این موضوعی است که مایکل شوئر، رئیس تیم دستگیری بنلادن در سازمان اطلاعات مرکزی ایالاتمتحده (CIA) هم به آن اذعان دارد. به گفته شوئر حمله سال 1995 به دفتر برنامهریزی گارد ملی عربستانسعودی در ریاض، پایتخت این کشور و حمله سال بعد به برجهای خُبّر که محل اسکان تفتگداران ارتش آمریکا بود یک وجه اشتراک داشت. در هر دو مورد خودروهای حامل مواد منفجره به گونهای پارک شده بودند که پس از انفجار تمامی ساختمان فرو نریزد.
اگر عوامل اجرای حمله خبر خودرو را در نقطهای به موازات وسط ساختمان به جای رها کردن آن در گوشه ساختمان پارک کرده بودند ساختمان به طور کامل نابود میشد. در بمبگذاری دفتر برنامهریزی گارد ملی عربستانسعودی در ریاض که طی آن 5نظامی آمریکایی جان باخته و 35 نفر نیز مجروح شدند همین اتفاق تکرار شده بود.
تیم دستگیری بنلادن در سیا اطلاعات جامعی در مورد نقش او در حمله به برجهای خبر جمعآوری کرده بود. براساس اطلاعات جمعآوری شده توسط این تیم در اواسط ژانویه سال 2006 میلادی بنلادن به دوحه، پایتخت قطر سفر کرده و در آنجا جزییات طرح انجام حملهای در شرق عربستانسعودی مورد بررسی قرار گرفته بود. بنلادن ترتیب انتقال 20 تن ماده منفجره4C از لهستان به قطر را داده بود که 2 تن از این محموله به عربستانسعودی فرستاده شد.
القاعده طرحی برای بمبگذاری در مثلثی متشکل از شهر دمام، ظهر و خبر در شرق عربستانسعودی آماده کرده بود که هستههای بومی القاعده در عربستانسعودی مسوولیت انجام آنها را به عهده گرفته بودند.
عوامل FBI که برای بررسی بمبگذاری در برجهای خبر به عربستانسعودی اعزام شده بودند ماموریت خود را نیمهکاره رها کردند و به آمریکا بازگشتند چون پادشاهی سعودی در پروژهای از پیش طراحی شده تصمیم گرفته بود شیعیان را مسوول اجرای این عملیات معرفی کند.
دیوید ویلیامز، مدیر وقت دایره ضدتروریسم سیا میگوید در همان زمان گزارشی دریافت کرده بود که موید دست داشتن بنلادن در حمله به خبر بود اما دولت عربستانسعودی مانع از تحقیق در این زمینه شد.
بازجویان FBI به دلایلی که هیچگاه معلوم نشد تمام شواهدی که حاکی از دست داشتن القاعده و بنلادن در حمله به خبر بود را کنار گذاشتند. آنچنان که ویلیامز توضیح میدهد دلیل پافشاری بر مرتبط نبودن این بمبگذاری با القاعده وقوع آن در نواحی شرقی عربستانسعودی بود که شیعیان در آن در اکثریت هستند و به همین دلیل القاعده هیچگاه نتوانسته در این منطقه حضور فعالی داشته باشد.
با این حال واقعیت از قصه دیگری حکایت داشت. شهر خبر سنینشین بود و شیعیان در این شهر در اکثریت نبودند و در مثلث دمان، ظهران و خبر تعداد قابل توجهی از بازماندگان جنگ ضداشغالگری افغانستان زندگی میکردند که از پیروان بنلادن تلقی میشدند. براساس گزارشی که در اوت سال 1996 میلادی در نشریهای فلسطینی و چاپ لندن، پایتخت بریتانیا منتشر شد هر 6 نفری که در رابطه با بمبگذاری خبر توسط دستگاه اطلاعاتی عربستانسعودی بازداشت شده بودند از ساکنان منطقهای به نام الطقبا در نزدیکی خبر بودند.
یکی از افرادی که بازداشت شده بود یوسف العیایری بود که در آن زمان ریاست القاعده در شبهجزیره عرب را بر عهده داشت. او از ساکنان دمام بود و تقریبا همه جهادیهای این منطقه را میشناخت. سیا و FBI تقریبا هیچ اطلاعاتی در مورد فعالان القاعده در مناطق شرق عربستانسعودی نداشت و به طور کامل به اطلاعات سازمان اطلاعاتی عربستانسعودی اتکا داشت.
این اتکا به حدی بود که به کارآگاهان اعزامی به عربستانسعودی تاکید شده بود باید به اطلاعاتی که سازمان اطلاعات این کشور در اختیار آنان قرار میداد، بسنده کنند.
2 سال بعد از حادثه خبّر بود که لوئیس فریه، مدیر وقت FBI تیمی از عوامل این سازمان را به عربستانسعودی فرستاد تا در جلسات اعترافگیری از 8 تن که به اتهام مشارکت در بمبگذاری خبر دستگیر شده بودند، شرکت کنند. اعضای این تیم از پشت شیشهای که فقط از سمت داخل قابلیت دید داشت ناظر بر جلسات بودند. اعترافات بازداشتیها دقیقا بر سناریوی متهم کردن ایران برای دست داشتن در عملیات خبّر منطبق بود.
یکی از اعضای گروه اعتراف کرد یکی از فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران شخصا هدف عملیات را انتخاب کرده بود. یکی دیگر از آنها گفت اعضای جماعت حزبالله عربستانسعودی نهتنها در ایران دورههای آموزشی را پشتسر گذاشتهاند که از دولت ایران حقوق و مواجب ماهیانه دریافت میکنند.
همه ادله و شواهد از دست داشتن ایران در حمله به برجهای خبّر حکایت داشت. تنها مانعی که بر سر راه قبول این سناریو قرار داشت پیشینه دستگاه اطلاعاتی عربستانسعودی در اعترافگیری از طریق شکنجه بود. همین پیشینه موجب شد وقتی که پرونده به شعبه رسیدگی کننده به شکایت بازماندگان قربانیان بمبگذاری خبّر ارسال شد قاضی بلافاصله مستندات آن را رد کرد و اعترافات متهمان پرونده را بیارزش دانست.
وقتی جورج بوش، رئیسجمهور پیشین آمریکا در سال 2001 میلادی به قدرت رسید در اولین گام فریه را در سمت خود ابقا کرد. فریه به رئیسجمهور جدید گفت ایرانیها مغز متفکر انفجار خبر بودهاند و همین حرف را در مقابل کمیسیون 11 سپتامبر هم تکرار کرد. طرح این ادعا موجب شد دستگاه قضایی آمریکا بالاخره علیه حزبالله عربستانسعودی و به طور غیرمستقیم علیه ایران اعلام جرم کند. این پرونده روز 21 ژوئن 2001 دقیقا آخرین روزی که فریه مدیر FBI بود به جریان افتاد.
دیری نپایید که مشخص شد «مباحث» یا پلیس مخفی عربستانسعودی با اعمال فشار و شکنجه از متهمان پرونده همان داستانی را تحویل گرفته که توسط مقامات ریاض سرهم شده بود. این شیوهای متعارف در عربستانسعودی بود. در نوامبر سال 2000 میلادی 3 انفجار در ریاض به وقوع پیوست که در آنها یک شهروند بریتانیا به قتل رسید. با وجود شواهد غیرقابل انکاری که دال بر دست داشتن القاعده در این حملات بود 4 شهروند بریتانیا، یک کانادایی و یک بلژیکی به اتهام طراحی واجرای این حملات بازداشت شدند و در برابر دوربینهای تلویزیونی به اتهاماتشان اقرار کردند.
3 سال بعد وقتی ویلیام سمپسون، شهروند کانادایی بازداشت شد در رابطه با این پرونده آزاد شد از شکنجههای وحشتناک در مباحث پرده برداشت. ماموران عربستانسعودی همان اول به او گفته بودند باید داستانی که آنها میخواهند را بازگو کند. طی 6 هفته آنقدر شکنجه شد و داستان را تکرار کرد که کمکم خودش هم درستی آن را باور کرد. او را در برابر دوربینها قرار دادند تا این داستان را بازگو کند.
بازجویان عربستانسعودی به قدری در کار خود تبحر داشتند که حتی توانستند سمپسون را وادار کنند در دیدار با کارکنان سفارت کانادا هم حرفهایش را تکرار کند و حرفی از شکنجهها نزند. در تمامی زمانهایی که کارکنان سفارت به ملاقات سمپسون میآمدند 2 مامور شکنجه او حضور داشتند. درست به همان شکلی که در زمان دیدار ماموران FBI با شیعیان بازداشت شده عوامل شکنجه آنان نیز حاضر بودند.
تنها پس از بمبگذاری مارس 2003 در یک مجموعه مسکونی خارجی در ریاض بود که عاقبت پرنس نایف، وزیر کشور وقت سعودی دست داشتن القاعده در اقدامات تروریستی در خاک عربستانسعودی را پذیرفت.
در این بین فریه پس از فارغ شدن از خدمت در FBI در عمل به وکیل مدافع خاندان سلطنتی عربستانسعودی در ماجرای بمبگذاری خبّر تبدیل شد. او 9 اکتبر سال 2002 میلادی در نشست استماع کمیته منتخب اطلاعاتی سنا سعی کرد نتایج تحقیقات FBI را منطبق بر یافتههای دستگاه اطلاعاتی عربستانسعودی نشان دهد. او ادعا داشت ریاض هرچه در توان داشته در این پرونده انجام داده و تیم FBI در تمامی روند تحقیقات از حمایت مستقیم بندر بنسلطان، سفیر ریاض در آمریکا برخوردار بوده است. او حتی اعضای کمیته را با گفتن این جمله که ماموران FBI به طور مستقیم [و نه از پشت یک شیشه] به متهمان دسترسی داشتهاند، گمراه کرد.
فصل آخر رابطه فریه با بندر و سایر مقامات عربستانسعودی سالها بعد از راه رسید. او در آوریل سال جاری میلادی به لندن رفت و در دادگاهی که در حال رسیدگی به پرونده پرداخت رشوه 2 میلیارد دلاری به مقامات ریاض برای جوش دادن یک معامله تسلیحاتی بین عربستانسعودی و صنایع هوافضای بریتانیا (ADEA) است به نفع بندر شهادت داد.
مشکلات مالی فریه و حمایت بیدریغش از مقامات عربستانسعودی موجب شد در کانون توجه نهادهای امنیتی آمریکا قرار گیرد. او با داشتن 6 فرزند مشکلات مالی زیادی داشت و به همین جهت در برابر پیشنهاد رشوه آسیبپذیر بود. از دگرسو بندر سابقهای طولانی در تطمیع مقامات آمریکایی برای همکاری در مقابل پرداخت وجه داشت.
در سایه همین تحولات بود که توجه نهادهای اطلاعاتی و امنیتی آمریکا باری دیگر به احتمال دست داشتن بنلادن در بمبگذاری خبّر جلب شد. حتی گفته میشود شواهدی به دست آمده که موید دستداشتن القاعده در این حمله است اما برخی مقامات عربستانسعودی بر دلایلی نامعلوم سعی دارند این نقش را پنهان نگاه دارند.
منبع: فرانت پیج
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)