کمدی به عنوان یک ژانر مهم زیرژانرهایی هم دارد؛ یکی از این زیرژانرها، کمدیهای سیاسی است. کمدی سیاسی، محصول تفکری روشنفکرانه است که در ادبیات دنبال مفاهیمی جدی و بنیادین در قالبی طنز است و زمانی که این تفکر وارد سینما میشود، از هر عنصر و نشانهای در سینمای کمدی، به دنبال رساندن مفهومی دیگر است. این سخن را بارها شنیدهاید که تامل در برخی کمدیهای انتقادی (مثل آثار چارلی چاپلین) ابتدا باعث خنده میشود، اما اگر با دقت بیشتری به آنها پرداخته شود، ممکن است تاثیری تلخ در کام تماشاگر بگذارد. این مهم مستلزم درک نشانههای فیلمی است که دائما دارد به مابهازای بیرونی خود ارجاع میدهد.
در سینمای ایران پیش از انقلاب، امکان ساخت فیلمهای سیاسی و انتقادی فراهم نبود و اگر هنرمندانی مثل ناصر تقوایی در آثار درخشانی چون «آرامش در حضور دیگران» چنین گامهایی برمیداشتند، بشدت با آنها و اثرشان برخورد میشد. در همان یک دهه پایانی حکومت پهلوی و همزمان با اوجگیری سینما و ظهور فیلمسازان پیشرو، چند کمدی سیاسی ساخته شد (ازجمله «سازش» به کارگردانی محمد متوسلانی)، اما اینها هرگز منجر به شکلگیری یک جریان در سینمای ایران نشد.
«ای ایران» و جایگاه آن در سینمای کمدی
ناصر تقوایی پیش از ورود به سینما، دستی در نوشتن قصه و فعالیت در ادبیات داستانی داشت و در دهه 40 یکی از جوانان مستعد بود در نگارش قصههایی با مایههای بومی جنوب. همچنین مدتی به عنوان مستندساز، آثار مطرحی را ساخت (مثل «باد جن)» و این دو نوع پیشینهاش، سکوی پرتاب مناسبی بود تا در فیلمها و سریالهای گوناگونی که میساخت، هم طنز را چاشنی کارش کند و هم از واقعیتگرایی دور نماند. او پس از «آرامش در حضور دیگران»، «صادق کرده» و «نفرین» نخستین سریال تلویزیونیاش را با تکیه بر عنصر طنز در روابط میان شخصیتها و نیز با گرایشی کاملا سیاسی و منتقدانه کارگردانی کرد که هنوز به عنوان یکی از تجربههای ماندگار تلویزیون به حساب میآید. سپس در سالهای اولیه انقلاب، ساخت سریال «کوچک جنگلی» را آغاز کرد که نیمهکاره ماند و بهروز افخمی آن را به پایان رساند. «ناخداخورشید» فیلم تحسین شده ناصر تقوایی نخستین اثری بود که پس از انقلاب کارگردانی کرد و سپس سراغ «ای ایران» رفت.
داستان «ای ایران» در زمان حاکمیت پهلوی میگذرد و مربوط به یکی از شهرهای کوچک شمال است که پس از ناآرامیهایی در آن، گروهبان مکوندی بیسواد و سلطهجو مسوول برقراری امنیت در آنجا میشود. در نگاه اول کاملا مشخص میشود که منطقه موردنظر در شمال ایران، کشور ایران است در مقیاسی کوچکتر و مکوندی نیز همان ویژگیهای تیپیکال محمدرضا پهلوی و پدرش را دارد. در میان افراد ساکن در این منطقه، همه نوع گرایشی دیده میشود؛ آدمهای ترسو، آزادیخواه، فرصتطلب، منفعل و... تقوایی برای رسیدن به ایده موردنظرش، موقعیتهای ظریفی را خلق کرده که شخصیتها در قالب آنها، همانگونه که در نمایش جنبههای ظاهری و روبنای شخصیتشان اغراق میکنند، در عین حال تماشاگر را در جریان بگذارند که این روابط و مناسبات در خلا رخ نمیدهند و بارها چنین وقایعی در تاریخ ایران اتفاق افتاده است. مکوندی که همزمان با قیام مردم ایران علیه دیکتاتوری شاه، به قصد سرکوب آزادیخواهان آن ولایت عازم شمال شده، بیش از آن که آدم نفرتانگیز یا پلشتی باشد، یک بدبخت بیسواد است که قادر نیست زن تنوعطلبش را در رفتارهای عجیب و غریبی که از خود نشان میدهد توجیه کند و حالا این آدم آمده تا به قول خودش نظم را در این منطقه برقرار سازد. این یکی از مهمترین نکات کلیدی سینمای کمدی است که در شخصیتپردازی آنها نمیتوان آدمهای منفی را مثل فیلمهای معمول داستانی طراحی کرد. مثلا در «بازداشتگاه 17» اثر درخشان بیلی وایلدر که آن هم یک کمدی سیاسی است، شخصیتی که مسوول بازداشتگاه است (با نام مسخره یوهان سباستیان شولتز) بیش از آن که شخصیت خبیثی باشد، احمقی قابل ترحم است. به این ترتیب گاهی عدم رعایت این نکته در شخصیتپردازی فیلمهای کمدی، باعث میشود تا ناگهان لحن اثر مورد آسیب قرار بگیرد و در لحظاتی جدی شود. یک فیلم کمدی باید در عین حالی که در همه موقعیتها، ضرورتها و موارد تعریفشده و لازم ژانر را رعایت میکند، در قالب شوخی و خنده، اشاره به واقعیت و منظور نظر کارگردان و خالق اثر هم داشته باشد، بیآن که لحنش دستخوش تغییر شود. بر این مبناست که شخصیت مکوندی «ای ایران» نیز خود با رفتار گاه غیرانسانیاش با بومیان، ما را میخنداند. مثلا در صحنه مواجهه با روشنفکر منطقه که همراهش ماهی قرمز رنگی است که در کیسه دارد، با جدیت میگوید که چون ماهی سرخ دستش است حتما کمونیست است! یا آنجا که دچار دنداندرد میشود و در جواب حرف پرتی که زنش میزند، از ضربالمثل گودرز و شقایق استفاده میکند!
