آن حضرت در طول دوران امامت و ولایت خویش، چهار خلیفه مکار بنیعباس به نامهای منصور دوانیقی، محمد مشهور به مهدی، هادی و هارونالرشید را درک کرد و در تمام این سالها با روشهای مختلف در مقابل این حکام ستمپیشه و ظالم ایستادگی کرد.
امام هفتم ما شیعیان که سلام و درود خداوند بر او باد ابتدا با درکی عمیق از اوضاع آن روز جامعه مسلمین از هر گونه اقدام تحریکآمیز علیه دستگاه حکومتی جبار و ستمگر منصور پرهیز و تلاش کرد تا حرکت علمی را که بهوسیله پدرش امام صادق علیهالسلام به اوج خود رسیده بود، ادامه دهد و توانست حوزه علمی وسیع و اثرگذاری را تشکیل دهد و به تربیت شاگردان و شیعیان بپردازد.
به طوریکه سیدبن طاووس این محدث و عالم بزرگ شیعه در این باره اظهار میدارد: عده زیادی از یاران و خواص شیعیان موسی بن جعفر علیهالسلام و رجال خاندان هاشمی در محضرش گرد آمدند و سخنان و پاسخهای آن حضرت به پرسشهای حاضران را ثبت نموده و هر حکمی که در هر مسالهای از آن حضرت صادر میشد، ضبط میکردند. (سیمای پیشوایان، مهدی پیشوایی، به نقل از شیخ عباس قمی، الانوار البهیه، ص170)
ابن حجر هیتمی، دانشمند و محدث شهیر اهل سنت نیز در این باره مینویسد:
موسی بن جعفر وارث علوم و دانش پدر و فضل و کمال او بود. وی در سایه عفو و گذشت و بردباری فوقالعادهای که از خود نشان داد، کاظم لقب یافت و در عصر او هیچ کس در معارف الهیه و دانش و بخشش به جایگاه او نمیرسید. (همان، به نقل از الصواعق المحرقه ص 203)
در این میان حکومت بنیعباس میدانست که برای بقای خود باید جایگاهی معنوی در میان مردم برای خود دست و پا کند و از این نفوذ معنوی در دلها برای ادامه حکومت ننگین خود سوءاستفاده کند، از همین رو همواره قرابت خود را با خاندان رسالت به رخ میکشیدند زیرا بنیعباس از نسل عباس بن عبدالمطلب عموی پیامبر اسلام(ص) بودند و از این انتساب در جهت منافع خویش بهرهبرداری تبلیغاتی میکردند. اما این شیوه فریبکارانه هرگز نمیتوانست آنان را به مقصد برساند زیرا مردم شاهد تناقض و تعارض میان گفتار و ظاهرسازی و تبلیغات ریاکارانه حکومت با اعمال و رفتار آنان نسبت به جامعه بودند و در کنار روشنگریهای امام کاظم علیهالسلام این رفتارهای دوگانه هرگز پشت پرده نمیماند.
امام بر دلهای مردم حکومت میکند و از این روست که هر ضمیر پاکی را مجذوب و مطیع خویش میسازد. این مساله در دوره حکومت هارونالرشید بیش از پیش مطرح بود و از این رو هارون با هر وسیلهای تلاش میکرد نفوذ و جایگاه معنوی امام علیهالسلام را در جامعه مسلمین تخریب کند و به همین دلیل بارها آن حضرت را زندانی کرد.
هارون تصمیم داشت تا فرزندش امین را به عنوان جانشین و ولی عهد خویش معرفی کند و در این راه امام کاظم علیهالسلام را مزاحم کار خود میدید، زیرا همه مردم و بزرگان به فضیلت و علم و شایستگی و جایگاه والای امام آگاه بودند و جانشینی فرزند هارون هیچ گونه توجیه عقلانی و دینی نداشت و به همین سبب هارون اقدامات خود را علیه حضرت آغاز کرد.
در میان خلفای عباسی، هارون و مامون از علم و دانش قابل توجهی بهره میبردند و جایگاه علمی این دو خلیفه مزور و مکار باعث شد تا برخی نسبت به جنایات این دو شک و تردید کنند، در اینجا بود که ائمه معصومین(ع) در جهت پردهبرداری از این چهره دروغین و رسواسازی دشمنان نقشآفرینی میکردند. ذکر دو مورد از احتجاجات و مناظرات امام موسی بن جعفر علیهالسلام و هارونالرشید میتواند اقدامات ناشایست دستگاه حکومتی علیه امام را بیشتر روشن سازد.
هارون نهتنها میکوشید انتساب بنیعباس به خاندان رسالت را مستمسکی برای اهدافش قرار دهد، بلکه تلاش میکرد پیامبرزادگی ائمه معصومین را نیز زیر سوال ببرد.
هارون روزی به موسی بن جعفر علیهالسلام میگوید: شما چگونه ادعا میکنید فرزند پیامبرید، در حالیکه در حقیقت فرزندان علی هستید، زیرا هرکس به جد پدری خود منسوب است، نه جد مادری؟
حضرت در پاسخ وی آیات 85 و 86 سوره انعام را قرائت نمود که خداوند در آن میفرماید: ... و از نژاد ابراهیم، داوود، سلیمان، ایوب و.... و نیز زکریا و یحیی و عیسی و الیاس را که همگی از نیکان و شایستگانند، هدایت نمودیم.
آنگاه حضرت فرمود: در این آیه عیسی از فرزندان پیامبران بزرگ پیشین شمرده شده است در صورتی که او پدر نداشت و تنها از طریق مادرش منسوب به پیامبران بود، بنابر حکم این آیه، فرزندان دختری نیز فرزند محسوب میشوند و ما نیز به واسطه مادرمان فاطمه فرزند پیامبر محسوب میشویم. (همان به نقل از الصواعق المحرقه ص203) هارون در برابر این استدلال روشن هیچ جوابی نداشت و تنها سکوت کرد.
اینگونه است که امام معصوم معدن علم و حکمت الهی خوانده شده و جز با علم لدنی از جانب حق، چگونه میتوان در مقابل جهل مطلق اینچنین ایستاد.
امام کاظم علیهالسلام اگرچه همواره با نیرنگهای دشمنان مواجه بود و بخش قابل توجهی از دوران امامت خویش را در زندانهای حکومت جائر بنیعباس به سر برد، اما در چنین شرایطی نیز هدایت و زعامت معنوی جامعه را رها نکرد و در نهایت در اوج مظلومیت به شهادت رسید.
حامد علی اکبرزاده