حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
قصه
خیلی خیلی خیلی سال دور و زمانی که کره زمین تازه داشت نفسهای اول خود را میکشید، تاریخ زمین با عصر یخی روبهرو میشود. قسمت اول فیلم «عصر یخی» به معرفی کاراکترهای اصلی قصه (که همه حیوان هستند) میپردازد و قسمت دوم آن ــ که دو سال قبل اکران عمومی شد ــ قصه کوچ اجباری این شخصیتها از محل دائمی زندگیشان را به تصویر میکشد. این کوچ اجباری به دلیل ذوب شدن یخهای محل زندگی این موجودات بود که باعث میشد تا مکان زندگی آنها به زیر آب برود و آنها دیگر نتوانند در آنجا به زندگی ادامه دهند. قصه قسمت سوم فیلم، کمی بعد از پایان اتفاقات دومین قسمت آن شروع می شود. در شرایط جدید، زندگی مانی و دوستانش دستخوش تغییر و تحول اساسی میشود. مانی این ماموت عظیمالجثه دوست داشتنی که شخصیت اصلی قصه است، میخواهد برای خودش و دوستانش یک زندگی خوب و سالم و بیخطر فراهم کند. او پس از آشنایی با الی (در جریان سفر به یک منطقه امن) با او ازدواج میکند. آنها حالا در انتظار تولد اولین فرزند خود هستند. در عین حال، دوستان مانی و الی تمام تلاش خود را به کار میگیرند تا به آنها در وضعیت جدید کمک کنند. مانی بشدت نگران و هیجانزده است و میخواهد تمام برنامهها را طوری ترتیب دهد که فرزندش سالم به دنیا بیاید. دوستان کوچک و بزرگ او این وضعیت را درک میکنند و او را دلداری میدهند. دیهگو این ببر دوستداشتنی با آن دندانهای تیز، هنوز دوست صمیمی مانی است. اما او در این وسط نمیداند چکار باید بکند. این در حالی است که وی از این که حالت یک گربه خانگی را پیدا کرده خسته شده و میخواهد اعتراضش را به گونهای بیان کند. همین مساله باعث میشود تا وی به حالت قهر، مانی و بقیه دوستانش را ترک کند. از طرف دیگر سید سومین کاراکتر مهم قصه که تحت تاثیر مانی و حرفهای اوست، میخواهد به زندگیاش سر و سامان بدهد و برای خودش تشکیل خانواده دهد. او یک روز در حین گشتزنیهای خود دو تا تخم بسیار بزرگ پیدا میکند. او این تخمها را ــ که متعلق به دو دایناسور است ــ برداشته و به محل زندگی خود میبرد. اما سید نمیداند که با این کار، چه دردسر بزرگی برای خودش و بقیه حیوانات درست میکند.
نقد
از آنجا که «عصر یخی» یک مجموعه فیلم دنبالهدار است، به صورت طبیعی بهتر است که تماشاگران آن کل قصههای آنها را به صورت مداوم و پشتسر هم پیگیری کنند. اما سازندگان فیلم قصه قسمت سوم را طوری مطرح کرده و به پیش میبرند که اگر تماشاگری از همین قسمت تماشای آن را شروع کند چیز زیادی را از دست نداده و میتواند با قصه و ماجراها همراه شود. قصه فیلم به صورت مستقل پیش میرود و کاراکترهای آن ماجراجوییهای خاص و مستقل خودشان را دارند. تمام کاراکترهای دو قسمت قبلی در این قسمت هم حضور و نقش پررنگی دارند. با این حال، سازندگان فیلم در کنار یکسری کاراکتر منفی دایناسوری، یک شخصیت جدید یعنی خز یک چشم را هم به ماجراها اضافه کردهاند. نوع حضور او برای اولینبار روی پرده، خیلی جذاب و تماشایی است. حرف اصلی قصه فیلم برای تماشاگران نوجوان و کودک آن این است که دوستان باید با یکدیگر همکاری کنند تا بتوان بر مشکلات غلبه کرد. در عین حال، قصه فیلم این نکته را نیز برای بچهها مطرح میکند که به چیزهایی که نمیشناسند دست نزنند و مراقب نوع کنجکاویهای خود باشند. «عصر یخی 3» یک فرق اساسی با دو قسمت قبلی خود دارد و آن هم سهبعدی بودن آن است. بعد از موفقیت نسخههای سهبعدی انیمیشنهای «بالا» و «هیولاها علیه بـیـگـانـههـای فـضـایـی»، حـالا نـوبـت ایـن انـیـمـیـشن دوستداشتنی صنعت سینماست که از تکنیک جدید و جذبکننده سهبعدی بهره بگیرد. فضاهای سرسبز و کهن قصه فیلم روی پرده سهبعدی سینما، زیباتر به نظر میرسند. لطیفههایی که در طول قصه فیلم از سوی کاراکترها گفته میشود، هنوز جذاب است. سازندگان فیلم در امر خلق کاراکترهای دوستداشتنی و مقبول، هنوز موفق هستند و تماشاچی از دیدن شخصیتهایی که قبل از این دو بار به روی پرده بزرگ سینما دیده، خسته نمیشود. حفظ این تازگی، یکی از مهمترین نقاط قوت قسمت سوم فیلم هستند. بازیگرانی که صدای خود را به کاراکترهای کارتونی قصه قرض دادهاند، کاملا با روحیه و حال و هوای این موجودات حیوانی همراه هستند و خیلی خوب به جای آنها حرف میزنند. برخی از منتقدان سینمایی «عصر یخی 3» را ضعیفتر از دو قسمت قبلی آن (و همچنین انیمیشنهای مطرح یک سال اخیر سینما) ارزیابی کردهاند. با این وجود، پیشبینی میشود که این فیلم، یکی از رقبای اصلی دریافت اسکار بهترین انیمیشن سال در رشته بهترین انیمیشن اسکار سال 2010 باشد. تهیهکنندگان فیلم از حالا در فکر تولید قسمت چهارم آن هستند که قرار است سال 2013 به روی پرده سینماها برود.
کیکاووس زیاری
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....