اقتباس بازیهای کامپیوتری از فیلمهای سینمایی هم یکی دیگر از اقتباسهای هنری است، ولی معمولا این اقتباسها چندان موفق از آب درنیامدهاند. در این بازیها معمولا سعی میشود تا بخشهای پنهان فیلم روشن شود و بازیگر در مسیری قرار بگیرد که بتواند با آنها روبهرو شود، اما موارد موفق این نمونهها مثل «پدرخوانده» هم وجود داد که به دلیل داستان خوب و گرافیک بالا توانست در میان بازیهای کامپیوتری جای خاصی داشته باشد. گاهی هم یک بازی آنقدر موفق بوده که بر مبنای آن فیلم سینمایی ساخته میشود مثل «مکس پین» و «تامب رایدر» که هم چندین قسمت بازی آن ساخته شد و هم فیلمش.
البته برای ساخت بازیهای کامپیوتری تاکنون شرکتها بیشتر به سراغ فیلمهای اکشن و ماجرایی معروف مثل جیمز باند، رمبو، ترمیناتور و ایندیانا جونز رفتهاند و هرچند همزمان با اکران فیلم کارتونی «عصر یخبندان 3» نسخه بازی آن هم منتشر شده، اما معمولا چنین بازیهایی در ژانر ماجراجویانه قرار نمیگیرد. هری پاتر هم یکی از نمونههایی است که بازی و فیلم سینمایی آن پا به پای هم پیش رفتند. هر چند هیچ کدامشان تعلیق موجود در کتاب را نداشتند. در ایران هم بازی کامپیوتری عصر پهلوانان به عنوان اولین بازی ایرانی چند ماهی است که اعلام موجودیت کرده است. این بازی که بر مبنای شخصیتهای داستانی شاهنامه فردوسی طراحی شده در 9 سرزمین میگذرد و 110 شخصیت مختلف در آن حضور دارند. بازی کاراگاه علوی هم یک بازی ایرانی به سبک ماجراجویی است که داستان قتل یک زن انگلیسیتبار را که همسر روسی دارد، دنبال میکند.
با این حال حالا خیلی از دستاندرکاران بازی که متوجه شدهاند نباید خیلی این صنعت را دستکم گرفت به سراغ سرمنشا کار رفتهاند و به جای اقتباس از فیلمهای سینمایی ترجیح میدهند یکسره به سراغ کتابهای داستانی بروند و با اقتباس از آنها که از نظر شخصیتپردازی و لوکیشن دارای موقعیتهای متنوعی هستند، دل بازیگرها را به دست بیاورند.
آرزوی بزرگی که دارد عملی میشود
«کریس تول وورتی» همواره یک آرزوی بزرگ داشت: این که بتواند دنیایی فراتر از بازیهای ماجراجویانه خلق کند. او در آزمونهای سختی قرار گرفت و خودش را خیلی موفقتر از بقیه آدمهایی که وارد این ماجرا شدند و خیلیهایشان پس از چند هفته حوصلهشان سر رفت و فهمیدند که حرف تازهای برای زدن ندارند، ندید، اما این فکر را رها نکرد و از سال 1997 به این موضوع چسبید و حالا پس از 12 سال، با راهاندازی شرکتی به نام «اینتر داستوری» یا «ورود به دنیای داستان» شروع به اقتباس از داستانهای کلاسیک برای خلق بازیهای کامپیوتری ماجراجویی کرده است.
نخستین رمانی که او برای اقتباس انتخاب کرد بینوایان، شاهکار ویکتور هوگو و از شاهکارهای داستان نویسی همه دورانهاست. این کتاب که با موضوع بدبختی و عدالت در همه جای دنیا شناخته شده و بارها و بارها از روی آن فیلم سینمایی و سریال و کارتون ژاپنی و غیرژاپنی ساختهاند، تا به حال برای بازی کامپیوتری مورد استفاده قرار نگرفته بود.
در بازی بینوایان علاوه بر یک داستان پرکشش و پرتاثیر مجموعهای از لوکیشنها و شخصیتهای متفاوت و پرجاذبه وجود دارد که باعث میشود تا با یکنواخت بودن و تکراری بودن صحنههای بسیاری از بازیها روبهرو نشود. در این بازی پابهپای ژان والژان شهرهای کوچک و بزرگ و محلههای قدیمی پاریس را پشت سر میگذاریم و در محیطهایی چون کارخانه، کلیسا و کوچههای پیچ در پیچ شهر، فاضلاب زیرزمینی و حتی دانشگاه و یک سنگر دانشجویی گرفتار میشویم. با این حال همه این لوکیشنها فقط تصویر نیستند و زندگی در آنها جریان دارد و اگر بازیگر بخواهد از مردمی که عبور میکنند سوالی بپرسد با یک کلیک میتواند با آنها صحبت کند و حتی بفهمد که آنها چه فکرمیکنند. علاوه بر این به کمک یک نقشه میتوان محل حضور خود را عوض کرد و به راحتی جابهجا شد.
