حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
هوندیوس، کارتوگراف مشهور هلندی در گراوری مسی که برای منطقه کنونی ما طراحی کرده بود به اشتباه به جای عنوان خلیج عربی که به دریای سرخ (احمر) اطلاق میشد و باید روی آن قرار میگرفت عنوان را روی خلیجی که تا پیش از این همیشه خلیجفارس بود گذاشت و تا مدتی خلیجفارس را خلیج عربی نامیدند. اگرچه این اشتباه دیری نپایید و 100 سال بعد در تمام نقشهها این اشتباه اصلاح شد، اما همان اشتباه کافی بود تا امروز و گاهی هم برخی را به شیطنت اندازد و جعل عنوان کنند.
درباره این آبراه مهم سیاسی، اقتصادی و ارتباطی کتاب بسیار نگاشتهاند و مینگارند. مثلا در سال 85 که سال خلیجفارس نام گرفت، کتابهای متعددی نشر و بر هویت این خلیجفارسی تاکید شد. انتشارات امیرکبیر که در سال 1345 کتاب خلیجفارس از دیرباز تاکنون، تالیف و تحقیق احمد اقتداری را منتشر کرده بود به همین مناسبت دست به کار شد و با اصلاحات و تغییرات و اضافاتی آن را دوباره روانه بازار نشر کرد.
این کتاب اواخر سال گذشته آماده چاپ و ابتدای امسال منتشر شد. اهمیت کتاب در این است که با استفاده از پژوهشهای فراوان انجام شده پیشین، اطلاعات و مطالب خواندنی مفیدی را به همه کسانی میدهد که در پی بازیابی یک مفهوم تاریخی ایرانی از گذشته تاکنون بوده و هستند. «یکصد سال کشمکش پس از 5 هزار سال جنگ و ستیز در گاهواره تمدن» سرعنوانی است که مولف برای کتاب برگزیده و در زیر عنوان کتاب نیز «خلیجفارس، دریای پرماجرای ایرانی» آورده است.
احمد اقتداری از مولفان پیر در عرصه مطالعات خلیجفارس است و درباره جزایر، سواحل، کشورهای حاشیه و ویژگیهای تاریخی و اقتصادی این بخش مهم و راهبردی در جهان گذشته و حال کتابهای زیادی نگاشته است.
اقتداری در این کتاب که در 413 صفحه گردهم آمده است، از ابتدای تاریخی که تمدنهای بزرگ پا به عرصه حیات گذاشتند و آمدند و رفتند به قصه خلیجفارس پرداخته است.
مولف از کتاب عجایب الهند بره و بحره و جزایر نوشته بزرگ بن شهریار ناخدای رامهرمزی سخن آغاز میکند که هزار سال پیش از دریای پارس گفته است و شگفتیهای این آبراهه بزرگ، آواز شکستن موجها بر هم و آتش جهیدن از آنها و گمان کشتیرانان از سوار بودن بر دریایی از آتش روان شباهنگام سخن گفته است.
در کتاب خلیجفارس که پس از نامگذاری سال 85 به نام آن دوباره به سفارش معاونت پژوهشی وزارت امورخارجه نو شده و تکملههای بسیاری برآن افزوده شده جغرافیای اطراف این آبراهه ترسیم شده است. جلگه حاصلخیز خوزستان، بوشهر و بندرعباس و موقعیت آب و هوایی آن و منطقه خشک و کویری جنوب خلیجفارس که به کشورهای عربی تعلق دارد و بخش عمدهای از آن برای عربستان است از این جملهاند.
دریای پارس و موقعیت آن در زمان تمدنهای بزرگی چون عیلامیها، سومریها، بابلیها، آشوریها و شاهان هخامنشی و دریانوردی برخی از مردم در این تمدنها و از جمله هخامنشیها، عنوان بخش مهمی از این کتاب است. مولف با اشاره به تاثیر تاریخی، سیاسی و فرهنگی و اقتصادی هر یک از این تمدنهای جهان باستان به توجه و حضور آنان در خلیجفارس میپردازد.
بخش مهمی از این فصل به حضور و لشکرکشی داریوش هخامنشی به مصر و عبور از خلیجفارس و دریای احمر و رود نیل و حفر ترعه (کانال) سوئز اختصاص دارد.
دریانوردی داریوش تا بدان جا رسید که اقیانوس هند و دریای عمان را هم درنوردید و از مصر به هندوستان رسید.
حکایت پیروزی و لذت دریانوردی موفق داریوش را اما اسکندر نتوانست تکرار کند و در دهانه رودسند از موجهای خروشان هراسان شد و راه خشکی در پیش گرفت.
کتاب خلیجفارس در فصل پنجم به جنبشهای دینی و سیاسی در سواحل جنوبی خلیجفارس میپردازد. قیامهای زنگیان و بردگان یکصد سال پیش از پادشاهی ساسانیان، جنبش قرمطیان در بندری میان بوشهر و سیراف و گسترش آن در سراسر ممالک اسلامی پس از ظهور اسلام، از این جملهاند.
به نوشته مولف کتاب خلیجفارس اگر چه عیلامیها، بابلیها، سومریها و آشوریها دریانوردان ماهری بودند، اما ایرانیان دریانوردانی کوشاتر و سختجانتر بودند، چرا که آنان ثروت و خواسته فراوانی از راه دریا گردآورده بودند.
به نوشته کتابهای مهم و تاریخیای چون عجایبالهند بره و بحره و جزایر نوشته ناخدای رامهرمزی که پیش از این آمد، المسالک و الممالک ابواسحا ق ابراهیم اصطخری یا یادداشتهای ابن جبیر اسپانیایی در سفر به خانه خدا، حسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم نوشته مقدسی، سفرنامههای جهانگردانی چون مارکوپولو، سلیمان سیرافی، خلیجفارس از معابر دریایی مهم و بزرگ در دنیای قدیم بوده است و جهانگردانی که تا دریای چین رفتهاند هم از عظمت خلیجفارس چیزی بیش ندیدهاند.
از سیاحان بزرگی که در خلیجفارس گردش کردهاند میتوان به ناصر خسرو قبادیانی، ابن بطوطه، یاقوت حموی، عبدالرزاق سفیر میرزا شاهرخ از پادشاهان هند و چین، فریار ادریک پرتغالی، ابه رینال و... که از سالهای دور تا همین چند قرن نوزدهم به خلیج فارس آمده و از ویژگیهای آن گفتهاند.
استقلال مجمع الجزیرههای جنوب خلیج فارس در سالهای آغازین دهه 50 شمسی از انگلستان که پیش از این در زمره شیخنشینهای کوچکی بودند باعث شد ادعاهای بسیاری درباره خلیج فارس مطرح شود.
کویت، قطر، شیخنشینهای امارات و عمان از این جمله بودند که پیش از این بر اقتصاد مبتنی بر دامداری و تجارت امور میگذراندند و با فوران نفت بر روی خزاین طلای سیاه نشستند.
ساحلنشینان بومی خلیج فارس از ادوات و به اصطلاح جهازات مختلفی برای بادپیمایی بهره میبردهاند که هنوز هم از سوی دریانوردان و ملوانان بومی مورد استفاده قرار میگیرد.
قایقهای تفریحی نجات از این جملهاند که با نامهای محلی کلک، جالیوت، ماشور، بلم، گفه یا قفه در اندازه کوچک و ادوات اقیانوسپیمایی چون بوم، بغله، غنچه، بطیل و... در اندازههای بزرگ وجود دارند. خلیج فارس از روزگاران قدیم دارای آواها، نواها، ترانهها، سرودها و نامهایی بوده که امروزه هم رواج دارد. اشعار و نامهای ویژهای در این منطقه وجود دارد که ریشه در شرایط اجتماعی، اقتصادی، محیطی و آب و هوایی آن دارد.
مولف این کتاب به جای بازنویسی و ویرایش اسامی اثر این کتاب را در 2 بخش تقدیم خوانندگان کرده است.بخش نخست که تاکنون درباره آن گفته شد، همان بخشی است که در سال 1345 نگاشته شده است. مولف برای چاپ جدید بخش دومی به آن افزوده است که شامل نقشههای خلیج فارس و بنادر آن، جزیرهها، زبان و لهجهها و از همه مهمتر حقوق تاریخی، مالکیت مستمر و فعال ایران در خلیج فارس میشود.
به گفته دیگر میتوان گفت مولف در این بخش به بحث سیاسی و دیپلماتیک خلیج فارس میپردازد که از سالهای نهچندان دور و بویژه از یکصد سال گذشته شاهد آن بودهایم.حضور انگلستان و سپس آمریکا و تحولات تاریخی و سیاسی در منطقه خلیج فارس از مهمترین بحثهای بخش دوم این کتاب است.ارائه اسنادی دال بر حاکمیت ایران بر جزایر خلیج فارس و مالکیت حقوقی بر آنها و حتی اسنادی دال بر نام خلیج فارس ازجمله افزودنیهای تازه به این کتاب است. تاریخ دریانوردی ایرانیان و ارائه سفرنامههای برخی از سیاحانی که در خلیج فارس گردش کردهاند، بخش پایانی این کتاب است.
از معایب این کتاب یکی این است که پیوستگی مطالب پیشین و پسین به شکل مطلوبی صورت نبسته است. با خواندن این کتاب خواننده با 2 کتاب جداگانه مواجه میشود که بخوبی به هم گره نخوردهاند. در کنار مطالب خواندنی تاریخی دوپارگی بخشی از مطالب ازجمله دریانوردی 2 دوره تاریخی هخامنشی و ساسانی که یکی ابتدای کتاب و دومی انتهای کتاب آمده از ضعفهای کتاب است. شاید مولف که سنین پیری را میگذراند از حوصله به هم ریختن کتاب و ساختن کتابی جدید فارغ بوده و نتوانسته کار را به نیکی تمام کند.
هر چه باشد این کتاب اثری خوب در حوزه مطالعات خلیج فارس است و میتواند راهگشای بسیاری باشد برای کسانی که اهل تحقیق و پژوهشاند.
غلامرضا معصومی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....