دارند که از سوی شرکت‌های فرهنگی و هنری، در این زمینه فعالیت دارند و کالاهایشان را، وارد بازار می‌کنند. در این‌باره، پرسشی که مطرح می‌شود آن است که نحوه گزینش این‌گونه آثار، برای پخش از رادیو و تلویزیون از چه اصولی، پیروی می‌کنند. آیا جریان‌سازی درباره این موسیقی، توسط مدیران و برنامه‌سازان انجام می‌گیرد یا آن که مردم و مخاطبان‌اند که کیفیت و شکل‌دهی آن را مشخص می‌کنند؟

برخلاف پندار اولیه که گزینش این‌گونه موسیقی‌ها، براساس فروش آلبوم یا تماس‌های تلفنی و از این قبیل، انجام می‌گیرد، واقعیت آن است که این اقدام، غالبا ناشی از تجربه و برداشت‌های حسی شخصی برنامه‌ساز، بوده که صورت می‌پذیرد. مثلا مشاهده بازخورد مثبت آهنگی با یک نفر، انگیزه‌ای می‌شود که او، آن را در برنامه رادیویی یا تلویزیونی‌اش، بگنجاند. افزون بر این، در این‌گونه موارد، بیش از آن که کیفیت موسیقی، مطمع نظر قرار گیرد مولفه‌های دیگری، مانند رقابتی بودن است که برنامه‌ساز را وامی‌دارد، برای عقب نماندن از دیگر برنامه یا شبکه‌ها، به گزینش آهنگ‌ها بپردازد.

صداوسیما با همه تلاش‌هایی که برای گسترش موسیقی اصیل و ملی از طرق مختلف داشته با تغییر فضا، بافت جمعیت، وسعت فناوری‌های ارتباطات، ناگزیر از بهره‌گیری از حجم و انواع بیشتری از موسیقی‌هاست

پرداخت آماری به تولیدات مراکز خصوصی، در عرصه موسیقی نمایشگر آن است که گسترش رقابت در بازار موسیقی از نوع مجاز و غیرمجازش مخاطبان را به سوی کانال و مسیرهایی سوق داده که از جنبه‌های مختلف مخاطره و تامل‌برانگیز است.

مثلا نوار کاست با شمارگان 60 میلیون عمده‌ترین وسیله صوتی است که بازاری 80 میلیارد ریالی را تشکیل می‌دهد، با توجه به محاسبات و برخی آمارها در مورد دستگاه‌های پخش صوت، در داخل ایران گردش ریالی نوار خام و پر شده کاست بیش از 50‌‌میلیارد ریال است که اضافه بر نیمی از این رقم را سیستم‌ها و مراکز غیرمجاز و خارج از نظارت و کنترل، به خود اختصاص می‌دهند.

از این گذشته نیمی از 60 میلیون نوار کاست مصرفی در ایران را تصنیف‌های ممنوع تامین می‌کنند.(1)‌

وجود این وقایع تاثیرات‌اش را در نحوه موضع و رویکرد موسیقایی صداوسیما می‌گذارد. این گرایش در مواردی ممکن است سوال‌برانگیز و نادرست باشد. به عنوان مثال جوان بودن اکثریت جامعه و تغییر سریع ذائقه آنها باعث می‌گردد گاه، رسانه در چنین موقعیت‌هایی قرار گیرد و از این رهگذر به جدال با نخبگان موسیقی دامن بزند در این باره می‌توان به موسیقی‌های کوچه‌بازاری اشاره کرد که در قبل از انقلاب به علت پیروی سطحی‌شان از موسیقی عربی طرفداران بسیاری داشت و از رادیو و تلویزیون آن هنگام پخش می‌شد، آن آهنگ‌ها به علت مضمون و محتوایی که داشتند بعد از انقلاب این امکان را نیافتند ولی مدت‌هاست با این توهم که با تغییر محتوا می‌توان همان موسیقی و آهنگ را روی آنتن برد نظاره‌گر انبوهی از آنها هستیم که در معرض گوش و دید مخاطبان قرار می‌گیرند. وضعیتی که ثمره‌ای جز کاهش جایگاه موسیقی هنری نداشته است.