بازیها و بازیگران
اکبر عبدی پیش از اینها در سریالهای تلویزیونی گروه کودک و نوجوان استعداد فراوان خود را نشان داده بود. همین پیشینه و استعداد، باعث شد مورد توجه ناصر تـقــوایـی در «ای ایـران»، داریـوش مـهـرجـویـی در «اجارهنشین» و بعدها محسن مخملباف در «هنرپیشه» قرار بگیرد. اهمیت حضور اکبر عبدی در آن سالها (و نه این سالها و کمدیهای سبکی مانند «اخراجیها)» به این برمیگشت که ذاتا بازی او به گونهای بود که بازیگران مقابلش را تحتالشعاع قرار میداد. مثلا برای کسانی که «ای ایران» را در همان سالها دیدهاند سخت است به یاد آوردن دیگر بازیگران این فیلم، مثل ثریا حکمت، مرحوم غلامحسین نقشینه، مرحوم محمود لطفی، مرحوم حسین سرشار، حمید جبلی و دیگران. در «ای ایران» عبدی یکی از بازیهای ماندگار و بیبدیلش را عرضه میکند و در همان جوانی نشان میدهد که چه قابلیتهای غریزی دارد. نوع راهرفتن و بازی با اجزای صورت این بازیگر در صحنههای مختلف فیلم در مقابل دیگر بازیگران، نشان از اعتمادبهنفس او داشت و این که انگار سالهاست با این نقش زندگی کرده.
عوامل دیگر...
«ای ایران» یکی از اولین تجربههای محمود کلاری در مقام مدیر فیلمبرداری است. عباس گنجوی تدوینگر کهنهکار سینمای ایران، تدوین این فیلم را انجام داده. سیروس مقدم سریالساز مشهور این سالها یکی از چهار دستیار تقوایی در «ای ایران» بود. منوچهر اسماعیلی گوینده و دوبلور برجسته به جای اکبر عبدی در این فیلم حرف زد و با لحنی بسیار متفاوت از صدای همیشگیاش، نقش برجستهای در شکل دادن به این کـمـدی داشت. ناصر چشمآذر (آهنگساز)، خسرو خسروشاهی (مدیر دوبلاژ)، اسحاق خانزادی (میکس)، محمدرضا دلپاک (صدا) و ابراهیم حقیقی (تیتراژ) دیگر استادانی بودند که نمیتوان منکر نقش اساسیشان در ساخت این فیلم شد.
در یک قدمی...
اگر «ای ایران» را بخواهیم با فیلمهای دیگر ناصر تقوایی مقایسه کنیم، ناچاریم از اعتراف به این که اثری چشمگیر نیست اما اگر بخواهیم در قیاس با دیگر فیلمهای کمدی پس از انقلاب ارزیابیاش کنیم، باید بگوییم یکی از بهترینهاست (که این خود نشان از کیفیت سینمای کمدی در این سالها دارد)! در جریان تولید «ای ایران» اتفاقات زیادی افتاد. یکی از بازیگران پیشکسوت این فیلم در میانههای راه به دلیل شخصی، گروه را ترک کرد و این در کنار اتفاقات دیگر باعث وقفههای ناخواستهای در کار شد. فیلمبرداری در شهر ماسوله انجام میشد و حساسیت و وسواس تقوایی از یکسو و مشکلات برخی از اعضای گروه در دوری از محل زندگیشان و... ناخواسته به این فیلم لطمه زد،اما «ای ایران» با وجود برخی نارساییها، هنوز یک اثر زنده است پر از صحنههای جذاب و موقعیتهای خیرهکننده که اگر کمی شرایط برای ساخت بیدردسرش فراهم میبود قطعا اثری بسیار بهتر از این میشد. 14 شهریور 1369 این فیلم اکران شد و پس از آن ناصر تقوایی فقط یک فیلم دیگر ساخت و با توجه به این که از زمان ساخت فیلم آخرش نیز نزدیک به یک دهه میگذرد، همه علاقهمندان به سینمای ارزشمند و هنری، منتظر خلق یک «ناخدا خورشید» دیگر از کارگردان کمکار و قابل احترام سینمای ایران هستند.
امان جلیلیان