خانه پدری برای همیشه

به هر جایی که زیارت بروی، بعد از چند روز مرخص می‌شوی. سینه ات و دلت گواهی می‌دهد که دیگر وقت رفتن است. دیگر نمی‌خواهی بمانی... گویی توشه‌ای گرفته‌ای و باید بروی و به کارهای دیگرت برسی. مگر اینجا که جایی دیگر است.اینجا بوی پدری را برایت دارد که هیچ گاه از کنار آن خیال رفتن نداری...
کد خبر: ۲۶۴۰۵۸

در حرم علی احساس غریبی و سنگینی نمی‌کنی. در حرمش تنها نمی‌شوی و صحن و سرای بغایت کوچک و ساده‌اش چنان عظمتی در چشمانت می‌آفریند که غصه دار نمی‌شوی.

بارها به حرم نازنینش رفتم تا لحظه‌ای بر زبانم جاری شد که پدر جان سلام!

ای پدر بزرگوار آرمیده بر بالین دو پدر بزرگ بشریت.

در میان ضریح حضرت مولا صندوقی بزرگ می‌بینی که آرامگاه این سه پدر با شکوه تاریخ است.

مرقد آدم، مضجع نوح و حریم علی.

آدم که پدر آدمی‌است و نوح که پدر ایمان و علی پدر شرافت و تعالی.

آدم که بر کرانه توفان آفرینش پهلو گرفته و بذر وجود انسان بر کره خاکی افشاند و نوح که بر موج عصیان خروشید و با کشتی‌اش بر کرانه‌های رهایی و ایمان نشست و علی که موج موج خون فرقش همه شقاوت‌های آغازین و پایانی را در آن سرخ مقدس در هم پیچید!

این خانه پدری برای همه آنانی است که آفرینش می‌شوند چون آدم، توفان را شکست می‌دهند چون نوح و آزاده و با شکوه غیرتمندند؛ چون علی!

این خانه پدری برای همه آنهایی است که چون آدم از روح خدا متبرک‌اند و چون نوح از هوای خدا بر فراز و چون علی از عشق خدا در اوج. الذین امنوا اشد حبالله

از نجف اشرف کسی خسته نمی‌شود، که باورمان نیست این خانه پدری چیزی برای ماندن کم دارد.

ما هر جا هم که باشیم کمال ما، شخصیت و روح ما، هویت ما، همه و همه زمانی در اوج است که به خانه پدری خود برگردیم.

خانه پدری که سرشار است از محبت و ایمان و صبر.

خانه پدری که برای هیچ یتیمی، برای هیچ گمگشته‌ای، برای هیچ بیقراری در آن جا کم نیست.

جایی که خانه امید و آرامش فرزندان است. جایی که پدر هست و مادر هست و کودکانی که بر صحن و سرایش برای همیشه تاریخ ادب و آداب می‌جویند...

عجیب خانه پدری است این خانه علی که تاریخ هنوز هم چشم بر در آن دوخته تا کسی چون علی از میانه‌اش بر دادگری کمر همت ببندد.

کمر دادگری برای نویدی نو و امیدی تازه.

خانه پدری که هنوز قهرمان داستان‌هایش بابای خانه است. پدری که همه می‌خواهند به او برسند.

افسوس که خود فرمود: و لا تقدرون علی ذلک... و خوشا که امیدمان داد که:

ولکن اعینونی بالورع و الاجتهاد و عصمه و سداد

محمدصادق دهنادی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها