شوهرم را دوست دارم، اگر نظافت را رعایت کند

در نگاه اول همه چیز ساده به نظر می‌رسد، اما مهناز می‌گوید همین مساله او را بسیار آزار می‌دهد و نمیتواند به زندگی مشترکش ادامه دهد. حسین شوهر مهناز به نظافت خود رسیدگی نمی‌کند و این رفتارش باعث شد تا همسرش مهناز تقاضای طلاق کند. پرونده تقاضای طلاق مهناز در شعبه 268 دادگاه خانواده تهران نزد قاضی عموزادی در حال رسیدگی است.
کد خبر: ۲۶۵۰۷۸

شوهرت را دوست دارید؟

هر انسانی زمانی که ازدواج می‌کند قطعا به همسرش علاقه دارد و اگر نداشت این کار را نمی‌کرد. من هم به شوهرم علاقه‌ زیادی داشتم. هر چند تقاضای طلاق کردم، اما هنوز هم او را دوست دارم.

چرا تقاضای طلاق کردید؟

چون دیگر نامرتبی و کثیف بودنش را نمی‌توانم تحمل کنم و او حاضر نیست خودش را درست کند و من هم نمی‌توانم بپذیرم او این‌طور رفتار کند.

چند سال است با هم زندگی می‌کنید؟

5 سال پیش با هم ازدواج کردیم. زمانی که با او آشنا شدم پسر مرتبی بود، اما 2 سال بعد از زندگی مشترکمان بود که دیگر همه چیز عوض شد. انگار که حسین به هدفش رسیده بود و دیگر انگیزه‌ای برای نظافت نداشت. من هم نمی‌توانم این رفتارش را تحمل کنم. او با این کارش به من بی‌احترامی می‌کند.

توضیح بده چطور با هم آشنا شدید؟

از اقوام دور بود، البته ما با هم رفت و آمد نداشتیم و دورادور همدیگر را می‌شناختیم. پدر و مادرم بیشتر با خانواده حسین آشنا بودند. آنها از این خانواده خیلی تعریف می‌کردند و می‌گفتند که خانواده حسین بسیار محترم هستند. من هم به حرف آنها اعتماد کردم البته واقعا آنها بسیار محترم هستند و اگر حسین رفتارهای بدش را درست می‌کرد من یکی از زنان خوشبخت ایران بودم.

در مورد این‌که نظافت کردن برایت اهمیت دارد حرفی با شوهرت زده بودید؟

حسین در دو سال اول زندگیمان بسیار خوب و مرتب لباس می‌پوشید. او هر روز حمام می‌رفت و صورتش را اصلاح می‌کرد. او مرد مرتبی بود، اما بعداز دو سال که محل کارش را عوض کرد دیگر برایش اهمیتی نداشت که لباسش تمیز است یا نه دیگر اصلاح نمی‌کرد و در حالی که بدنش بو می‌داد حاضر نبود حمام کند.

چرا شوهرت یک‌باره این طور عوض شد؟

در محل کار قبلی‌اش به این مساله خیلی حساس بودند و یادآور می‌شدند همه مرتب سر کارشان حاضر شوند. حسین هم هر روز خودش را تمیز می‌کرد، اما مدتی که گذشت همه چیز عوض شد و او دیگر به خودش رسیدگی نمی‌کرد.

در مورد این‌که تمیز نبودن شوهرت تو را آزار می‌دهد با او صحبتی کردی؟

در این مدت تمام دعواها و بگو مگوهای ما بر سر همین مساله بود. حسین می‌گوید به اهدافش رسیده است و دیگر لازم نیست ظاهر خود را مرتب کند . من هم دیگر نمی‌دانم باید با او چه رفتاری بکنم.

فرزند هم دارید؟

بله من یک دختر 3 ساله دارم که متاسفانه او هم درگیر این ماجرا شده است. من نمی‌دانم چه باید بکنم. چون دخترم هم بشدت در این درگیری آسیب دیده است. او هم پدرش را دوست دارد و هم من را. البته به هر دوی ما احتیاج دارد و اختلاف ما هم برایش قابل درک نیست با این حال من نمی‌توانم این رفتار شوهرم را تحمل کنم.

این‌که شوهرت حمام نمی‌رود و خودش را تمیز نمی‌کند در چه حد شدید است که باعث شده تو تصمیم به جدایی بگیری؟

من مدیر یکی از قسمت‌های یک شرکت خصوصی بزرگ هستم و احترام زیادی در محل کارم دارم. چند بار شوهرم با آن وضعیت کثیف به دنبال من آمد و باعث شد من خجالت بکشم. از او خواستم تا زمانی که خود را مرتب نکرده است به دنبال من نیاید، اما او مرا متهم به خیانت کرد در صورتی که من شوهرم را دوست دارم و هرگز این کار را نمی‌کنم و نکردم. نمی‌دانم چرا او این حرف را زد در حالی که من به او گفته بودم مشکلم چیست و با یک حمام کردن می‌تواند این کار را بکند و همه چیز حل می‌شود.