شرکت تولیدکننده این بازی میگوید مهمترین فایده این آزادی عمل این است که بازیگر میتواند با مسائل سیاسی، اجتماعی و اقتصادی که بر ماجراهای داستان اثر گذاشته آشنا شود و دریابد که ویکتور هوگو از چه عواملی برای خلق این رمان فراموش نشدنی استفاده کرده است. با این حال قدرت عمل بازیگر در این بازی بیشتر از رمان است و میتواند از زاویه دید شخصیتهای دیگری با ماجرا آشنا شود. حتی پس از اتمام بازی از آنجا که آدمهای زیادی در نقاط مختلف بازی حضور دارند میتوان با آنها ماجراهایی را آفرید و با رفتار و افکارشان به نقاط مختلف نقشه سرکشید. این امکانی است که سازندگان این بازی میگویند تا به حال در هیچ بازی ماجراجویانه دیگری وجود نداشته است.
با این حال همه چیز خیلی راحت طراحی نشده و شما ممکن است ناگهان وارد لوکیشنی شوید که هیچ شناختی از آن ندارید و کلی باید به خودتان فشار بیاورید تا بتوانید بفهمید کجا گرفتار شدهاید، اما جای نگرانی نیست و سیستم این بازی چنان طراحی شده که در چنین مواردی میتوانید با خود ویکتور هوگو روبهرو شوید و از او بپرسید ماجرا از چه قرار است و چگونه میتوان از این مخمصه خلاص شد.
طراح این بازی میگوید همه هدفش این بوده که به بازیگر این امکان را بدهد که با درک ماجرا بتواند خودش راهحل را پیدا کند و به فکر کمک گرفتن از خارج نباشد. تصور کنید که شما در میان جنگل تاریک و وهمآوری در حال گشت و گذار هستید و میخواهید جایی را که ژان والژان پولهایش را پنهان کرده پیدا کنید. باید خیلی زحمت بکشید تا بتوانید بفهمید این پولها کجا دفن شدهاند. وقتی ژان والژان در کوچههای باریک پاریس در حال فرار از دست پلیس است هم یکی از آن صحنههای اکشن است که باید وارد کوچههای بنبستی شوید و پیش از این که پلیس به شما برسد دوباره از آنها خارج شوید و راه دیگری را در پی بگیرید و سرانجام هم به کمک یک لوله فلزی از دیوار راست بالا بروید. تعجب نکنید اینها کارهایی است که واقعا ژان والژان در کتاب بینوایان انجام داده است.
در بازی بینوایان شما در نقش «پری لاریس» ظاهر میشوید و بازی میکنید. اگر کتاب را خوانده باشید میدانید که شخصیتی به نام «پری» در آن وجود ندارد، اما در بازی برای این که شما بتوانید همه شخصیتهای دیگر را تجربه کنید، این شخصیت به عنوان یکی از بچههای خواهر ژان والژان خلق شده که در کنار روح داییاش حضور دارد و از او میخواهد تا از ماجراهایی که در زندگیاش تجربه کرده برایش بگوید و خودش هم سعی میکند جواب خیلی از سوالها را پیدا کند. این دختر که خودش هم یک روح است سعی میکند تا توجه شخصیتها را به ماجراهایی که باید به آن فکر کنند معطوف کند تا حداقل روح داییاش احساس آرامش بیشتری کند.
در کتاب بینوایان که به عنوان یکی از مهمترین و در عین حال پرماجراترین کتابهای کلاسیک شناخته میشود و همیشه در هر جور فهرستی که بخواهید حضور داشته و معمولا در 10 کتاب محبوب بیشتر نویسندگان و هنرمندان هم جای دارد، پسر نوجوانی به نام ژان والژان به خاطر دزدیدن یک گرده نان زندانی میشود. او میخواست این نان را برای خانواده خواهرش که از چندین بچه بیسرپرست تشکیل میشد ببرد، اما خودش به زندان میافتد و مقاومتهای او در زندان هم موجب میشود تا مدت زندانیاش بیشتر و بیشتر شود و به عنوان یکی از زندانیان خطرناک شناخته شود. او سرانجام از زندان آزاد میشود، اما در حالی که دیگر پا به میانسالی گذاشته اما با این حال تصمیم میگیرد از اول شروع کند.
ترجمه: آرزو پناهی
منبع: ادونچر گیمرز