در این ایام، همکاریهای مستمر و نزدیکی با گروههای ادبی و هنری داشت. تعدادی از قصهها و مقالات او در مجلات و روزنامهها چاپ شد. در سال 1990 وی همراه همسرش به لندن رفت تا کارهای هنری را در آنجا ادامه دهد. اقامت یک هفتهای آنها بیش از یک ماه طول کشید. در همین مکان بود که او یک نمایش تک نفره کمدی نوشت. در بازگشت به آمریکا، تعدادی نمایش نوشت که چند تای آنها روی صحنه اجرا شد. کمکم پای خود او نیز به روی صحنه کشیده شد و یکی از شبکههای تلویزیونی، یکی از نمایشهای او را ضبط و پخش کرد. این اتفاق در سال 1992 رخ داد و از همینجا بود که وی فعالیتهای سینماییاش را نیز شروع کرد. از این زمان، وی به صورت همزمان در دنیای سینما، تئاتر و تلویزیون کار و فعالیت کرده است. در عین حال، وی به زندگی خانوادگی اهمیت خیلی زیادی میدهد و بخش عمده وقتش را صرف خانواده و دو فرزند نوجوان خود کرده است. منتقدین سینمایی از صدای خاص وی به عنوان وجه مشخصه هنریاش اسم میبرند. به کارهای کمدی علاقه خیلی زیادی دارد و اکثر کارهایش کمدی هستند. هیچوقت تبدیل به یک ستاره نشده و خودش هم اصراری بر آن ندارد. خودش را یک «بازیگر ــ کاراکتر» میداند و منتقدین تئاتری و سینمایی هم با این اظهارنظر موافق هستند. از فیلمهای مطرح لیری میتوان به «جنایت واقعی»، «زندگی یک مورچه»( انیمیشن)، «سربازان کوچک»، «دم سگ را بجنبان»، «جنگ داخلی دوم» و «دنیای آب» اشاره کرد. وی علاقه عجیبی به ورزش دارد و در کنار بازیگری، خیلی دوست داشت وارد تیم ملی هاکی کشورش شود. ولی زمانی که در یکی از بازیهای ورزشی بشدت مضروب شد، اطرافیانش وی را از ادامه فعالیت در این رشته منع کردند. با این حال، وی یکی از تماشاگران دائمی بازیهای هاکی است. یکی از فعالین کمک به بنیاد آتشنشانی است. پس از کشته شدن 6 آتشنشان در جریان اطفای حریقی در شهر محل زندگی لیری، وی فعالیتهای خود به نفع آتشنشانها را شروع کرد.
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)