چرا از خانواده شوهرت نخواستی که دخالت کنند و این موضوع را با آرامش حل کنند؟

من هر راه‌حلی که به نظرم می‌رسید انجام دادم. با مادرشوهرم صحبت کردم و از او خواستم دخالت کند، اما حسین به حرف او هم گوش نمی‌کند. بعد از مادرم خواستم تا دخالت کند. این مساله هم تاثیری نداشت و باعث شد تا حسین بیشتر به رفتار زشتش ادامه دهد و از لج من حتی دو‌هفته یکبار هم به حمام نمی‌رفت. به هر حال ما نتوانستیم این موضوع را حل کنیم.

خب شاید مشاور می‌‌‌توانست به شما کمک کند.

من چندین بار پیش مشاور رفتم و کمک خواستم. برایش گفتم تنها مشکل من با شوهرم این است که او حمام نمی‌‌کند و باعث می‌‌شود آبروی من برود. او از من خواست با شوهرم پیشش بروم تا با هر دوی ما صحبت کند. چندین جلسه طول کشید تا بتوانم شوهرم را راضی کنم پیش روانشناس بیاید. وقتی با هم به آنجا رفتیم متوجه شدم که فایده‌ای ندارد. چون شوهرم به جای اینکه جواب سوالات مشاور را بدهد به من تهمت می‌زد و من را متهم به خیانت و زیاده‌خواهی می‌کند در صورتی که این طور نبود. شوهرم از این که چرا من به ظاهرم خیلی می‌رسم و عطرهای گرانقیمت استفاده می‌کنم ناراحت بود. او می‌‌گفت من برای این که نظر دیگران را به خودم جلب کنم به ظاهرم رسیدگی می‌کنم در حالی که این طور نبود من فقط می‌خواستم فردی خوشایند باشم نه این که دیگران از من فرار کنند. من برای این که جایگاه اجتماعی‌ام را حفظ کنم و شوهرم را فردی محترم و با لیاقت معرفی کنم از او می‌خواهم که مرتب باشد.

شغل شوهرت چیست؟

او اوایل در یک شرکت بزرگ کار می‌کرد اما از زمانی که از آن شرکت بیرون آمد همه چیز تغییر کرد او دیگر خود را مرتب نکرد و زندگی‌مان را تحت تاثیر قرار داد.

به هر حال تصمیم خودت را برای جدایی گرفته‌ای فکر نمی‌کنی با کمی صبوری می‌توانی مشکلت را با شوهرت حل کنی؟

من تمام روش‌های موجود را بررسی کرده‌ام و همه تلاشم را کردم تا بتوانم بدون این که زندگی‌ام را به هم بزنم با شوهرم مشکلم را حل کنم. بخصوص این که من فرزند هم داشتم و این شرایط را سخت‌تر می‌کرد. شوهرم زیر بار نرفت و به من گفت اگر مرا دوست داری باید این شرایط را بپذیری و حق اعتراض نداری. من می‌خواهم از شوهرم جدا شوم شاید دلش برای من و فرزندش تنگ شود و به این نتیجه برسد که باید به خواسته من هم احترام بگذارد و دوباره به زندگی با من برگردد.

مریم عفتی

نظر کارشناس

حسن عموزادی
ظاهر مشکل این زن و شوهر بسیار عادی به نظر می‌‌رسد و همه چیز شکل عادی دارد اما این طور نیست. ما باید بدانیم زمانی که ازدواج کردیم همه چیز تمام نشده است و نمی‌توانیم هر طور که دوست داشتیم رفتار کنیم. باید بدانیم کسی که با ما زندگی می‌کند یک انسان است که ما را با شرایط خاص پذیرفته و ظاهری که در همان روز اول در برابرش داشتیم مورد پذیرش او بوده است. اگر فردی بعد از ازدواجش به ظاهر خود بی‌اهمیت باشد شرایط را برای بر هم زدن زندگی‌اش فراهم کرده است. باید بدانیم اولین چیزی که دو فرد را به هم نزدیک می‌کند ظاهر آنهاست. درست است که بعد از مدتی رفتار و طرز فکر افراد باعث می‌شود ظاهر چندان مهم نباشد اما این به آن معنا نیست که اهمیتی ندارد و ما حق داریم هر طور که دوست داشتیم لباس بپوشیم و به ظاهر خود نرسیم. چرا که زمینه جذب شدن همسرمان به فرد دیگری را از این طریق فراهم کردیم. زن یا مرد در هر سن و سالی و در هر شرایطی باید جذابیت ظاهرش را برای همسرش حفظ کند و به خواسته‌های او احترام بگذارد و همان طور که او می‌خواهد ظاهرش را درست کند. این کار باعث می‌شود فرد احساس رضایت از همسرش داشته باشد و بداند که خواسته‌های اواز سوی همسرش مورد احترام است.


‌چندین بار پیش مشاور رفتم و کمک خواستم. برایش گفتم تنها مشکل من با شوهرم این است که او حمام نمی‌‌کند و باعث می‌‌شود آبروی من برود. او از من خواست با شوهرم پیشش بروم تا با هر دوی ما صحبت کند.خیلی طول کشید تا توانستم ‌شوهرم را راضی کنم ‌پیش روانشناس بیاید. وقتی با هم به آنجا رفتیم متوجه شدم که فایده‌ای ندارد. چون شوهرم به جای اینکه جواب سوالات مشاور را بدهد به من تهمت می‌زد

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها