هرچند که طرفین با برگزاری نشستهای متعدد تلاش کردهاند تا به اصطلاح از کاهش تنشها سخن بگویند و راهی برای تعامل بیشتر بیابند اما روند تحولات از ادامه رقابت آن حکایت دارد. پس از دیدار اوباما از روسیه و برخی رایزنیها میان مقامات مسکو و اتحادیه اروپا و در شرایطی که تا حدودی آرامش بر فضای منطقه حاکم شده بود، تحرکات دیپلماتیک کشورهای مذکور فضایی دیگر را بر منطقه حاکم کرد.
اولا دیمیتری مدودف رئیس جمهور روسیه با سفر به اوستیای جنوبی رسما از آن در برابر غرب حمایت و استقلال آن را مورد تاکید قرار داد، وی سپس با برگزاری نشست سه جانبه با سران ارمنستان و آذربایجان با محوریت میانجیگری برابر مساله قره باغ، تلاش روسیه برای حفظ اقمار گذشته و موقعیت خود در منطقه را به نمایش گذاشت.
ثانیاً خاویر سولانا مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا با سفر به صربستان و کوزوو و اتحادیه اروپا با توسعه روابط با برخی کشورهای حوزه بالکان نشان دادند که همچنان سیاستهای توسعه طلبانه به مرزهای روسیه را دنبال میکنند هرچند که در ظاهر از تعامل طرفین سخن میگویند. ثالثا «جو بایدن» معاون رئیس جمهور آمریکا به گرجستان و اوکراین سفر کرده تا نشانگر تقابل آمریکا با مسکو در این عرصه باشد.
به عبارتی دیگر سفر بایدن به این دو کشور که در تقابل با مسکو هستند بیانگر تاکید آمریکا بر توسعه نفوذ در منطقه است چنانکه در روزهای گذشته نیز نمایندگانی به سایر گشورهای منطقه اعزام کرده و حتی قراردادهای نظامی منعقد کرده است. سفر هیلاری کلینتون وزیر خارجه آمریکا به هند را نیز میتوان بخش دیگری از این تقابل ارزیابی کرد.رابعا ناتو نیز برخلاف برخی اظهارات مبنی بر عدم ورود به رقابت با روسیه ، تلاش دارد متحدانی در میان همسایگان روسیه کسب کند که نمونه آن را در تحرکات ناتو در جمهوری آذربایجان می توان مشاهده کرد.
با توجه به آنچه ذکر شد میتوان گفت که تقابل و رقابت میان روسیه، اروپا و آمریکا همچنان در ابعاد مختلف به ویژه در آسیای مرکزی و قفقاز و حوزه بالکان ادامه دارد هرچند که در ظاهر طرفین از افزایش همکاریها و تلاش برای کاهش تنشها سخن به میان میآورند. تعاملاتی شکننده که صرفا برای کاهش هزینههای رقابت ،مطرح شده اما در عمل خلاف آن رفتار میشود و هر کدام برای رسیدن به منافع خود به تحرکات دیپلماتیک ، اقتصادی و حتی نظامی می پردازند.
قاسم غفوری