در صداوسیما فعالیت‌های آماری گوناگونی، درباره نحوه و میزان علاقه مخاطبان به موسیقی‌هایی که پخش می‌شوند انجام گرفته و می‌گیرد یکی از آن داده‌های آماری که در سال 80 صورت پذیرفته مبین نکات و مسائلی است که در تقابل مورد اشاره پیرامون موسیقی هنری و کلاسیک با موسیقی مردم‌پسند برشمردیم.

از موسیقی‌ محلی به علت موقعیت ویژه و حامیان گسترده‌ای که دارد، بگذریم (52 درصد زنان و 48 درصد مردان، از این موسیقی لذت می‌برند)‌ 57 درصد از علاقه‌مندان به موسیقی سنتی از برنامه‌های موسیقی سنتی تلویزیون در حد زیاد و خیلی زیاد ابراز رضایت کرده‌اند اما 43 درصد در حد کم و خیلی کم، از بخش موسیقی سنتی تلویزیون، رضایت داشته یا اصلا رضایت نداشته‌اند.

از نکات مهم دیگری که در ارتباط با این آمار مطرح شده است تفاوت دیدگاه مردم با کارشناسان موسیقی است. در وضعیتی که 55 درصد مخاطبان از موسیقی رادیو و 60 درصد آنها از موسیقی تلویزیون در حد زیاد و خیلی زیاد ابراز رضایت کرده، تنها 7 درصد از کارشناسان در حد زیاد و خیلی زیاد از موسیقی صداوسیما راضی بوده‌اند.

وضعیت موسیقی در رسانه‌های سمعی و بصری دولتی ایران با وجود تفاوت‌هایی که از نظر خصوصی بودن و موارد دیگر با غرب دارد از جهت طرح مباحث و مسائل دیگر مشترک است نظیر همان اختلاف دیدگاه‌هایی که نگاه به موسیقی به مثابه یک هنر یا کالا وجود دارد.

در این میان صداوسیما با همه تلاش‌هایی که برای گسترش موسیقی اصیل و ملی از طرق مختلف مبذول داشته با تغییر فضا، بافت جمعیت، وسعت فناوری‌های ارتباطات، ناگزیر از بهره‌گیری از حجم و انواع بیشتری از موسیقی‌هاست. روشن است جامعه به علت تنوع اندیشه و احساس به همه نوع موسیقی از سنتی و هنری گرفته تا اشکال مردمی مانند انواع موسیقی ارکستری، پاپ، بومی، موسیقی فیلم و الکترونیک نیاز دارد.

باید به این اصل ایمان داشت رشد و بالندگی موسیقی تنها در توجه به یک نوع آن نیست هر چند آن موسیقی از نوع ملی یا هنری‌اش باشد.

برای تحقق این هدف، پرداختن به همه آنها هر یک با در نظر گرفتن نیازها و موقعیت طالبانش، غیرقابل اجتناب است. همچنان که به موازات این موضع پخش موسیقی‌های کلاسیک غربی یا دیگر کشورها نیز خواهد توانست به شکوفایی بیشتر موسیقی‌مان کمک کند.

صداوسیما در بهره گرفتن از موسیقی سنتی و هنری و همچنین مردم‌پسند (در اشکال مختلف آن)‌ معیاری را که باید ملاک تولید و گزینش قرار دهد استحکام فنی و زیبایی و عمق محتواست. رویکردی که اگر دقیق، علمی و به صورت به روز دنبال می‌شود امکان همدلی عمیق‌تر رسانه، نخبگان و مردم را برای مطلوب‌تر شدن موقعیت موسیقی کشورمان فراهم کرده و رضایت بیشتر مخاطبان عام و خاص را فراهم خواهد ساخت.

محمدرضا کریمی

1- نگاهی جامعه‌شناختی به موسیقی صداوسیما - دکتر رضا فاضل

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها