واقعیت کدام است؟

یکی از خبرهای غیرمنتظره که جهان در صدسالگی مایاکوفسکی در سال 1993 با آن روبه رو شد این بود که زنی سالمند که پروفسور کرسی فلسفه در آمریکا بود، خودش را به عنوان دختر مایاکوفسکی معرفی کرد. النا ولادمیرونا مایاکوفسکی که سال‌ها در سکوت زندگی کرده بود، در این زمان تصمیم گرفت تا هویت خود را که تا آن زمان با عنوان پاتریشیا تامپسون زند‌گی ‌کرده بود، فاش کند و پس از نوشتن پانزده کتاب در موضوع‌های مختلف کتاب شانزدهم را که عنوانش «مایاکوفسکی» بود، با نام واقعی خودش منتشر کند.
کد خبر: ۲۶۴۸۴۳

مادر النا که از خانواده‌ای ثروتمند بود همراه خانواده‌اش در سال‌های اولیه انقلاب روسیه از کشور مهاجرت کرده بود و ساکن آمریکا بود. مایاکوفسکی که این زن را از دوران حضور در روسیه می‌شناخت و عاشقش هم بود، در یک سالی که در آمریکا اقامت کرد با او رابطه نزدیکی داشت. النا بعدها وقتی 3 ساله بود در فرانسه پدرش را دید اما مرگ مایاکوفسکی فرصت دیدار دوباره را از او گرفت.

هر چند ابتدا عده زیادی در برابر ادعای النا مقاومت کردند، اما پس از این که درستی حرف‌های او اثبات شد، از استدلال‌ها و ادعاهای جدید او متعجب شدند. او معتقد بود که مایاکوفسکی به وسیله حکومت انقلابی کشته شده و رفیق استالین دستور قتل او را صادر کرده است. النا می‌گوید پدرش یکی از نخستین مخالفین آن رژیم بود و هنگامی که از شیفتگی انقلاب بلشویکی درآمد، دیگر حضورش خطرناک بود.

چه مایاکوفسکی به دستور استالین کشته شده باشد و چه خودش ماشه آن تپانچه کذایی را کشیده باشد، فرقی نمیکند او به عنوان یک هنرمند که همه توانایی‌هایش را پای انقلابی که عاشقش بود گذاشته بود، در یکی از عجیب‌ترین دوره‌های زندگی کشورش زندگی و مبارزه می‌کرد؛ دوره‌ای که همه دنیا چشم به شوروی تازه متولد شده داشت و می‌خواست ببیند که آیا واقعا الگویی جدید برای زندگی بشر پیدا شده است یا خیر. و در این شرایط برای آدم‌های صادقی که در داخل این مرزهای وسیع زندگی می‌کردند خیلی سخت بود که چشم‌بسته تسلیم همه کجروی‌های موجود شوند. انقلاب روسیه و رژیم بلشویکی که او همه شور خود را نثار آن کرده بود، داشت چهره دیگری از خودش را نشان می‌داد و از اجرای آن‌همه برنامه‌های بزرگ هم خبری نبود. خود او هم درگیر و دار عشق‌های پیاپی خسته و سرخورده بود.

شاعر بزرگ روس 13 مجموعه شعر دارد که تنها یک جلد آن پیش از انقلاب سروده شده است. او به عنوان یک انقلابی همه شور و انرژی‌اش را صرف انقلاب در شعرش کرده و با این حال نقد انقلاب را هم از یاد نبرده است. او پس از انقلاب همه این موج امید و شوری را که در شعرش داشت در رفتارهایش هم بروز می‌داد و در عرصه‌های مختلف برای مردم شعرهایش را می‌خواند. اما لنین اعتقاد داشت «کمونیسم مورد دلخواه آنها، کمونیسم شلوغ‌کاری و خروس جنگی است» و کسی را مامور کرده بود تا جلوی جنبش فوتوریست‌ها را بگیرد.

«ساده چون صدای گاو»، «آتش سرد»، «ساس»، «حمام»، «ابر شلوارپوش»، «زندگی و کار»، «آمریکایی‌ای که من شناختم» و «شعر چگونه ساخته می‌شود؟» از جمله آثاری است که از مایاکوفسکی به فارسی ترجمه و منتشر شده است.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها