شتر، گاو، پلنگ

وقت خوش فراغت

خب، این کافه کاغذی... آخر آدم چه بگوید... وروجک شعر این هفته ما را رسما کش رفت. خودش از تمام دنیا وروجک‌تر است آن وقت به آن بچه زبان بسته می‌گوید وروجک! اما خب ما هم که شعر کم نمی‌آوریم! توی دنیا فقط همین یک چیز را بلدیم و آن این که شعر حفظ کنیم. راستی سلام شترگاوپلنگی‌های تنهای دیار من! خوب که هستید؟ دیگر کنکور یا امتحانات را داده‌اید و احتمالا کارنامه‌ها ی مدرسه تان را هم تا حالا گرفته‌اید و تبعات کارنامه‌ها هم هر چه بوده دیگر تمام شده و حالا با خیال راحت می‌توانید نسل سوم بخوانید.
کد خبر: ۲۶۴۸۵۰

چقدر خوب! راستش این هفته می‌خواهم کمی خودخواهی کنم و درباره این روزهای خوب فراغت حرف بزنم. بگویم چقدر به شما حسودی‌ام می‌شود و دلم می‌خواست هر چه که داشتم بدهم و فقط یک روز به روزهای شما برگردم. البته من اصولا نوستالژی گذشته را ندارم، اما این فراغت... چیزی که هیچ وقت قدرش را ندانستم. به خاطر همین، امروز که داشتم به ستون شترگاوپلنگ فکر می‌کردم و این که چه چیزی باید در آن بنویسم و جواب کدام نامه را بدهم یاد فراغت تابستانی شما افتادم و با خودم گفتم خوش به حال شان. دلم خواست این حسرت را با شما تقسیم کنم. نه برای این که مثلا قدر فراغت تابستان را بدانید و از این حرف‌ها، فقط برای این که بدانید چند سال دیگر، چقدر دلتان برای این روزها تنگ می‌شود؛ روزهایی که بزرگترین غم آدم، کنکور یا امتحانات آخر سال است ــ که البته انصاف می‌دهم غم کوچکی هم نیست ــ اما در برابر غم‌هایی که آینده گریبان آدم را می‌گیرد، واقعا غم شادمانه‌ای است. با فکر کردن به اوقات فراغت، دلم خواست از همه آدم بزرگ‌ها بپرسم اگر دوباره به روزگار جوانی و نسل سومی بودن برگردند با تابستان‌شان چه می‌کنند؟ بعضی‌ها شاید بگویند تمامش را به گشت و گذار و گذراندن وقت با دوستان می‌گذراندند. بعضی‌ها هم شاید بگویند کتاب می‌خواندند، اما خود من چی؟ خود من چه کار می‌کردم؟... راستش را بخواهید همین حالا هم که دارم این کلمات را می‌نویسم اگر یک دفعه پرت شوم به همان روزها باز هم می‌بینم که هیچ برنامه روشنی برای اوقات فراغتم ندارم. در نتیجه آن را همان جوری می‌گذرانم که قبلا گذرانده‌ام! این بد است؟ راستش را بخواهید اولش فکر کردم که بد است. خیلی هم بد است. ولی بعد... بعد دیدم ای بابا اگر قرار بود برنامه‌ای داشته باشم که دیگر اسمش اوقات فراغت نبود. دیگر اسمش جوانی نبود. می‌شد همین پنجشنبه جمعه‌های سال‌های بزرگی که برایش کلی برنامه داری و در نهایت به هیچ کدامش نمی‌رسی، نه؟ پس خوش باشید با تابستان و اوقات فراغت که تکرار نشدنی است. تا هفته بعد درود و بدرود.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها