چند پیشنهاد به گدایان کلمبیا: کار غلط افراطی و انفرادی در هر کجای دنیا که انجام شود، از بیخ و بن محکوم است. خواهش میکنیم این عرایض ما به اطلاع سفیر محترم کلمبیا در تهران نیز رسانده شود. مثل داروهای گیاهی بیضرر است. علیهذا از آنجا که دستگیری گروههای افراطی کلمبیا که احتمالا نام این کشور را به غلط به صورت«کلمبمبیا» تلفظ میکنند، زمان میبرد و فعلا جان گداهای این کشور در خطر پاکسازی با بمب قرار دارد؛ توجه این عزیزان زحمتکش را به چند فقره توصیه دلسوزانه راهبردی فوری فوتی جلب میکنیم. ما قبلا هم عرض کردیم که نه تنها در داخل که برای خارج داخل نیز از خودمان راهکار و رهنمود در میکنیم. ملاحظه بفرمایید:
1 - عدم دریافت کمکهای مشکوک: اگر از رهگذران کسی به آنها بستهای، بقچهای، چیزی داد که حجم کمک انسان دوستانهاش پس از لمس لازم مشکوک به نظر آمد؛ اکیدا از دریافت آن خودداری نمایند و شمارهاش را بردارند. ناراحت نباشند؛ خدا روزیرسان است. سعدی ما گفته است: «بیمگس هرگز نماند هیچ تار عنکبوت.» البته بلانسبت عزیزان گدا!
2 - تغییر گفتمان صنفی: سعی شود تا اطلاع ثانوی از الفاظ و کلماتی برای جلب نظر مردم استفاده شود که افراطی و زیادی جلب نشوند. مثلا گفته شود: «لطفا این شب جمعهای در چارچوب حقوق بشر و حفظ امنیت جانی، بهاین فقیر بینوای عاجز کمک کنید»....!؛ «خدا زن و بچهتان را از هرگونه بمب و انفجار دور نگهدارد»...!؛ «بدون هرگونه خشونتی، لطفا کمک کنید در راه خدا»...!؛ و... مطالبی ازاین دست که اگر پا بدهد، باز هم عرض خواهیم کرد.
3 - داشتن بمبیاب: کسانی که قصد کمک به افراد متکدی دارند، ابتدا از زیر یک دستگاه بمبیاب عبور کنند تا اگر چیز خطرناکی در بساطشان بود، دستگاه مربوطه سوت بکشد و طرف ظرف سه سوت خنثی گردد. گدایی در شرایط بحران، لوازم خاص خودش را میطلبد. رعایت نشود، امکان هوا رفتن هست.
4- اعلام شماره حساب: فعلا چون خطر جانی در کار هست و گروههای افراطی پاکسازی تا سر عقل بیایند، یحتمل یک هفشده تا گدای بینوای کلمبیایی دیگر هم دور هم رفتهاند به هوا؛ فلذا تا اطلاع ثانوی مصلحت آن است که شماره حساب اعلام نمایند تا عابران و رهگذرانی که مایل به دادن پول در راه خدا هستند، کمکهای خود را نقدا به حساب آنها واریز نمایند. قبل از آنکه عدهای به حساب ایشان برسند.
5 - جمع کردن تشکیلات: بهترین راهکار این است که گدایان کلمبیایی تا اطلاع ثانوی، بساط و تشکیلات خود را جمع کنند و به پناهگاه بروند. پسبودن هوا که برطرف شد، بتدریج آفتابی شوند. ما تجربه این نوع موش و گربهبازی را در کشور خودمان هم داشتیم. تا عملیات ضربتی گدابگیری افتتاح میشده، کلهم اجمعین در میرفتند؛ تا یک کم شل میگرفتند، برمیگشتند سر کار و کاسبی آزادشان و باز روز از نو، روزی از نو.....و بده در راه خدا با همه خطراتش!