بهناز 19 ساله یک سری به اطراف میدان انقلاب و کتاب دست دوم فروشها بزن حتما پیدا میکنی.
بهبه محسن دارویی بابا این طرفها! چه خبر؟ چه خوب که دوباره نسل سوم خوان شدی برادر. راستی تو چرا با لهجه برایمان نمینویسی؟
بدون شرح: «سلام مو بینا امینی هستم از مشد. حتما همگیتا کم کمش یه دفه رو آمدن شهر ما. خب مو مخوام لهجه مشدی یادتا بدم تا وقتی آمدن شهر ما مشکلی ندشته بشن، ولی باید توجه دشته بشن که همیجور الکی نیست که مو هی با لهجه مشدی نامه بنویسم و شما تمرین نکنن و یاد نگیرن. باید قول بدن وقتای بیکاریتا تمرین کنن تا یادتا نره چون ای زبونم مثل زبونای دیگه فراره و اصلا برا همیه که امروز نسل مشدیهای اصیل رو به انقراض رفته. خب حتما همگیتا مدنین که مشد دومین کلانشهر کشوره و سوغاتش هم زعفرونه که ما چند سالی هست ندیدمش چون قیمتش با پول ما سازگاری ندره. نمدنم چرا بازار زعفرون یه دفه ایجور شد. قبلا یادمه که همشه برنجای مامان جونم زرد بود، اما حالا با همی برنجای سفید بیزعفرون مسازم تا ببینم چی مشه. ها راستی تا یادم نرفته ایرو هم بگم که اگه تشریف آوردن مشد لطف کنن و شهر مارو مثل خانه خودتا بدنن یعنی منظورم ایه که مثلا اگه چیپس یا پفک خوردن یا آب معدنی یا هر چیز دیگهای نوش جان کردن توجه دشته بشن که بعدش با ای زباله بیزبون مخوان چی کار کنن. همین جور پرتش نکنن وسط خیابون چون برای ای زباله هم یه جایی رو مشخص کردن که اگه دقت کنن جاشو پیدا مکنن. خب دگه سرتا رو به درد آوردم. بهتره عرایضمو تموم کنم. پس تمرین یادتا نره. همگیتا رو به خدا مسپارم.»
نوشمک ایمیل شما هم رسید. خیلی ممنون.
پامچال سلام ما را به وروجک و دوستان خیالیاش برسان.
سکینه خانم من نگفتم مرگ بچهبازی است، گفتم این شوخی تو بچهبازی است. البته الان دارد مقادیر معتنابهی از عصبانیتم کم میشود و باز هم مقادیر معتنابهی داریم به تو میخندیم. راستی بابت آن معدل درخشان باید حتما حتما یک شامی، ناهاری دوستان را مهمان کنی. البته معدل ما هم چندان درخشانتر از تو نبوده. در ضمن این بار آخرت باشد که به من میگویی دکتر! من فقط کافه کاغذیام. از این موضوع هم خیلی خوشحالم. بعد هم به طور کلی دیگر آشتی هستیم! اما لبخند و این چیزها را فعلا بیخیال شو. نه به خاطر تو به خاطر کل حال و احوالاتمان که ناجور ابری است.
فهیمه از فولادشهر این که خیلی با حال است که تو رفتی و کلاس نجوم ثبت نام کردی! حالا توی کلاس نجوم فقط ستارهها رو نشان میدهند یا پای ریاضیات و این جور چیزها هم وسط میآید؟ حتما برایم بنویس که اگر دیدیم خدا را شکر خبری از این ریاضی منحوس نیست ما هم برویم کلاس نجوم. آخر نه این که کم توی آسمانها سیر میکنیم! بگذریم. دخترم این قدر غصه حرفهای مردم را نخور. به جایش بنشین حسابی درس بخوان تا روزی که بالاخره توانستی از یک دانشگاه خوب بورس بگیری، اساسی بتوانی به قیافه کسانی که میگویند چرا رفتی رشته فیزیک بخندی. من نمیدانم مردم بیکارند؟ خودشان رشته ندارند که این جور به رشتههای مردم گیر میدهند؟ حالا آنها بیکارند، تو چرا مثل بیکارها نشستی غصه حرفهای آنها را میخوری؟ والاه.
ماجده خانم ما که نفهمیدیم تو چه گفتی ولی چون دیدیم اسم این همکار شریف ما دوباره آمده و... از این چیزها گفتیم دوباره همه چیز را تکذیب کنیم. هر چند زبان مان مو که در آورد هیچ تا حالا دو بار هم موهایش را اصلاح کردهایم، اما نتیجه نداده که نداده.
مینا خانم مهربان از مشهد، مرسی که به یاد ما هستی. ای بابا! یک زمانی عین اتفاقی که برای تو افتاده برای ما هم افتاد. چه کار میشود کرد، زندگیاست دیگر! اگر دوست داشتی برای شتر نامه بنویس. به سن و سال چه ربطی دارد دخترم؟ یکیاش خود من! سن لاکپشتهای فسیل سواحل قناری را دارم اما از رو نمیروم. به هرحال ما کماکان در خدمتیم.
مژی خانم، چه خوب که تو هوای خودت را داری. البته که هیچ کدام از احتمالات تو در مورد من مصداق نداشت. بنده سر جایم هستم ولی خب... بگذریم. میبینم که برادران محترمت دست از تعقیب جنابعالی برداشتند. از حرفهات معلوم است که خیلی دوستت دارند. اصولا داشتن خواهر کوچک خیلی مزه میدهد ما که از داشتنش محرومیم خوش به حال برادران شما.